-
معنای زندگی
چهارشنبه 14 شهریور 1386 20:48
به نام حضرت دوست سلام و عرض ادب و احترام به نظر میرسه که ما انسان ها هر چه بیشتر به سمت مدرنیته شدن پیش میریم ، آهسته تر به سمت آرامش و یا بهتر بگم : " معنای حقیقی زندگی " گام برمیداریم ... اون ساعت های خوشی که همۀ اعضای خانواده در کنار هم جمع میشدن و گل میگفتن و گل میشنفتن چی شد (؟!) اون آرامش و آسایشی که پدر خانواده...
-
مصائب
دوشنبه 12 شهریور 1386 17:35
به نام حضرت دوست سلام و عرض ادب و احترام سوره تغابن - آیه ۱۱ خودمونیم ... چقدر این آیه رو باور داری ؟!!!... یا حق
-
زندگی چیست ؟!
جمعه 9 شهریور 1386 20:42
به نام حضرت دوست سلام و عرض ادب و احترام گفتم : زندگی چیست ؟! گفت : زیر دیوار آرزو مُردن !... به نظرت راست میگه ؟! یا حق
-
بای بای یونیورسیتی
پنجشنبه 8 شهریور 1386 23:28
به نام حضرت دوست سلام و عرض ادب و احترام امروز ، بالاخره بعد از دو ماه رفتم سراغ کمدم (!) هنوز جزوه های محاسبات و پیشرفته که در برگه های کلاسوری نوشته بودم ، داشتن اون وسط برای خودشون تردد میکردن (!) طفلکی ها هر برگه شون به یه ور بود و البته از آثار به جای مانده از شب عملیات (شب امتحان !) حکایت داشتن .. نمونه سوالات...
-
عمو در راه است ...
چهارشنبه 7 شهریور 1386 02:08
به نام حضرت دوست *** زهی خجسته زمانی که یـــــار باز آید بکام غمزدگان غمگســـار باز آید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید *** یا حق
-
درد بودن
چهارشنبه 7 شهریور 1386 02:05
به نام حضرت دوست *** چیزی مرا به قسمت بودت نمی برد از واژه ی دو وجهیه تکرار خسته ام من بی رمق ترین نفی این حوالیم از بودن مکرر بر دار خسته ام من با عبور ثانیه ها خرد میشوم از حمل این جنازه ی هوشیار خسته ام «راستش گویندش هم ناشناس بود!» « چه برسه به نویسندش !» *** سلام و عرض ادب و احترام احتمالا الان دارین با خودتون...
-
به افتخار سروناز ، پیپیپ هورااا !
جمعه 2 شهریور 1386 15:31
به نام حضرت دوست *** بادااااا بادااااا مبارک بادااااااااااااااا .... «اثر غریبه (همون بچه قرتی ثابت)» *** سلام و عرض ادب و احترام الوعده وفااااا ... باز هم میلاد با سر سعادت یکی از اختران تابناک آسمان نیمکت ، فرا رسیده (!) ما نیز به همین مناسبت ، جشنی پارتیزانی (از نوع انگولاییش !) برگزار می کنیم . آبجی مرجان بپر وسط...
-
جشن تولد
یکشنبه 21 مرداد 1386 00:28
به نام حضرت دوست *** مژده ایدل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمۀ داودی باز که سلیمان گـُل از باد هوا بازآمد ... «لسان الغیب» *** سلام و عرض ادب و احترام طبق روال عادی برنامه ، آبجی مرجان باز هم با پیش دستی شون ، موجبات غافلگیری جمع رو فراهم کردن (!) در حال حاضر هر چند که این...
-
حس
جمعه 19 مرداد 1386 21:44
به نام حضرت دوست *** اگر احساس میگنجید .. در شعر بجز خاکستر از دفتر نمیماند وگر الهام میجوشید .. با حرف زبان از ناتوانی در نمیماند *** سلام و عرض ادب و احترام بخش اول (حس غریب) : سمت راستم پارک بزرگ ملت بود ، سمت چپم تا دلتون بخواد ماشین و روبروم ... پله و پله و پله ؛ آره درست فهمیدین ، منظورم پل روگذره (!) وقتی...
-
مرجان
یکشنبه 7 مرداد 1386 16:29
به نام حضرت دوست *** در این درگه که گه گه که کوه و کوه که شود ناگه مشو غرّه به امروزت که از فردا نیی آگه ... *** سلام و عرض ادب و احترام هر چقدر سعی کردم که در جواب کامنت هشتم پست مهران (منظورم کامنت آبجی مرجانه !) پاسخی مناسب و قابل قبول بدم ، نشد که نشد ... راست رو بخواین این کامنت لذت بخش ترین کامنتیست که در سال 86...
-
مهران
پنجشنبه 4 مرداد 1386 16:11
به نام حضرت دوست *** عجب بالا و پایین داره دنیااا عجب این روزگار دلسرده با مااا *** سلام و عرض ادب و احترام پست این دفعه نیمکت در مورد داداش مهران است که شامل نحوه آشنائی مون و سایر تغییر و تحولات رخ داده در این مدت خواهد بود . البته از اون جا که داداش ما خودش شدیدا در بورس مجالس و محافل تشریفات دارن (!) قطعا در وبلاگ...
-
گرد و غبار زمانه
جمعه 29 تیر 1386 19:01
به نام حضرت دوست *** یاری اندر کس نمی بینیم یارانرا چه شد دوستی کی آخر آمد دوستدارانرا چه شد کس نمیگوید که یاری داشت حقّ دوستی حق شناسانرا چه حال افتاد یارانرا چه شد شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریارانرا چه شد ... « مهربانی کی سر آمد ؟! شهریارانرا چه شد ؟!! » (( حافظ )) *** سلام و عرض ادب و...
-
نیاز
دوشنبه 25 تیر 1386 00:39
به نام حضرت دوست *** زندگی ... در تپش بال کبوتر ... جاریست ... *** سلام و عرض ادب و احترام موضوع این پست نیمکت ، مربوط میشه به « نیاز خانوم » (همون دختر خاله ی دیروز ، امروز ، فردا و فرداهااای نیمکت !...) « البته با کسب اجازه از هنرمند بزرگ و خالق این اثر بیاد ماندی "آقا رضا مشتاق" !» نیاز از جملۀ اون افرادیست که به...
-
مولتی پست
جمعه 22 تیر 1386 20:12
به نام حضرت دوست *** روزی ، نون بربری نیست ... «فکر کنم ، آقای حورایی گفته باشن !» *** سلام و عرض ادب و احترام آقا ما خبر ...مون گفتیم (!) که به جای کامنت گذاشتن برای دوستان ، به کامنت هاشون جواب بدیم ... چون خودم معتقدم که تاثیر بهتری خواهد داشت ؛ اما راستش رو بخواین ، طرحم به شدت "شکست خورد !" آخه شبها دیر وقت میرسم...
-
از تغییر وضعیت تا تفاهم و درک متقابل !
یکشنبه 10 تیر 1386 05:40
به نام حضرت دوست *** خداوندا از این خواب گران بیدار کن ما را زمستی های جام جهل و کین هشیار کن ما را «شاعر : نی دوووونم !» *** سلام و عرض ادب و احترام یادمه جمله اوله پست آخرم این بود : «« بالاخره زمان جفتک زدن های غریبه هم به پایان رسید و از قرار معلوم باید فی الاجبار ، برای مدت کوتاهی ترک یار و دیار کنه ...»» پس...
-
اسمه این پست رو چی بذاریم ؟
جمعه 8 تیر 1386 00:41
این روزها ، سراغه هر وبلاگی میرم همش یا حرف از عشقه و لاو و خوشبختی و دوستت دارم و فدات بشم و اینا ، یا حرف از شکست و بدبختی و نامردی و دشمنی و خیانت و ..... یا حرف از محبت و مهر و صفا و صلح و وفاست یا سخن از کینه و قهر و خشم و مجازات و ...... حتی توی نوشتن هامونم تعادل رو رعایت نکردیم ، هنوز یاد نگرفتیم و نفهمیدیم...
-
پرسیدن عیب نیست
پنجشنبه 31 خرداد 1386 00:00
دوباره من ! بازم آبجی مرجان به همراهه گیگیلی ........ عمه حیتایی گفته بود چرا اینجا آپ نمیشه ، من دلم میخواست آپ کنم ولی فکر کردم شاید امروز داداش امین بیاد وبلاگشو تحویل بگیره ، اما انگار هنوز قصده اومدن نداره ، حالا یه چند صباحی هم منو گیگیلیو تحمل کنین تا خوده امین بیاد . اوکی ؟ آهان اینو میخوام بگم : چند وقت پیش...
-
اغر به خیر !
پنجشنبه 24 خرداد 1386 21:01
دیدین بعضی از آدمها همه فن حریفن ؟ البته فکر می کنن ، یعنی این از خیالات و توهماته خودشونه ............. چرا نمیخوان قبول کنن که هر کسی واسه یه کاری ساخته شده ؟ درسته آدم پتانسیله همه چیزو داره توی ذاتش ، ولی در صورتی میتونه اون همه چیز رو به نحو احسن انجام بده ، که واسه همه اونا تعلیم دیده باشه و تونسته باشه همه...
-
عمرا اگه وضعیت رو بگم !
پنجشنبه 17 خرداد 1386 23:26
یادمه وقتی دانش آموز بودم ، توی زمستونا دلم میخواست بازی کنم ، ولی همیشه مامان سرم داد میزد که درسهامو بخونم و همیشه هم از مامان می پرسیدم که درس خوندن و مدرسه رفتن به چه دردم میخوره حس می کردم مدرسه چیزه بیخودیه گاهی دلم لک میزد واسه دوچرخه سواری ... البته بعد از ظهرها که مامان و بابا خوابیده بودن یواشکی دوچرخه امو...
-
وضعیت : کمی صاف تا قسمتی ابری !
یکشنبه 13 خرداد 1386 16:44
سلام به همنیمکتی های گلم ! همینطور که خودتون خبر دارین ، امین کوچولو امتحان داره و از قرار معلوم تا اول تیر ماه غیب میشه میره پشت ابر و بعد دوباره در میاد . توی این مدت هم ریش و قیچی رو سپرده به منو گیگیلی ! و از اونجایی که گیگیلی توی هر کاری مسی رو هم شرکت میده پس اجازه بدین من یه راست برم پا به قبله دراز بکشم آخه با...
-
وضعیت ...
پنجشنبه 10 خرداد 1386 21:00
به نام حضرت دوست *** ” فلسفه حقیقی آن است که دیدن دنیا را دوباره بیاموزیم“ (مرلاو – پونتی) *** سلام و عرض ادب و احترام «« بالاخره زمان جفتک زدن های غریبه هم به پایان رسید و از قرار معلوم باید فی الاجبار ، برای مدت کوتاهی ترک یار و دیار کنه ...»» همون طور که احتمالا از کامنت های دوتا یکیم متوجه شدین (در همین جا از تمام...
-
وضعیت عادی
سهشنبه 8 خرداد 1386 12:45
به نام حضرت دوست *** سر سبز ترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو باد گفتند که لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد « پ.ن : تو = همۀ نیمکت نشینا !» *** عارضم خدمت تون که چند روز پیش آبجی کوچیکه ازم خواست پستی شنگول بذارم تا خانواده از این حال و هوا در بیاد و کمی دور هم بخنیدم (و صد البته امروز هم...