-
التماس دعا !!
سهشنبه 21 اسفند 1386 01:10
به نام حضرت دوست *** هنوز برای این بخش متنی پیدا نکردم !! *** عکس مون هم در دست احداثه !! عرض سلام و ادب و احترام اعلام وضعیت : زرشک !!.. ملت وقتی میخوان یه پست نون و آبدار بذارن ، قبلش شصت ساعت زن (ذن ، ضن یا هر "زال" و "نونی" که آبجی مونا صلاح بدونه !!) میگیرن و شونصد ساعت ماسک هویج پخته و گلابی له شده روی صورت شون...
-
دخیل ...
شنبه 18 اسفند 1386 11:17
به نام حضرت دوست *** به ضریح ها ببندند دخیل را ولی من ... به کجا ببندم این دل که تواَش ضریح باشی ؟؟ *** عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : هنوز روزها چک چک کنان از گوشه تقویم میریزند و هنوز لحظه ها در تپش ثانیه ها جون میدن و میمیرند .. چهل و هشت روز از روزی که در حدود هزار و چهارصد ساله برامون به یادگار مونده هم گذشت و...
-
از تشکر تا تأسف ...
سهشنبه 14 اسفند 1386 23:51
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : میخواستم پستی راجع به ... (ای شیطوناااا ، فچ چردین به همین شلی موضوع پست بعدیم رو لووو میدم !!!) بگذارم ، اما دیدم که در بخش کامنت هام یک موضوع خیلی مهم به شکل علامت سوالی بی جواب باقی مونده که نمیشه به این راحتی ها از کنارش گذشت . برای همین با اجازه تون قلم این پست رو...
-
محبت
شنبه 11 اسفند 1386 16:18
به نام خداوند مهربانیها با عرض سلام و ادب و احترام مردم در قلمرو احساسات خیلی زودتر با هم آشنا و صمیمی می شوند تا در منطقه نفوذ عقل و منطق. گوستاواربون دوستان عزیزم!حال و احوالتون خوبه؟ با زحمت های آبجیتون چی کار می کنید؟ به هرحال اگه از شدت ناراحتی و خشم از اینکه فعلا باید منو تحمل کنید در حال کندن موهاتو هستید...
-
در مدح نیمکت !!!
پنجشنبه 9 اسفند 1386 08:13
بسم الله النور علی نور عرض سلام و ادب و احترام نمی دونم چرا داداش امین منو انتخاب کرد که پست بزارم! ولی امیدوارم امانت دار خوبی باشم و پشیمونش نکنم!! اول، از همه بزرگترهام معذرت خواهی می کنم و ازشون خواهش میکنم این چند روز من رو تحمل کنن.و اگر از من کوتاهی در این باب دیدید به بزرگواری خودتون ببخشید. الان حس یه بچه ای...
-
زندگی در وقت اضافه ...
چهارشنبه 8 اسفند 1386 12:09
به نام حضرت دوست دیدین وقتی بازی فوتبال به وقت اضافه میکشه ، همه مثل برق گرفته ها از این ور زمین به اون ور میدوند و حتی دروازه بان هم تا محوطه جریمه تیم حریف پیش روی میکنه ؟! زندگی من هم در طول این چند هفته ، حکم همون وقت اضافه رو داشت و حضور الانم هم دقیقا مثل پیش روی اون دروازه بان میمونه !... الان که دارم این...
-
حس خوبی دارم ...
چهارشنبه 1 اسفند 1386 00:36
به نام حضرت دوست *** میشه *** حس خوبی دارم به تو که نزدیکی میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد تا تو هستی جز تو همه چی ممنوعست عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست من توی آغوشت گرم بودم یا سرد کاش شب می فهمید روز باور میکرد بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی من فقط...
-
گاهی ...
چهارشنبه 24 بهمن 1386 07:05
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام ««گاهی...»» گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست می ورد گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلبِ خون شده بشکست می رود اول اگر چه با سخن از عشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته ست می رود وای از...
-
نامه ام را که به میلاد رساند، آیا ؟!
دوشنبه 22 بهمن 1386 23:53
به نام حضرت دوست *** به سراغ من اگر می آئید نرم و آهسته بیائید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهائی من «سهراب سپهری» *** عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : تو این چند روزه، هر وقت اندک مجالی برای تمرکز کردن گیر میاوردم، به این فکر میکردم که برای پست جدید نیمکت، چی میتونم بنویسم .. مونده بودم که بیام اندر احوالات خودم قلم...
-
تفاوت ، تفاهم و تحمل ...
پنجشنبه 18 بهمن 1386 22:00
به نام حضرت دوست *** بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند «رابیندرانات تاگور» *** عرض سلام و ادب و احترام جمله بالا براتون آشنا نیست ؟!؟! بله، درست حدس زدید !.. حدودا شش ماه پیش که پست قبلیم رو راجع به جناب "تاگور" نوشته بودم ، در بخشی از گفته های ایشون جمله بالا حضوری فعال و...
-
تاگور نگووو یه دسته گل !!
پنجشنبه 11 بهمن 1386 09:27
به نام حضرت دوست *** خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست خوشبختی دوس داشتن داشتنی هاست *** عرض سلام و ادب و احترام این دفعه میخوام بدون هیچ گونه مقدمه ای هموووجووو با مخ بپریم وسط پست !!.. حاضرین ؟! « گفتگو با خدا » در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم. خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟ من در پاسخش...
-
مچورت واس تچکیل وبلوگ
پنجشنبه 4 بهمن 1386 22:30
امروز وقتی داشتم لباسامو میذاشتم توی ماشین لباسشویی ، قیافه ام یییییهویی اینجوری شد بعدشم این شکلی دیگه آخرش اون یکی چشمم به کلی از صفحه صورتم محو شد و منه من عبارت شد از تنها یک چشم و ۲ دست و ۲ پا ... آخه شلوارامو که وارسی میکردم پاچه سمت راست هممشون ماستی بود .. یعنی اگه یه مخترع ، دستگاهی اختراع کنه که ماست ربا...
-
یههنی چی اصَن ؟
دوشنبه 1 بهمن 1386 15:28
هنوز سرماخوردگیم خوب نشده روزی 3 تا ادولت کلد میخورم 3 تا استامینوفن تازه هر شب آنتی هیستامین هم میخورم !! آخه آبریزش بینی دارم جرات نمیکنم سرمو تکون بدم کَلَک شومصدتا جعبه دستمال کاغذیو کندم رف پی کارش !!! .. از بس توی این چند روز قرص خوردم باور کنین با جعبه کمکهای اولیه مو نمیزنم ! هی مامان گیر میده برو دکتر زودتر...
-
گیگیلی گیجمولک شد !
پنجشنبه 27 دی 1386 23:37
امروز یه چیز خنده دار اتفاق افتاد .. عمرا بگم به این فکر میکنم که احتمالا یکی از همین روزا منو به تخت میبندن واسه ترک .. امروز از بس شکولات و چای و چیپس خوردم دیگه ناهار نخوردم .. سرما هم خوردم واسه همین اصلندشم مزه هاشونو حس نکردم پس چرا میخوردم ؟! به نظر شما من سالمم نه ؟ خب خدا رو شکر .. راستی ! توی پست قبلی ، یه...
-
از شیر مرغ تا ...
سهشنبه 25 دی 1386 07:10
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام قبل از هر چیز باید اعلام وضعیت کنم : (هر چند که احتمالا برای مونا و نور بهشتی تکراریست !! اما اگه سایرین هم بدونن بد نیست..) آقایون خانم ها، کوچیک ترها بزرگ ترها .. بگوش باشید که وضعیت کمی تا قسمتی آبیست (!) اوه ببخشید، منظورم همون قرمز بود.. البته اون قدرها هم قرمز نیست هاااا...
-
زمستان است
پنجشنبه 20 دی 1386 23:25
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : یادمه ... (ای بترکی غریبه به همراه تمام این "یادمه" هات؛ میترسم آخرش نماینده دوشنبه در نیمکت بشی !) اون زمانی که مونیکا ما رو داخل آدم حساب میکرد (!) و بیشتر بهمون سر میزد، در کامنتی که برای پست پاییزم گذاشته بود، پیشنهاد داد که وقتی زمستون شد شعر "زمستان" مهدی خان رو...
-
تولد .. تولد .. تولدش مبارک !!
چهارشنبه 19 دی 1386 12:01
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : بعد از چند روز فرصتی دست داد تا به نوشته ها و کامنت هایی که هفته پیش براتون گذاشته بودم، نگاهی بندازم .. با این که سعی میکنم از کلمات تکراری استفاده نکنم و تا جایی که سوادم قد میده (!) اصول نگارش رو رعایت کنم، اما دیدم که در خیلی از یادداشت هام کلمه "یاد" و مشتقاتش مثل...
-
رویا .. حقیقتی خیالی
چهارشنبه 12 دی 1386 00:58
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام مقدمه : تا بحال به این نکته توجه کردید که همیشه ذهن ما چند قدم از خودمون جلوتر حرکت می کنه ؟!.. گاهی اوقات چیزی رو حس می کنیم که هنوز اتفاق نیفتاده، حرفی رو می شنویم که گفته نشده یا حتی چیزی رو می بینیم که رخ نداده .. البته منظورم صرفا وجود حس ششم و یا داشتن انرژی های بخصوص...
-
مونا حق داره ...
جمعه 7 دی 1386 18:22
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام از این که یه نموره کم کار شدم، عذر میخوام . حال و هوام به گونه ای نبود که بتونم به راحتی با کسی تقصیمش کنم .. بهر حال از روی ماه تون شرمندم !! و اما بعد ... دیشب قبل از خواب داشتم حرف های مونا رو برای چندمین بار تو ذهنم بازخوانی می کردم . از هر زاویه ای که به متن کامنتش نگاه...
-
عبور
سهشنبه 4 دی 1386 10:40
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام *** اگه دستم به جدایی برسه اون از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدماااا از شب و روز خدا خط میزنم *** قبل از هر چیز از دوستانی که در پست قبلی کامنت گذاشتن و من نتونستم جواب شون رو بدم، همچنین از رفقایی که قدم رنجه کردن و به نیمکت تشریف آوردن اما باز هم متاسفانه من هنوز موفق...
-
زیبا ـ لحظه ـ زندگی
چهارشنبه 28 آذر 1386 01:13
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام زیباترین لحظه زندگی ، لحظه ایست که ... ؟! جمله بالا تنها یک سوال نیست ، بلکه به نظر من بیشتر شبیه یک معماست !.. معمایی که هر کسی براش یک جوابی پیدا میکنه و جالب اینجاست که تمام جواب ها در عین درستی ، اشتباه هستن و در عین کاملی ، ناقص !.. میدونید چرا (؟!) چون مشمول گذر زمان...
-
پادشاه فصل ها .. پاییز
پنجشنبه 22 آذر 1386 17:10
به نام حضرت دوست عرض سلام و ادب و احترام *** من میدانم که اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد صدای آب هیچگاه زیبا نیست *** «« پاییز »» آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران، سرودش باد جامه اش شولای عریانیست ور جز اینش جامه ای باید بافته بس...