نیمکت با طعمی متفاوت !

به نام حضرت دوست

     عرض سلام و ادب و احترام

***
و درود خدا بر او ، فرمود :
اى اشعث ! اگر براى پسرت اندوهناکى ، به خاطر پیوند خویشاوندى سزاواری، اما اگر شکیبا باشى هر مصیبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث ! اگر شکیبا باشى تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى نیز تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو گناهکارى . اى اشعث ! پسرت تو را شاد مى ساخت و براى تو گرفتارى و آزمایش بود، و مرگ او تو را اندوهگین کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است.
نهج البلاغه - حکمت 291
«نکته اخلاقی : اگر شکیبا باشى هر مصیبتى را نزد خدا پاداشى است
***

     نمیدونم این مطلب رو چند بار و برای کدوم تون تعریف کردم، نمیدونم که تا الان چیزی از شرح حال غریبه و نیمکت شنیدی یا نه ، نمیدونم ... اواسط سال 82 بود که (چقدر زود گذشت .. یک دهه .. مفتِ مفت!) با حقیقت مجازی (به نظرم از ترکیب "دنیای مجازی" ملموس تره) آشنا شدم و چند ماه بعدش یعنی اواخر همون سال بود که سر از دنیای وب و وب خوانی در آوردم . دوستانی که قدمت نیمکت نشینی شون بیش از نیم دهه باشه (ترحیجاً کمتر از یک قرن!) حتما اسم گل پسر عمو محمد (وبلاگ هیچکس) رو بخاطر خواهند آورد ؛ همون جایی که اولین ارتباط دو جانبه و متعاقب اون چند جانبه من با آدم ها در قالب کلمات شکل گرفت و سرانجام به ظهور "غریبه" انجامید (!) این پروسه ادامه داشت تا اینکه غریبه وجود نیمکتی رو برای سکونتش ضروری دونست؛ نیمکتی که با وجود تمام تنهایی هاش، تنها دنیای غریبه بود؛ چرا که غریبه تونسته بود مدینه فاضلش رو در اون بنا کنه و لحظاتش رو با آرامش ، راستی ، درستی ، دوستی ، یکرنگی و ... در یک کلمه با "صداقت کامل" بگذرونه . نیمکتی که خدا رو شکر ، کم کم خلوتگاه خیلی ها شد ..

و اما بعد ... (به یاد هیچکس !)

     هیچ وقت یادم نمیره که چقدر درگیر انتخاب اسم واسه وبلاگم بودم .. اواخر سال 83 بود که شروع کردم به سر هم کردن کدها و طراحی قالبی برای نیمکت . محمد مدرس زبان انگلیسی بود و خیلی دوست داشتم که در مورد انتخاب اسم و نحوه نگارشش باهاش مشورت کنم اما چون میخواستم که جهت سورپرایزینگ (!) هیچ کسی متوجه وبلاگم نشه ، حتی به "هیچکس" که اون روزها نزدیک ترین کس من در مجاز آباد بی کسی بود، هم چیزی نگفتم .. لذا به واسطه اطلاعات بیکران و نبوغ بی پایانی که در زمینه معادل سازی داشتم ، به ناگاه "نیمکت تنهایی من" شد "myonlyseat" (!)

     بعدها که دوستان در لفافه خبر خرابکاریم رو (اونم یه جوری که افسردگی نگیرم !) بهم اطلاع دادن و گفتن که مردشور ترکیبت رو با این ترکیب کردن ببرن و جدا از واژه گزینی افتضاحت ، در این حالت تنهایی به نیمکت برمیگرده نه به مای (!) تازه متوجه شاهکارم شدم و بسی لب از بهر حسرت گزیدیم اما کار از کار گذشته بود .. شاید اون روزها هیچ وقت به این فکر نمی کردم که چنین خطایی هم حکمتی داشته باشه .. حکمتی که نه یک روز و یک ماه و یک سال ، بلکه یک دهه بعد میخواد خودش رو نشون بده و روزی برسه که نیمکت تنها"یی" من تبدیل به نیمکت تنها"ی" من بشه (!)

     هر چند که غربت غریبه از بی کسی نبود و با کمک نیمکت و دوستان نیمکت نشینش، معبری برای عبور از فضای ناشناخته مجازی باز کرده بود؛ اما درون غریبه همچنان غریب بود، حتی برای خودش !.. بی شک بهترین لحظاتی که غریبه در این فضا تجربه می کرد، شامل زمان هایی بود که فردی از جنس درونی خودش در سر راهش قرار می گرفت؛ با اینکه تز فکری خاصش باعث شد توفیق چندانی در این زمینه نداشته باشه اما همون ظهورهای گاه و بی گاه هم موجبات دلگرمیش رو فراهم می کرد . دلگرمی خاصی که تجربه کردنش در دنیای حقیقی، غیر ممکن بود .

     روزگار چرخید و چرخید (و چه چرخش هایی که ما از این روزگار دیدیم و ... ندیدیم!) تا بالاخره کسی که به نظر میرسید با فاکتورهای اصلی غریبه سازگاری داره، در مسیر زندگیش قرار گرفت . الان حدود دو ساله که زندگی جدیدی رو در زیر یک سقف تجربه میکنه . فراز و نشیب هایی با زوایای تند و کند رو تجربه کرده تا اینکه بتونه از "من" تنهائیش یک "ما" بسازه . "مایی" که معتقدیم هنوز در اول راهش قرار داره و میخوایم به کمک نیمکت ابعاد بیشتری از شناخت رو بر پیکر تجربیاتش، حکاکی کنیم .

     در حال حاضر اینجا یک نویسنده داره که اون غریبه است و دو خواننده که مائیم (!) اینجا خلوتگاهیست برای "ما" و تمام کسانی که تمایل دارند بر روی "نیمکت ما" لحظاتی رو بیاسایند و از خلال متونش مطلبی رو فراخر سلایق شون بگزینند و با نوشته هاشون تجربه ای به تجربیات ما بیفزایند .. مطمئن باشید که گستره نیمکت برای دستخط تمام رهگذران جا خواهد داشت .. چه برای اون پسر بچه شیطونی که تیغ در دست داره و روش نقاشی میکشه و چه اون دانش پژوهی که با نوک قلم ، افکارش رو ترسیم میکنه . نیمکت متعلق به همه است اما با شرایط و اصولی که سعی کردم در این پست راجع بهش صحبت کنم .

پ.ن :
بسم الله من اوَّلِه الی آخِره ..

شاد باشید و شادی آفرین
و من ا... توفیق
علی مددی
یا حق

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد