ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
به نام حضرت دوست
سلام و عرض ادب و احترام
پ.ن : چرا همیشه برای کارهامون باید دنبال
بهانه باشیم؟! برای نوشتن ، گفتن ، شنیدن ، دیدن و ... این روزها بسی با
این موضوع درگیرم که چه کاری رو کی انجام بدم تا معماری دنیا در نظر
مخلوقات، خوش نقش و نگارتر از همیشه به نظر برسه (!) راستش رو بخواین، تا
حالا به این شدت در برابر هنر زندگی احساس حقارت نکرده بودم ..
شاد باشید و شادی آفرین
یا علی مددی
یا حق
سلام.
ازاین تیکه ی معمارش خیلی خوشم اومد!!
میگم این چیه دیگه نوشتی؟دنیای ما آدمها؟!
منا اسم وبشو عوض کرده رفیق حواست کجاست؟
علیک سلام ..

اینم از این
همین که شما از یه چیزی خوشت بیاد و اون مورد هم سر سوزنی به من ارتباط داشته باشه، بسی واسه خودش غنیمت محسوب میشه
حالا اگه در جریان نیستی ، در جریان باش که درب این یکی وبش هم چند وقتیست که تخته شده .. اون لینک مجموعه ایست از دو وبلاگ قبلی مونا!!
تو خوبی؟
سلام عرض شد


چشم ما روشن آقا روزبه .. ما کجا ، شما کجا ، اینجا کجا !!
خوبیم به خوبی شما .. شما خوبی ؟!
با اومدنت بسی خوشحالم کردی گل پسر .. امیدوارم که این تشریف فرمایی تداوم داشته باشه عزیزم
ممنونم ..
یا حق
ماه اگر ماه بود/ تو اگر ماه ببینی هرشب/ هنر از اوست که هست/ هنر از دست خداست

وقتی خدا انسان رو خلق کرد به خودش تبریک گفت پس احساس حقارت نکن چون اونکه می آفرینه به ازای هر فردی که می آفرینه به خودش تبریک میگه
عید مبارک
عید شما مبارک
عید بر شما مبارک
عید بر همه مبارک
سلام بر آبجی ماهی

اینجاست که میشه گفت تو چقدر ماهی ، آبجی ماهی (!) چون یک ماهی هستی با چشمانی همیشه باز و نگاهی همواره متفاوت .. مثل همیشه از تشبیه بی نظیری بهره گرفتی که حسن انتخابت رو به رخ آدم میکشه و باعث میشه که انسان سر تمکین فرود بیاره ..
چشم آبجی..
عید شما هم مبارک باشه بزرگوار
یا حق
کامنت الانم رو قیاس کردم با کامنتهای قبلم . حس کردم چه mp3 و کوتاه شده...
مونااااااااااااا کجایی؟
کسی ازین مونا جونی ما خبر نداره؟؟
روز و روزگار بر همگی خوش...
یاحق
امیدوارم که این ام پی تری تنها به دلیل کمبود وقت و یا کم حوصلگی شما باشه .. نه ایجاد فاصله و نامحرم شدنم به حقایق دیروز !!
بنده هم به شخصه ، خبر خاصی از آبجی مونا ندارم .. هرچند که حرف های زیادی باهاش دارم اما گویا خودش رو کمی تا قسمتی از دست ما قائم کرده (!) بهر حال ، حقیر هر وقت سر از کار تویی که هستی در آوردم، بعد میتونم به این بچه گیر بدم که چرا نیومده یا نبومده !!
سلام
خیلی شعر قشنگی بود...دست شما مرسی
شاید این احساس حقارت مقدمه ای باشه برای احساس کارآمدی...می دونین که این دو حس متضاد همند...پس سخت نگیرید... هنر زندگی هم بالاخره سر "تسلیم" فرو میاره...شاید...
علیک سلام ..

کاملا موافقم .. دست علی اکبر درد نکنه !
از کنج زیبایی به موضوع خیره شدی !.. به قدری قشنگه که اگه درست هم نباشه، باز هم دوست دارم به این کنج تکیه بزنم و تا عمق باورش پیش برم!!
راستش من دوست دارم که هنر زندگی باهام همراه باشه .. چون تسلیم شدنش هم چندان مرقوم به صرفه نیست
به به خوش اومدی . . .



هر کسی به هزار و یک دلیل
خوده بنده به دلیل تنبلی - بی حوصلگی و . . .
ستاره باز هم به مشکل خورده . باز هم غم بزرگی اومد سر راهش . باز هم زمین خورد .
خوش رو شما میای ستاره کوچولو .. ما که اومدن و نیومدن یا بهتره بگم ، بود و نبودم تاثیر موثری نداره و نداشته
هر چند که تو اسمش رو میذاری زمین خوردن اما من بهش میگم کسب تجربه .. این زمین خوردن ها زمینه ساز پرواز خواهد بود ..