به نام حضرت دوست
عرض سلام و ادب و احترام
پیش از رسیدن به بحث جدیدمون ، در جهت تکمیل پست پیشین باید عرض کنم که .. به نظر من این جریانات ممکنه از دلایل متنوعی سرچشمه بگیره ؛ اما اون چه که به عقل ناقص بنده خطور کرد و باعث هضم این موضوع شد ، یکی از قوانین معروف الهی است (!) همون قانونی که میگه : «خداوند این گونه مقدر کرده که هر چیز از مسیر خودش به ثمر برسه و بر پایۀ قوانین و اصول نظام هستی ایجاد بشه !» قطعا خدا برای ایجاد هستی نیاز به هفت روز نداره یا .. که اگه داشته باشه دیگه خدا نیست (!) اما این سیر طبیعی رو در نهاد هستی قرار میده تا ما مخلوقات ناقص العقلش که مثلا نمایندگان حضرت حق در عالم هستی هستیم (یاده «هستی» دختر نوه عمه خاله جان مادر بزرگم افتادم! مرگ من پیچیدگی فامیلی رو حال کردین؟) بتونیم بر مبنای همین نظم اولیه و مطالعه در زمینه سیر منطقیش ، به مسائل بسیار زیادی پی ببریم .. قطعا اگه پیدایش همه چیز به صورت ناگهانی رخ میداد ، فکر کردن به این موضوع بی نتیجه بود . به ظن حقیر ، موضوع دحوالارض نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود .. (ای بابا ، تکمیل قبلی که خودش به اندازه شش تا پست طول کشید .. بدبختی این فک که گرم میشه دیگه کسی جلودارش نیست !)
امروز میخوام متنی رو بنویسم که حدود یکماه پیش سر شیفت ، یکی از دوستان نظرم رو بهش جلب کرد .. موضوع بخشی از مقاله مرتبط با فرهنگ بود و طی چند جمله این رو اثبات کرد که مسئولین ما اونقدرهام که فکرش رو می کنیم ، شوت تشریف ندارن (!) موضوع بی فرهنگی سر ندانستن نیست ؛ بحث ما سر نخواستن یا نتوانستنه .. (بودن یا نبودن .. مسئله «این» است !)
پنجشنبه 23 مهر 1388 روزنامه قدس مقاله ای رو در صفحه سیاست هفته اش به خط بهروز فرهمند با عنوان «همه مصائب آقای متفاوت !» چاپ کرد . هر چند که فرد مذکور (آقای متفاوت !) در عرصه سیاسی برای خودش یه پا سوژست اما از اونجایی که بنده در مورد بحث های سیاسی به شدت حس انزجار بهم دست میده ؛ دور طرفش رو خط قرمز میکشیم و یه راست میریم سر اصل مطلب :
{
"آقای متفاوت" تا پس از انتخابات دهم چندان خبرساز نشد . به جز چند مصاحبه که در آنها به نقد وضعیت فرهنگ و هنر در کشور پرداخت .
از جمله ، وی در مصاحبه ای گفت : مشکل مدیریت فرهنگی ما از سال 61 بهتر که نشده هیچ، بدتر هم شده است . هدف انقلاب این بود که سیاستمدار ما بوی فرهنگ بگیرد، نه اینک فرهنگ ما بوی سیاست ..
"آقای متفاوت" مدیریت سینمایی کشور را هم به باد انتقاد گرفت و گفت : کسی که شم سینما ندارد ، با توجه به اینکه آدم بسیار خوبی بود معاون سینمایی شد . این درست مانند این است که در یک هواپیمای مسافربری که 400 نفر سرنشین دارد، خلبان سکته کند و بمیرد ، حالا شما می روید از این 400 نفر می پرسید: چه کسی نماز شب خوانده یا چه کسی خلبانی بلد است ؟! ما در هواپیمای بزرگ فرهنگ و هنر گفتیم چه کسی تسبیح اش از همه بلندتر است ، چه کسی با من قوم و خویش تر است ؛ معلوم است که این هواچیما سقوط می کند .
"آقای متفاوت" همچنین گفت : من از بزرگان کشور یک پرسش جدی دارم ، آنها باید جواب بدهند که ما از نظر فرهنگی به کجا داریم می رویم ، این تذهبون ؟
}
راستش رو بخواین ، بیان چنین نظراتی اون هم از جانب شخصی که هر چی نباشه ، خودش هم یکی از چهره های سیاسی این مملکت محسوب میشه ٬ برام خیلی جالب بود . در واقع در یک کلام نشان داد که همه میدونن مشکل کجاست اما .. چرا هیچ کس کاری نمیکنه ؟!!!
پ.ن : به نظر شما بهترین جواب برای سوال بالا چی میتونه باشه .. البته نمیخوام که خیلی سیاسی حرف بزنید هااا.. همین طور خودمانی کفایت میکنه . بقول رحمت : «خیلی فسفر ریخت و پاش نکنید !»
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق
ای بابا شوخی کردم (از این شوخی شهرستانیا) الانم محکم میزنم پشتت که حاااااال کنی!ها بوخودا!!بذار ادای بیفرهنگارو در بیارم! اهم اوهوم!!
راستش عقده گیر دادن داشتم گفتم بیام همه مشکلات مملکت رو بندازم گردن تو..
خب من از حالا پسرخالتم دیگه..به مونا هم بگو گیر نده به من..مثه اینکه این گیر دادن هم مثه آنفولانزا همه گیر شده..من از حالا با ماکس میام..با ماسک نه ها..به قول مشهدی ها فلاسک..نه فلاکس!!.. =))
خلاصه این که آقا بیخیال ما هر چیم بگیم و خودمونو جر بدیم بازم این مشکلات سرجاش باقیه..تا بوده ایران ما همین بوده و هس..بیا بجاش بیخیال باشیم و تو سروکله هم بزنیم و یکی از اینارو عروس کنیم برن..مونا باید با اکبر جوجه عروسی کنی!!
میگم اگه یه روز پام تو کلانتری باز شد نجاااااتم میدی؟اگه ندی همین خاله و دخترخالتو گروگان میگیرم که آزادم کنی!البته اگه تا اون موقع به جرم ارازل اوباشی اعدام نشدم!ایش!!
اولا سلام ..
دوما شهرستانی دوست دخترته (!) دفعه آخرت باشه که به مشهدی جماعت شهرستانی میگی هاااا .. ناسلامتی همشهری هستیم (-:
سوما تو هم پسر خاله ما .. خدا رو چه دیدی .. شاید برادر ناتنی مون از آب در اومدی .. از همونایی که از پدر جدان و از مادر سوا ! (-:
...
ما هم میگیم که وقتی نکیر و منکر ازمون سوال کردن که چه کردین ٬ بگیم : ای آقااااا... ما هزاران بار گوشزد کردیم ! اون چوب دوسر آتش رو نفشار !!
نه قربونت بشم .. بی خیال عروس کردن این جماعت باش که یکی میره و دست کمش دوتایی برمیگرده (!) تازه اگه عجله داشته باشه که دیگه آمارش با کرام الکاتبینه (-:
معلوم نیست .. اصن شاید تا حالا همدیگه رو دیده باشیم .. همین یکی دو هفته پیش بود که منکرات ریخت تو کافه سنتی ها و جات خالی یه ده پونزده تایی نرینه و نرمینه برامون آورد .. ببینم ٬ نکنه یکی شون تو بودی ٬ هاااا ؟! (-:
خیلی مخلصیم ..
یا حق
سلام !
چه قدر شما باحالید!
کیف میکنم اسمتون رو میبینم!
یوسفم که چایی نخورده پسرخاله شد ، ما هم که اینجا هویجیم!
علیک سلام !
باحالی از خودتونه .. قابلی نداشت (-:
نه خواهش میکنم .. این حرف ها چیه (!) در کابینه ما هیچ کس بی پست و مقام نیست .. شما اراده کن تا بهت لوح تنفیض رو تقدیم کنیم!
یا حق
سلام....
به رفیقت بگو که همه اینجا فامیله حقیقین...
سلام ..
توضیحات لازم داده شد .. شما خودش رو راه آهن نکن ! (-:
کاش یه کم موضوع رو باز میکردی!!..توام شدی مثه روزنامه قدس!!..خجالت بکش این روزنامه های درپیتی زرد رو میخونی!..بابا اینجا دیگه راحت بنویس..خب منظورت چی بود؟ این آقای متفاوت کیه؟..یاد برنامه های صدا و سیما افتادم که نقد میکنن!!..نکنه اینو تو کلانتری نوشتی؟؟ :دی من که نفهمیدم..اما میدونم انقد مشکل اقتصادی تو مملکت هس که دیگه کسی به این ژیگول بازی ها مثه فرهنگ توجه نمیکنه!!
پ.ن: ایش!
این موضوع به اندازه کافی باز هست یوسف جان .. میدونی که اجناس ایرانی کیفیت ندارن ٬ میترسم بیشتر از این بازش کنم و (-:
مشکل اینجاست که کلانتری با روزنامه قدس قرارداد داره (!) وگرنه من هم اصراری به خوندنش ندارم !
این که کی گفته و کی نگفته اصلا مهم نیست .. مهم اینه بالاخره یکی اقرار کرده که ما همه چی رو میدونیم و با این وجود هیچ کاری نمیکنیم (!) در واقع خودشون هم پذیرفتن که اوضاع فرهنگی ما وخیم و با تمام این تفاسیر ٬ فکری براش برنمیدارن ..
جریان نخواستن و نتوانستن هم همین بود . اون چه مسلم هست اینه که همه میدونن ؛ پس دلیل بی تحرکی شون یا به علت نخواستن یا به دلیل نتوانستن (!) حالا به نظر تو آقایون نمیخوان یا اینکه دلایلی هست که نمیذاره و در واقع نمیتونن در سیر فرهنگی این جامعه دخل و تصرفی داشته باشن .. اوکی ؟؟
و اما در مورد فامیل بودن بروبچ جدید نیمکت هم عمدا توضیحی ندادم که .. راستش رو بخوای ٬ این دخترخاله و خاله خانومی که میبینی ٬ دخترخاله و خاله واقعی من هستن (!) البته رابطه اون ها هم رابطه خاله و دختر خواهر محسوب میشه و مادر و دختر نیستن !.. حالا میتونی پیدا کنی پرتقال فروش راااا... (-:
ممنونم ..
یا حق
سلام بر نکته سنج تیز بین


البته تسبیحو برای کنترل اعصاب می گردونیم نه چیز دیگه می دونی که ..
کمال تشکر را دارم
آقا شما قبل از اینکه پلیس ۱۱۰بشی تو زمینه تجسس ید طولایی داشتی اینم نمونش .
نشنیدی می گن ولا تجسسوا...
اینو خدا برای شما اورده و لاغیر
چی کار داری به این مباحث شما صفحه جیم و بخون ای بابا...
و اما در خصوص نظر دختر خواهر گرامی می دونی که ما همه کاره ایم بله ما با تسبیح هواپیما می رونیم خلاف نظر آقای متفاوت
ما خانوادگی آچار فرانسه ایم مثل جناب پلیس که این روزا تو زحمت افتاد.. آقا بابت زحمات عالی در همین مکان مقدس
قربون دایی
سلام بر خاله خانوم ریز بین ! (-:
ای بابا .. یدمون کجا بود خاله جان .. فعلا که جفت دستمون رو زدن ؛ اینام اثرات همون پس لرزه های جوانیست !
خب منم دقیقا بر اساس همین آیه دارم کار میکنم .. مگه معنیش این نمیشه که در تجسس سهل انگاری نکنید و اون لااا ماهاااا رو هم بگردید .. ببین ٬ میگه : و لا تجسسوا... یعنی اون لا رو هم بگرد (-:
به به .. میبینم که از خودت دفاعیه در وکردی .. اصن به نظر من باید این موضوع در صحن علنی مجلس مطرح بشه تا نمایندگان ضمن جمع بندی طرح هدفمند سازی ٬ اختلاف نظر شما رو هم بررسی بشه !
تا وبلاگ رو دستی دستی به فیلترینگ ندادیم .. بهتره خودمون دست و پامون رو بجمعیم (-:
ممنونم ..
یا حق
سلام این شعر این بالا که همش در تلاطم من یاد این شعره میندازه...
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها....
به نظر من «یاد» شما به سمت بیت مرتبطی سوق پیدا کرده .. یک آفرین و دو تا احسنت طلبش (-:
در ضمن اگه جملات زیبای دیگری هم در جهت تلاطم مدنظر داشته باشید ٬ ما کاملا مستقبلیم (!)
یا حق
سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار خوبی داری . لطفا یه سری هم به سایت من بزن
علیک سلام دوست عزیز !
جدی میگی ؟!
میرسیم خدمت تون !..
یا حق
سلام علیکم...
فک کن مثلا خاله تو اون هواپیما باشه.....!!!!خلبان سکته کنه.....اوههههههههههه!
مونا خوبه؟بگو یک آبه قندی چیزی بخوره!
این هواپیمارو خوب اومدی....
احتیاجی نیست که کسی چیزی بگه...ایشون شزنن....!!!میدونی که وجدان کاری داره خفه اش میکنه....!!!!
حالا بگذریم.....!
بعدا میام نظر میدم ...گور بابای همشون از دم....
علیکم السلام ..
سلام داره خدمت تون (!) زرشک .. این بنده خدا دایم السرم بیییید ٬ تو میگی بهش آب قندی چیزی بده !.. گرفتی ما رو ؟! (-:
دقیقا .. قطعا به سرنوشت سایر توپولف ها دچار خواهد شد .. البته یه کمی دردناک تر (!) تازه میدونی وقتی که جعبه سیاهش رو باز کنن ٬ آخرین جمله ای که از خلبان میشنون چیه ؟! خاله درحال فریاد زدن میگه : «بابا چرا دنده عقب این جااااااا نمیخورههههههه ؟!» (غشمولک!)
(وااااااااا... باز که دور از جون رو یادت رفت !)
البت ٬ وجدان کاری که جای خود داره !
بشماااااار..
ممنونم
یا حق
قدرت = کوری( شب کوری ، روز کوری و ...) کری ، خوشی کاذب! ، اعتماد بنفس در حد..! گور بابای مردم! به درک! و با حضور افتخاری دروغ!
...
قدرتو عشقه!
به نظر میرسه بهترین کاری که از دست من برمیاد .. پر کردن جاهای خالیه ! (-:
به نظرت چطوره که سه نقطه نوع سوم کوری رو با «مادام کوری» و حد اعتماد به نفس رو با «لالیگا» پر کنیم ؟!
(چشمولک!)
یا حق
به نام سلام
دونستنی ها رو تقریبا همه میدونند؛
که «خواهش را خواستن نیاز؛ خواستن را دیدن؛ دیدن با چشم باز؛ حال این راه است و این پرواز.»
برای یاد گرفتن خوب بود؛ دوست داشتی لینک کن.
تا سلام... والسلام
سلام ..
قلم درخور تعملی داری ربیا .. در طی حضورم در این فضا ٬ کمتر کسی بوده که بتونه از جملات پیچیده در نگارشش استفاده کنه .. از این بابت بهت تبریک میگم .
من هم از تکرار مکررات به شدت بدم میاد و چنین قصدی هم نداشتم .
متشکرم از پیشنهادتون ..
تا دوباره ..
یا حق