*مدار صفر درجه*

به نام حضرت دوست


   عرض سلام و ادب و احترام

   شاید گذاشتن این مطلب ، اجحاف بزرگی در حق پست قبلیم باشه .. مطلبی که چند ساعتی رو صرف نوشتن ، غلط گیری و تصحیح جمله بندی هاش کرده بودم ، حقش نبود در کمتر از دو روز جاش رو به پست دیگه ای بده ؛ اما ...
   راستش گاهی اوقات در مداری قرار میگیرم که به نظر میرسه در زاویه ای صفر درجه تا ابدیت قرار داره !.. گاهی به خودم میگم : «بابا غریبه تو دیوونه ای که این قدر ذهنت رو در دنیای مجازی درگیر میکنی .. ولش کن ، برو !!» اما چند ثانیه بعد باز به خودم میگم : «ای بابا این چه حرفیه ؟! اینجا لااقل یه خورده از اون سلول های خاکستریت استفاده میکنی ، کسی هست که این حرف ها رو بهش بزنی ، کسی هست که جوابت ور بده ، کسی هست که ... ولی دنیای حقیقی یعنی خودت با خودت ؛ تنهای تنها !»

   دیروز بعد از خوندن حرف های "روشن ترین فانوس" که البته سال های سال روی جمله جمله اش فکر کرده بودم و به یاد مشاوره هایی که سر این مسائل داشتم و چه حرف و حدیث هایی که در این باره گفتم و شنیدم و ... با حال و هوایی به موازات هستی و در امتداد نیستی ، سری به وبلاگش زدم . کمی که پایین تر رفتم ، ناگهان با تیتراژ مدار صفر درجه مواجه شدم . نوایی که خیلی خیلی با حال و هوای من سنخیت داشت .. و باز هم غریبه و مدار و زاویه ای صفر درجه تا ابدیت !!!

  

*مدار صفر درجه*

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی


                                                            افشین یدللهی ( شعر تیتراژ پایانی مدار صفر درجه )
                                                            با صدای علیرضا قربانی

پ.ن : حالم که بهتر شد ، بهتون سر میزنم و جواب لطفی که در پست پیش بهم داشتید رو خواهم داد ...
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق

نظرات 13 + ارسال نظر
حیتا یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 02:09 ب.ظ

یه سئوال:
نوشتنای من اذیتتون می کنه؟!
راستشو بگید!

یه جواب :
نــــه ، به هیچ وجه .. باعث افتخار نیمکت ، دربانش و نیمکت نشین هاست که شما در اون کامنت بگذاری .
اصن مگه میشه آدم از چیزی که مدت ها انتظارش رو میکشیده ، ناراحت بشه !! (:
یا حق

حیتا یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 08:23 ق.ظ

ای بابا....
کاش یکی اینجا تحویلمون می‌گرفت!!

شرمندم حیتا ... این حرف ها چیه ، شما رو سر ما جا داری !..
چشم .. سعی میکنم هر چه زودتر خودم رو جمع و جور کنم ..
یا حق

مونیکا یکشنبه 2 تیر 1387 ساعت 07:58 ق.ظ

دوست عزیز سلام
یعنی باید می نوشتم دوست نازک دل من سلام
توی بلاگم برات تو بخش نظرات یه چیزایی نوشتم
اول در مورد پستت بگم که من شیفته این آهنگم اما این بحث موندن تو مدار صفر درجه رو اصلا از کسی مثل تو قبول نمی کنم .حالا من یه چیزی ولی تو با اونهمه اعتقاد
در مورد سوالت باید بگم در واقع هیچکدوم.تو و دوستهای دیگه می دونید که من خیلی زرنگم تو وبلاگ نوشتنو اینکه کمتر میام فقط به دلایل کاری و غیره است.اصلا هم قصد رها کردن اینجا رو ندارم.نه به این زودیها.تازه براش نقشه جدید دارم.راستش یکبار امتحان کردم و دیدی که نتونستم و برگشتم.پس لطفا باز چماق بر ندار که بنده هستم ولی زرنگتر از قبل
اوه چقد وراجی کردم
منتظر قدوم سبزتان هستیم همینو می گن؟؟

سلام مونیکا
قبل از هر چیز باید نکته ای رو اقرار کنم !!
راستش من منظور شوکا رو کاملا متوجه شدم و از اینکه باهام شوخی کرده بود هم اصلا ناراحت نشدم اما ... متاسفانه مشکل از خودم بود که حال درست حسابی نداشتم و منتظر کوچک ترین جرقه ای بودم تا به انفجاری در سطح هسته ای برسم !! این که نتونستم خودم رو کنترل کنم و شوخی شوکا رو جدی جواب دادم ، عذر میخوام ..
تو سال هاست من رو میشناسی مونی ؛ میدونی که اگه پاش بیوفته تو این کارها کم نمیارم .. تنها چیزی که بود موقعیت نامساعد من بود که شوکا ازش خبر نداشت و هیچ تقصیری هم نداره .. اگه خواهرت از دستم ناراحت شده ، لطفا از طرف من ازش عذر خواهی کن و بهش بگو : غریبه منظوری نداشت ...

ممنونم المای عزیز .. امیدوارم که در طرح های جدید برای نیمکت و غریبه هم جایی رو در نظر گرفته باشی .. من یک پست به تو بدهکارم .. این رو گفتم که بدونی هنوز فراموشش نکردم ! (:

چشم .. به زودی خدمت میرسم .
یا حق

مرجان شنبه 1 تیر 1387 ساعت 11:01 ب.ظ

وای چقده خوشحالم که سمیرا کامنت گذاشته

ایشاا... که سفر پر برکتی داشته باشه و به سلامتی برگرده

آره .. منم به مدت چند دقیقه از شدت ذوق مرگ شدن ، پشت کامپیوترم میکس شده بودم !!
من مطمئنم که اون این قدر با کمالات هست که بتونه بهترین برداشت ها رو در این سفر داشته باشه ..
براش آرزوی موفقیت و سلامتی دارم ..
یا حق

مرجان شنبه 1 تیر 1387 ساعت 11:00 ب.ظ

حالت واسه چی بده حالا ؟

داداشی ؟ حالت بده یعنی چطور بده ؟ جسمی یا روحی ؟ اگه جسمی باشه که شکرش .... ای وووووو ! نه ! منظورم اینه که اگه جسمی باشه ، برطرف شدنش راحت تر از روحیه !

امیدوارم در هر حالت زودی حالت خوف شه بیای با گیگیلی بهت بخندیم

مشکل دقیقا همین جاست آبجی بزرگه .. این که گاهی نمیفهمم چرا حالم بد میشه !!

آبجی ! اگه جسمی بود که به قول تو شکرش :دی
اما نه ، به نظر نمیرسه که جسمی باشه !!

نیست حالا گیگیلی خیلی اهل مراعات کردنه (؟!) اون دفعه زده بود فرق سرم رو با تبرش چهارشکاف کرده بود و همووجووو هرهر بهم میخندید ((:
مشکلی نیست عزیزم .. حاله دیگه ، گاهی میگیره و گاهی ول میکنه !!
یا حق

سلی شنبه 1 تیر 1387 ساعت 09:34 ب.ظ

من باید برم یه کم فضولی کنم ببینم روشن ترین فانوس چی گفته؟؟!؟!
بعد میام افاضاتمو تحویل میدم

کار خوبی میکنی .. فقط تو راه حتما برای خودت علامت بذار ، تا مسیر برگشت رو گم نکنی ! ((:
منم میام بیانات حضرت عجل رو میخونم :دی
یا حق

سلی شنبه 1 تیر 1387 ساعت 09:32 ب.ظ

ما این شعر را قبلا دوس داشتیم

امیدوارم خوب باشی همیشه امین عزیز

ما هم دوست داشته های پیش از اینه شما را همچنان دوست میداریم ((:
چه امید قشنگی .. منم یک کپی مطابق با اصل از روش برمیدارم و دو دستی بهت تقدیم میکنم !
یا حق

فرزاد شنبه 1 تیر 1387 ساعت 03:21 ب.ظ http://petti.blogsky.com

امیدوارم زود تر حالت خوب بشه..

من آپ کردم

من هم امیدوارم فرزاد جان !
آره خوندم .. هر وقت برم تو مود کامنت گذاشتم ، حتما بهت سر میزنم .
ممنونم از اینکه خبرم کردی ..
یا حق

فاطمه شنبه 1 تیر 1387 ساعت 01:32 ب.ظ

سلام غریبه آشنا دلم برای همه ی نیمکتیها حتی خودم تنگ شده

سلام بر فاطمه عزیز و دست داشتنی خودمون
شواهد گویای این مطلب هستند که اگه اشتباه نکنم ، تو همون دختر عمه سابق ، یعنی خواهر آبجی سروناز هستی !! درسته ؟!

ممنونم از محبتت عزیزم .. از این که دل بزرگت با اون همه عظمتش باز هم برای ما تنگ میشه ، به خودم میبالم (:
یا حق

لیلا شنبه 1 تیر 1387 ساعت 12:34 ب.ظ

این شعر که خیلی قشنگه چرا اینطوری شدی؟

چون شعر بهانه است لیلا جان .. مشکل سر سراینده و خواننده نیست ، این شنوندشه (یعنی غریبه !) که ظرفیتش رو نداره !
یا حق

حیتا شنبه 1 تیر 1387 ساعت 07:47 ق.ظ

میتونم بپرسم دقیقا چی شما رو بهم ریخته؟ حس اشتباه کردن در مورد اون خانم؟
شاید اگه بدونم بتونم حرفی بزنم اما اینجوری نه!
امیدوارم هرچی که هست همواره در *صراط *باشید.

ای کاش خودمم میدونستم که واقعا چه چیزی عامل این همه آشفتگیست (!) این طوری ممکن بود که حداقل کاری از دست خودم بربیاد اما ... راستش رو بخوای وضعیت من از اون موقعیت هایست که آدم هر چی فکر میکنه ، کمتر به نتیجه میرسه !
نه نه .. من در مورد اون خانم هیچ اشتباهی نکردم ! همه چی به جا و درست بود .. البته این برداشت منه (!) که امیدوارم مقایرتی با واقعیت نداشته باشه ..

انسان با امید زندست حیتا جان .. ممنونم از امیدت !
یا حق

گیلاس جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 09:32 ب.ظ http://monzo.blogsky.com

گازشو گرفتیا!!!
چند روز پیش اومدم اون پست حجاب و اینا رو خوندم ولی واقعا فرصت کامنت گذاشتن نداشتم فک کنم! شاید هم کامنت گذاشتم! هان؟؟
الالن اومدم جبران کنم دیدم داداش امین چه کردههههههه
خدمت میرسیم

چه کنیم دیگه .. نیست سوخت مجانی شده ، ما هــــی گاز میدیم ، هــــــــی گاز میدیم !! :دی

خودت رو اذیت نکن گیلی .. هر وقت فرصت داشتی بیای عزیزم .. مهم اینه که به یاد هم باشیم ، که هستیم (!) مابقیش فرمالیتست ((:

خدمت از ماست
یا حق

شهرزاد جمعه 31 خرداد 1387 ساعت 04:29 ب.ظ http://shahrzad91r.blogsky.com\

سلامم امین جون:
خوبی؟؟؟
میفهمم که چی میگی...
امین زیا سخت نگیر...
من حرفای روشنترین فانوس رو نخونده بودم ولی وقتی خوندم حق را به اون میدم ؛حرفای حساب و متینی زده...
راست میگه همه ی حرفاش صحیحه...
امین خیلی با خودت درگیری..خیلی سخت میگیری...
میدونم؛این درگیری ها ؛اونم با خودت ؛اونم تو تنهاییت برای هر کسی پیش می آد ولی کمی منطقی باش...
نمیدونم چی بگم...
فقط کمی بیشتر فکر کن...

سلام شهرزاد جان

نقطه عطف کامنتت رو میتونم تو این جمله خلاصه کنم که : «راست میگه همه ی حرفاش صحیحه...»
البته منظور من هم به هیچ وجه ، تکذیب حرف های قشنگ روشن ترین فانوس نبود و با حرف های ایشون کاملا موافقم .
حقیقت انکارناپذیره شهرزاد .. به این مسئله کاملا واقفم عزیزم !!
یا حق

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد