پستی به سبک فرزاد و به افتخار حدیث !

به نام حضرت دوست


   عرض سلام و ادب و احترام

   خداییش شماها خیلی آدم های مظلومی هستین (!)  آخه هر بار که من پست میذارم ، بقول روزبه "در سطح فیفا"  وراجی میکنم ولی شما طلفکی ها (!) میخونید و دم بر نمیارین  بمیرم واستون ، آخه شماها چقذه خوبین ، آدم اکشش از حوالی مشکش درمیاد !!

   حدیث میگه : «کامنت گذاشتن برای نیمکت کار سختیه چون پستاش آدمو به فکر فرو می بره..»  هر چند که حدیث جان مبالغه فرمودن و از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون ، همووجوو بزرگ نمایی  از سر و کول جمله شون میباره (!) ما من باب کلکل بر آن شدیم که پستی به سبک فرزاد بگذاریم تا بفهمیم سرّ پست های ایشون چیه که حدیث توش شونصدتا کامنت (اون هم در دقیقه !) میذاره (؟!)
   ولی خوب از بد روزگار ، هر چی زور زدیم و به خودمون فشار آوردیم و رنگ مون رو سرخ و سفید کردیم  پستی به سبک فرزاد از ما ول نشد که نشد (!) لذا نشستیم ، لنگان مبارک رو بر هم انداختیم و به روش "ای کی یو سان" چندین بار دسته تبر (آخه به دلیل کمبود امکانات ، فندوق ، گردو و از این قسم اجسام گرد یافت نشد !) بر فرق سر خویش فرود آوردیم  تا اینکه بالاخره راه حل را کفش (لنگ دمپایی سابق!) نمودیم خلاصه جونم واستون بگه که نه گذاشتیم و نه برداشتیم ، ییهو یه عکس مفهومی کوبیدیم وسط نیمکت تا حضار محترم بنگرند و در صورت تمایل ، نظرکی از خویش روانه کنند تا ما بخوانیم و از شدت شادی و شعف بپوکیم !!

پ . ن : متن پست رو ول کن ، اینجا رو بچسب (!) فکر کن داری تو یکی از خیابون های شهرت راه میری .. یک دفعه میبینی که این مجسمه بتنی رو وسط پیاده رو کاشتن و سرت کومبی میخوره بهش ! لطفا قبل از اینکه تمام اقوام شهردار رو از گور دربیاری و به آتش بکشی ؛ یه کم فکر کن ببین ازش چی میفهمی (؟!) اگه چیزی فهمیدی لطفا من رو هم بی خبر نگذار !!...

شاد باشید و شادی آفرین
یا حق

نظرات 49 + ارسال نظر
مرجان چهارشنبه 22 خرداد 1387 ساعت 10:09 ب.ظ

داداش امین جونی تو رو خدا دیگه قالب وبلاگتو عوض نکن ! الان خیلی با حال شده نیمکتمون

کجایی پس ؟

مرجان به فرزاد چهارشنبه 22 خرداد 1387 ساعت 10:08 ب.ظ

ها همون ! همو دوست دارین

اما حدسای گیگیلی دست من نیس ! ییهویی حدس میزنه ((=

الفراررررررررررررر

haDs چهارشنبه 22 خرداد 1387 ساعت 02:33 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

ما هنوز هم ذوق می کنیم وقتی اسممان را اینجا می بینیم!
ما الآن این شکلی هستیم.

حیتا چهارشنبه 22 خرداد 1387 ساعت 12:30 ق.ظ

رهایی..............
حس پروانه شدن شفیره ی دربند............
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.........

سلی سه‌شنبه 21 خرداد 1387 ساعت 04:40 ب.ظ

حالا چیه فرزاد هول شدی نیست و نوشتی نیت ؟

کی گفته؟
مگه حتما آدم باید عاشققققققققققققققققققققققققققققققق !!!!!!!!!!!(بدت بیاد:دی:))) بشه که همین جوری کامنت ول کنه ما واسه هر کی دلمون بخواد کامنت ول میکنیم !
آره داداش !
حرفیه؟
مشکلیه؟
سخنیه؟
در ضمن ماکلاسمون بالاس !

امین جان آقا یه پستم در مورد ما بزن !
حسودیمان شد !

فرزاد سه‌شنبه 21 خرداد 1387 ساعت 04:25 ب.ظ http://petti.blogsky.com

من
آپپم !
شما هم بد نیست آپ کنی یا حد اقل یه سر به ما بزنی !!!

فرزاد سه‌شنبه 21 خرداد 1387 ساعت 04:23 ب.ظ

نیت= نیست

فرزاد سه‌شنبه 21 خرداد 1387 ساعت 04:22 ب.ظ http://petti.blogsky.com

ای تو روحت سلی که همیشه آتیش بیار معرکه ای
اصلا گیریم که اینطوری باشه !!
حسودیت میشه کسی نیت واسش کامنت ول کنی!؟
۰-۱ به نفع من

سلی سه‌شنبه 21 خرداد 1387 ساعت 02:13 ب.ظ

این مجسمه هه میخواسته هی آژاد بشه از اون جایی که توش بوده !!‌سعی و تلاش کرده و آزاد شده ! و از اون قالب بیرون اومده نه مثه همه ی ما که هنوز تو قفس تنمون موندیم !! و فهمیده که آژزادی خوبه و الان شاده داره واسه خودش میگرده :دی
امین جان حالا یه چی نمیدونی نگو اینجوری فرزاد خجالت میکشه دیگه !:دی
خوب شاید یه چیزی این وسطه که شونصد تا کامنت ول میشه ها ؟ نظرتت چیه ؟:دی

haDs دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 08:33 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

اهم اهم!
مرجان!!
وبلاگت کو؟

مونا دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 06:52 ب.ظ

مرجان جون زدی به خال!

فرزاد به مرجان دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 01:17 ب.ظ http://petti.blogsky.com

مرجان جان لطفا به گیگیلی بگو از این حدسا نزنه ! حداقل تو جمع از این حدسا نزنه
ضمنا من از این کلمه عاشق بدم میاد !!!
یه جوریه..
دوست داشتن قشنگ تره

[ بدون نام ] دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 01:10 ب.ظ

مرجان شنبه 18 خرداد 1387 ساعت 08:32 ب.ظ

سلام دایی هوشولوووووو

منو گیگیلی اومدیم بکشیمت من میدونم چرا حدیث واسه فرزاد زیاد کامنت میذاره حتما عاشق همدیگه هستن (من حدیث رو نمیشناسم ! ولی بدجوری زدم تو خال نه ؟ ) این از حدسای گیگیلی بود من هیچ کاره بیدم

الفراررررررررررررررر

با فرشتگان جمعه 17 خرداد 1387 ساعت 02:20 ب.ظ

سلام...
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها به عدد ما احاط به علمک...

یا حق

شهرزاد چهارشنبه 15 خرداد 1387 ساعت 10:03 ب.ظ

سلامم امین جونم:
خوبی ؟؟
کجایی داداشی؟/کم پیدایی؟؟؟
بدو بیا آپممم بدو بدو....
بوووووس

عارفه سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 11:38 ب.ظ

▒▒▒▒▒▒▒██▒▒▒▒███▒▒▒▒██
▒▒▒▒▒▒█▓▓█▒██▓▓▓██▒█▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓█▓▓▓▓▓▓▓█▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒█▓▒▒▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▒▒▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓█▓▓▓▓▓▓█▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓██▓▓▓▓▓██▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒█▓█▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒███▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▒▒▓▒▒▒█▒▒▒▓▒▒▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▒▒▒▒▒▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓███▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓█▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓█▓▓▓█
▒▒██▓▓▓█▓▒▒▒██▒██▒▒▒▓█▓▓▓██
▒█▓▓▓▓█▓▓▒▒█▓▓█▓▓█▒▒▓▓█▓▓▓▓█
█▓██▓▓█▓▒▒▒█▓▓▓▓▓█▒▒▒▓█▓▓██▓█
█▓▓▓▓█▓▓▒▒▒▒█▓▓▓█▒▒▒▒▓▓█▓▓▓▓█
▒█▓▓▓█▓▓▒▒▒▒▒█▓█▒▒▒▒▒▓▓█▓▓▓█
▒▒████▓▓▒▒▒▒▒▒█▒▒▒▒▒▒▓▓████
▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▒▒▒▒▒▒▒▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒▒▒▒█▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒▒████▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓████
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█▓▓▓▓▓▓▓▓▓█
▒▒▒▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█▒█▓▓▓▓▓▓▓▓█

عارفه سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 11:35 ب.ظ http://www.a17.blogsky.com

عارفه سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 11:35 ب.ظ http://www.a17.blogsky.com

جل الخالق!

این دیگه از اون پستا بودااااا

مونا سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 03:40 ب.ظ

سلام
آپم...

سلی سه‌شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 02:30 ق.ظ

من میام !

وحید دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 01:50 ب.ظ http://www.naghmeyesokot.blogfa.com

داستان مرد مارگیر مولوی رو حتما شنیدی،
وقتی مرد مارگیر مار یخ زده در کوهستان رو به بغداد می یاره و آفتاب عراق کم کم یخ مار رو آب می کنه....
مولوی خطاب به کسایی که به تماشای مار اومدن میگه:
آدمی کوهی است چون حیران شود
کوه اندر مار حیران چون شود؟

عکست من رو یاد این بیت انداخت:

این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان

فرزاد دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 01:12 ب.ظ http://petti.blogsky.com

من آپم ..

گیلاس دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 01:15 ق.ظ

من برداشتم اینه که یکی دلش خواسته بقیه رو اذیت کنه و خلاقیت به خرج داده!!!
کم نیست خودشا!!!
اگه ما هم از این ترفندا بلت بودیم کلی شهرمون زیبا سازی داشت!!!

گیلاس دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 01:10 ق.ظ

سلاااام
من بقیه عکسای این مجسمه ها رو هم دارم
اگه نداری میخوای بدم بذاری؟؟
خیلی باحاله
من که خودم دفعه اول که دیدم کلی ذوق مرگ شدم
مخصوصا همین عکسه که وسط پیاده رو هستش از یه زاویه دیگه محشره!!

فرزاد یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 10:04 ب.ظ

الان یه اتفاق مهم افتاده اگه فهمیدی!!!

فرزاد یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 10:03 ب.ظ http://petti.blogsky.com

رنگش سته حدیث !!

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:53 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

به نظرم اگه رنگ دیواره با رنگ مجسمه ها ست بود منظره ی شهر قشنگ تر می شد..

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:47 ب.ظ

هوس کردم یه عکس آپ کنم بیان نظر بدن در موردش!

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:45 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

من اصلا ً هیچ وقت از تو پیاده رو راه نمی رم!
خوبت شد؟

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:37 ب.ظ

می شه پست بعدیم از این عکسا باشه؟
باحاله!

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:37 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

بعد به نظرم اونجا قبلا ً هر روز هی چن نفر میومدن باله می رقصیدن که این مجسمه هه هنوز پاشو بیرون نذاشته بلده!!!
^من معتقدم کامنت گذاشتن با تعداد بالا از کیفیت کامنتام کم می کنه!
حالا شما هی بگو حدیث.. شونصد تا.. در دقیقه!

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:29 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

من می خوام فقط متن پستو بچسبم اصن عکسرو نگا نمی کنننم!

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:26 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

خب به نظر ِ من..
اون مجسمه هه در ابتدا آزادانه هر جا می خواسته می دوییده..
بعد می فهمه که اینجا یه قفس بزرگتر بیش نیست..
بعد بر می گرده سر ِ جاش..
خب اگه انیمیشن می ذاشتی بهتر بود..!
من کامنت ِ فرزادو نخوندما..!
آره..
اهم..
ولی عربی زیاد خوندم! بعد من وقتی عربی زیاد می خونم یه جوری می شم..
برم بیشتر در مورد ِ عکسه فک کنم..

haDs یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 09:20 ب.ظ http://barooooni.blogfa.com

وای..
اینجا رو ببین!
معروف شدم که!!
خوش به حالم..

فرزاد یکشنبه 12 خرداد 1387 ساعت 05:05 ب.ظ http://petti.blogsky.com

سلام !
می بینم که..
راستش امین جان اگه بخوایم از اون منظر نگاه کنیم که همه نگاه می کنن همون آزادی و این حرفاست دیگه !
گفتن نداره...
اما یه طور دیگه هم میشه به این عکس نگاه کرد !!
یعنی اینکه این مجسمه بعد از آزادی تازه فهمیده خبری از آزادی نیست و فقط افتاده تو یه قفس بزرگ تر !!

مونا شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 05:10 ب.ظ

داداشی اون مجسمهه زشته...
من کوشولوام!
یکی من کوشولوام یکی....

مونا شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 05:00 ب.ظ

سلام داداشی
این سلی همش منو اذیت می کنه :(((
:دی
داداشی خیلی زرنگیا!
هر قرنی یه بار که آپ می کنی !
اونم می خوای به روش فرزاد بذاری؟؟
مگه از روی جنازه ی فرش رد بشین!!!
:دی
خوب تجربه جالبیه!
داداشی به سلی بگید منو اذیت نکنه!
ببینید چه کامنتایی برای من داده!

نگین شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 04:13 ب.ظ

سلام داداش امین
ببینم اول جوابه منو بده
چرا امروز همه ول میکنن ؟ !!
بی ادب نشو
منظورم کامنت و حرفه
این سحر هم هی رفته تو خونه ما ( البته به قول خودشاااا ) کامنت ول کرده !!

میخوای من هی برات کامنت بذارم
آماره کامنتات بره رو ۵۰ - ۶۰ ؟
تعارف نکن

آره داداش امین من تک فرزندم .. واسه همین مگه آخر عمری مامان بزرگ بشم :((((((((
هییییییییییییییییی

برداشت من از این عکس اینه
آزادی !!
برداشت دیگه ای نمیشه کرد ..
آزاد شدن از هر قید و بند که دست و پای ادمو میبنده
و باعث میشه آدم فقط بشه ظاهر و معذب باشه
اون موقع اذیت میشه !!
ولی وقتی که قید و بندی نباشه
راحت و آزاد .. اونجوری که خودش دلش میخواد ... لذت میبره و شادی میکنه !!

* راستی بزن قدش ( درباره بازی زندگی )
شترققققققققققققققق

هوارتا بوسسسس

شهرزاد شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 03:13 ب.ظ

سلامم امین جون:
خوبی عزیزم؟؟
عزیزم ما همون متن های شونصد متریتو دوست میداریم ولی خوب اینم ایده ی بدی نیست یه مدت این کارو کن ببین چه طور میشه؟؟؟؟!!!
به نظر من این مجسمه ها نماد روح انسان هاست....
روحی که در بنده و روحی که آزاده....
روحی که در بنده هنوز طمع آزادی رو نچشیده ولی روح آزاد داره این حس و طمع رو تجربه میکنه..
از یه دید دیگه که بهش نگاه میکنم میبینم که یکیشوم دست داراز کرده آیا برای تساحب آزادی دیگری؟؟؟یا نه میخواد بهش بگه در بند بودن بهتره؟؟
این عکسه یه نموره فکر بیشتری می خواد..بازم فکر میکنم میام پیشت...
راستی وب هزار توی تنهایی رو آپ کردم..
خوشحال میشم که نظرت رو بدونم عزیزم..
مرسی..
یا حق!!!!

مونیکا شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 02:16 ب.ظ http://alma7.blogfa.com

سلام احوال غریبه؟
نه خداییش من از این عکس چی بایستی بفهمم؟مثلا این مجسمه فکر کرده آزاد شدنش هنره؟ذوق مرگ شده ولی خبر نداره چقده سنگ بودن بهتره
قبول داری؟
غیبتهای مکرر ما رو ببخشین استاد بنده خیلی کم میام یه جورایی تو ترکم

نسی جوون شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 12:12 ب.ظ

به نام خدا
سلام و العیلکم داش امین عزیز
خوبیییی جوجو؟؟؟؟
مثل اینکه خیلی دیر اومدماااااااااااااااااا
حالا تو به بزرگی خودت ببخشم
وای که دلم واسه همه تنگولیده خفناتتت
ببین دادا جوون وقت نمی کنم متنت و بخونم فقط اومدم تشکر کنم بابت اینکه سر زدی
اگه خدا بخواد هستم تا ۱۸ بعد دوباره میرم و غیبم می زنه تا کیش با خداست عزیزم
۱۲ تا ۱۵ هم که میرم جمکران یعنی واسه این مووضوع هم بود که برگشتم
نمی دونی چقدر خوشحالم تاحالا تو عمرم این همه خوشحال نبودم....
نمی دونم شاید با رفتن به اونجا شروعی دوباره باشه واسم...
شاید خدا این قدر دوسم داره که بازم یه فرصت دوباره بهم داده...
شاید باید به خودم بیام و از صفر شروع کنم....
هر انسانی هر زمانی که بخواد می تونه از اول شروع کنه....
پس مثل همیشه یه یا علی میگم و شروع می کنم....
واییی بعد مدتا اومدم کلی هم حرف زدم
خوب جوجو من برم تا بعد....
یا حق!

سروناز شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 01:30 ق.ظ

سلام
با همون سبک خودت بنویس بهتره داداشی
آزاد شده یعنی الان؟؟؟؟
عکسش خیلی جالبه یعنی مجسمه تو شهر شماست؟؟؟؟
چای می خوری داداش؟؟
میدونی دلم لک زده برای جمع قشنگ نیمکت. برای اینکه واسه همتون چای بریزم. میدونی بیشتر از اینکه نیاز محبتتون باشم نیاز دارم بهتون محبت کنم!!!!

اشکان شنبه 11 خرداد 1387 ساعت 12:20 ق.ظ http://www.a5hkan.blogsky.com

سه-چهار دقیقه سکوت به احترام ورود اولین دلتنگی
می دانم سهمی ار روز آمدنت نخواهم داشت
دیشب جای آخرین نگاهت را ،
در انتهای چشمانم به خاک سپردم
که برای تقدیر اینچنین زخمی
یک علامت سوال ، جواب تمام بودن ها بود

با فرشتگان جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 11:41 ب.ظ

سلام....

عحب عکسی!

خوبی عزیز...

راستی راجب به اسم...

باید یه کم فکر کنم...

فرشته زیادیم می شه...

فاطمه ایمانی جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 10:53 ب.ظ http://gozargah.blogsky.com/

سلام
از آشنایی با وبلاگتون خوشحالم.
اگه با تبادل لینک موافق هستید خبر بدید.
راستی رنگ وبلاگتون خیلی دلنشینه و همینطور نوشته هاش.

مونا جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 10:35 ب.ظ

هان؟؟

آگرین جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 09:27 ب.ظ http://modara.blogsky.com

تنهایی تنهایی تنهایی عریان
غریبه به خونه منم بیا

هیچکس جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 09:23 ب.ظ http://www.hichkas-ptl.blogsky.com

سلام
جالبه. بعد از سالها اومدم اینوری. و بعد از سالها اولین کامنت رو دارم میزارم.
چه حال و خبر یا دوست؟
عکس خوبی بود. حال خوبیه وقتی مثل این دوستمون تو عکس میکنیم از چیزایی که مارو به خودشون چسبوندن!
حالا کجا می خواد بره تو این شهر پر از گرگ این مجسمه ی برهنه ی بی کس و کار؟!
پیروز باشی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد