مامی جوش میاره

 

همین یه ربع پیش مامی بهم گفت برو از توی انباری چندتا بالش وردار بیار که کم داریم ... بالشها رو که ورداشتم کاملا جلوی صورتمو پوشونده بود ،واسه همین آروم آروم از پله ها میومدم پایین ! یهو دو تا پله رو یکی کردم همراهه بالشها با مخ و پُخ و دماغ روی پله ها قِل خوردم تا رسیدم به پله آخری ! باز جای شکرش باقی که چندتا بالش دستم بود وگرنه تکلیف قسمتهایی از بدنم ، الان لنگ در هوا و خلاصه توی کما بود .... رفتم بالشا رو دادم به مامان ، میگم دیگه نمیرم انباری چیزی بیارم ببین چطور زخمی زیلی شدم ؟ برمیگرده بهم میگه : به درک ! کسی که نتونه از پس این کارای ساده بر بیاد ، همون بهتر که با مغز بخوره زمین بلکه عقلش بیاد سر جاش ! مرجان من به خاطر شپلوت کاریهای تو نمیتونم سرمو میون مردم بلند کنم ! آخه کی میخوای آدم بشی ! دخترای هم سن تو ، الان ۶ تا بچه عروس و دوماد کردن ! شرکت بخوره توی سرت ! بشین قورمه سبزی پختن یاد بگیر که پس فردا شوورت گشنه اومد خونه ، نمیگه چندتا قرار داد امضا کردی ، میگه ناهار چی داریم ! ..... حالا همه این حرفها رو ۱۵ ساله داره توی گوشم میخونه ها ! چیشششش ... آخه وقتی ۱۵ سالم بود ، به نظر شما یه دختر ۱۵ ساله ، میتونست شیش تا بچه داشته باشه ؟ میتونست ؟ راست میگینا ! .........  

نظرات 10 + ارسال نظر
با فرشتگان پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1387 ساعت 01:05 ق.ظ

شاد باشید.
لباتون پر خنده ...
دلاتون پر مهربونی ...

* قابل توجه امین جون
---------

مرسی :))

با فرشتگان پنج‌شنبه 12 اردیبهشت 1387 ساعت 12:59 ق.ظ

سلام...











خوش بگذره...

* قابل توجه امین جون

ر و ز ب ه چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 ساعت 12:40 ب.ظ

... . .

حرف دارم واسه گفتن !
شایدم بهتره که نگم!!

+ باز می آیم امیدن جان

با من بودی یا با امین ؟ :-پی

خوش اومدی

زود برگرد ((=

سروناز چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 ساعت 02:38 ق.ظ

سلام بر برو بچ دوس داشتنی نیمکت خوبین همه دیگه

علیک :دییییییییییی

بهاره سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387 ساعت 01:04 ب.ظ http://joojoojoon.blogsky.com

ستاره می گوید دلم نمی خواهد غریبه ای باشم میان آبی ها
ستاره می گوید دلم نمی خواهد صدا کنم اما هجای اوازم به شب درآمیزد کنار تنهایی ها و بی خطایی ها
ستاره می گوید تنم درین آبی دگر نمی گنجد کجاست آلاله که لحظه های امشب ردای سرخش را به عاریت گیرم رها کنم خودرا از این سحابی ها
ستاره می گوید دلم ازین بالا گرفته می خواهم بیایم آن پایین کزین کبودینه ملول و دلگیرم خوشا سرودن و آفتابی ها

تقدیم به داداش امین گلم
**********
سلام به مرجان خانومی و گیگیلی نازم
ایول داداش امین با این حسن انتخاب سکان دارش. موفق باشی گلم

* قابل توجه امین هوشولو :دی

----------------

سلام عزیز دلم

قربونت مرسییییییییییییییییی :-ایکس

گیلاس سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387 ساعت 01:47 ق.ظ

بالش دستت بود!
تو از پشت افتادی!
چه جوری میشه که اتفاقی برات نیفتاده؟؟
شایدم دستت پشتت بوده!!!
پس بالش کجات بوده؟؟

نه فقط از پشت ! تو تصور کن یه روزی ایشاا... از بالای پله قل بخوری بیافتی پایین ((=

اصن هیچی گیلاس ! برو پفکتو بخور (غشمولک)

با فرشتگان سه‌شنبه 10 اردیبهشت 1387 ساعت 12:26 ق.ظ

سلام ....
کجایی صاحبخونه؟
یه حای دور؟؟؟؟
باشه پس با یه خودکار آبی رو درتون نوشتم
؛آمدیم نبودید؛

سلام :))

رفته پیش شیلا :دی

گیگیلی پاکش کرد ((=

دامنه رایگان دات کام+افزایش آمار دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 ساعت 07:39 ق.ظ http://Www.33IR.Com


با سلام خدمت مدیر وبلاگ وبازدید کنندگان عزیز آن

این نوشته تبلیغ نیست:
بلکه یک نیاز هست برای کسانی که وبلاگ یا سایت دارند
حتما می پرسید چی؟
جواب این که: کسانی که وبلاگ یا سایت دارند حتما نیاز به بازدید کنندگانی دارند
که از وبلاگ یا سایت آنها دیدن کنند سایت Www.33IR.Com این مشکل را در حد توان

---- بدون فریب وسو استفاده از دیگران---

حل کرده

ثبت دامنه رایگان با پسوند دات کام برای اولین بار در ایران
و افزایش آمار وبسایت شما به صورت جالب بدون انجام کاری و امکانات دیگر

به سایت Www.33IR.Com رفته ودر صفحه اول یک نام برای خود انتخاب کنید

و مراحل را تا آخر بروید

اَی ووووووووو :دی

امین بهوش باش :-پی

غریبه دوشنبه 9 اردیبهشت 1387 ساعت 01:23 ق.ظ

سلام آبجی

ای بابا .. مثل اینکه من هر چقدر هم به مامانم ٬ مامانت ٬ مامان مون ٬ مامان شون ٬‌ماما.... (!) بگم که به تو کارهای سخت و صعب و سنگین ندن ٬ باز هم هیچ توجهی به عرایض حقیر نمیکنن !! نه ؟!
آخه مگه نمیدونن که تو یه خورده دست و پا ... هستی (چیزی !) یعنی دست و پاهات ظریف و ضعیفه !!

راستی آبجی کجای کاری .. بیا ببین دخترهای ۱۵ ساله چه کارهایی که نمیکنن !!

((نیست خودم هم دخترم و هم ۱۵ ساله !! بماند ... ))

یا حق

سلام داداش کوشولو :))))

تو به من میگی دست پا چلفتی ؟ به من ؟ به من ؟ گیگیلی اون تیرکمونت گنده اتو بیار ببینم :دیییییییی

باز اومدی آتیششو زیاد کنیا ! خوبه تو خونه ما باشی اونوخ من شب و روز باید با مامی دعوا کنم اونم به خاطر آتیش سوزوندنای تو ((=

حق نگهدارت :)))))

سروناز یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 ساعت 11:20 ب.ظ

سلام بر آبجی مرمری گل
خب مامانت راس میگه دیگه
نه نمی گه؟؟؟؟
خب باشه
ولی خدا بهت رحم کرد که بالش دستت بودا

سلام سروی جونی
آفرین :دیییییی

آره خداییش :))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد