واگذاری

به نام حضرت دوست


   عرض سلام و ادب و احترام

   هاااا ایییی "واگذاری" یعنی چه ؟!
جونم واستون بگه که .... واگذاری رو میشه به دو شکل خوند و معنا کرد ؛ میتونیم مثل بچه آدم بخونیم "واگذاری" و مفهوم تفویض ، تسلیم و ... انتقال دادن چیزی به دیگران رو ازش برداشت کنیم و هم میشه اندکی به سلول های خاکستری مون فشار بیاریم و منظور حقیقی غریبه رو از دل شقّ دوم این واژه کفش (ترجیحا اسپورت!) کنیم .. "واگذاری" در فرهنگ لغت امین (مخلص دهخدام هستیم !) بیشتر به شکل "وا - گذاری" مورد توجه قرار میگیره و در حقیقت به معنی وا دادن ، ول دادن ، کم آوردن ، آقا غلط کردم ، به جون بچه های گیلی دفعه آخرم بود و ... امثالهم معنا میشه . لذا عزیزان توجه داشته باشن که هر گردی ، شکم چاق غریبه نیست ؛ ممکنه گردو باشه

   ای بمیری با این حرف زدنت غریبه !.. اگه آخرش گفت اصل موضوع از چه قراره ، من اسمم رو عوض میکنم .. اصن میذارم انقضی (آبجی مونا بیا غلط یابی کن !) از همونا که دور کلاه شون قرمزیه

   همچنان عارضم خدمت دوستان گرامی که طبق سنوات گذشته ، نیمکت به دلیل کم کاری های شدید غریبه تا زمان نامعلومی (حدودا یه قرن و نصمی!) به آبجی مرجان واگذار میشه ؛ به این امید که اگر خدا خواست ، متهم ردیف اول (غریبه !) فرصت مناسبی جهت پاک نویس کردن مندراج ذهنیش (در صورت وجود!) پیدا کنه و با کامنت های بی خودش ، سریشی شود بر در وبلاگ های شما !!

   شاید باورتون نشه اما من هنوز فرصت نکردم که جواب لطف همه دوستانی که عید 87 رو بهم تبریک گفتن ، بدم !.. به خاطر ندارم که امسال به کسی ایمیل زده باشم (!) الان چند تا ایمیل خیلی واجب در دستور کار دارم که باید در اسرع وقت بهشون جواب بدم اما ... امیدوارم که با به زحمت انداختن آبجی مرجان که یه جورایی بقای نیمکت رو بهش مدیون هستم ، بتونم بیش از پیش در کنار شما باشم و از انفاس گرم و صمیمی تون انرژی بگیرم (به یک عدد داش یوسف جهت اندازگیری شدت "خودشیفتگی" نیازمندیم !) ...

کاشکی می دونستید که چقدر چاکرتونم !!
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق

نظرات 13 + ارسال نظر
بهاره پنج‌شنبه 5 اردیبهشت 1387 ساعت 10:00 ق.ظ http://www.joojoojoon.blogsky.com

بیراهه راههایی که رفته ایم را

به گذشته بسپار

و گذشته را به باد

راه زندگی برای هیچکس رو به گذشته نبوده است

زندگی رو به فرداست که ادامه دارد، نه دیروز...

منتظرم برگردی داداشی

[ بدون نام ] پنج‌شنبه 5 اردیبهشت 1387 ساعت 09:58 ق.ظ

بیراهه راههایی که رفته ایم را

به گذشته بسپار

و گذشته را به باد

راه زندگی برای هیچکس رو به گذشته نبوده است

زندگی رو به فرداست که ادامه دارد، نه دیروز...

منتظرتم برگردی داداشی

ندا دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 10:54 ق.ظ

در روزگاری که کمان ابروان دختران سیه چشم؛؛
عشق را معنا می کند
و برق سکه مردان شرافت آنان را..؛
آیا فرقی خواهد کرد که آفتاب امروز از پس کدام تزویر طلوع کرده..؟
آیا شادی را می توان از چنگال زمانه ربود..؟
و تردید را که همچون قبایی سیاه بر تن مردمان نشسته زدود..؟
زمانه ای که سکوت؛ نگاه ؛ دلتنگی ؛ و عشق را
در میان ترهم تحقیر کننده اش اسیر کرده است..؛
باید رفت...
و در گوشه ای نشست و بغض کهنه لحظه ها را باز گفت و
های های برای معصومیت زندگی گریست...
می دانم باید رفت...
همه اندیشه ام این است
پروازاز خاک تا افلاک ...
ـــــــــــــــــــــ
امین ممنون از دقت نظرت درستش کردم نه تو وب تو دفترچم
امیدوارم زودتر خودت بیایی و بنویسی
تاااااا دوباره شاید

مرجان دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 10:05 ق.ظ

راست میگه امین جون مجید دلبندم :دی عم قزی :دی

گیلاس اون دست کوچیکه دست منه ! باور کن به جان خودم دست من همین قده ((= اون دست گندهه هم لابد دست امینه یا دست بابام ((=

سلی جون امروز به اتفاق گیگیلی آپ میکنیم :))))))))

سلی دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 01:57 ق.ظ

مرجان بنویس خوب دیگه !

گیلاس دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 01:31 ق.ظ

میگما دست تو انقدر زشته یا دست مرجان؟؟؟

یه صابون خوب یادم باشه بهتون معرفی کنم!!!

فک کنم این عکس مال زمان کارگریته!!
الهیییییییی

گیلاس دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 01:28 ق.ظ

مرجان دوووست داریم

مرجااان دوووست داریم

( امین جان اگه بگم امین رو هم دوست داریم از منکرات میان کله ام رو شکنجه میکنن! تو مرجان رو بخون امین!)
قربون اون حرف نفهمیت برم!

ونوس دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 ساعت 12:40 ق.ظ

سلام
فقط خواستم بگم انقضی نیست.عمقزیه.یا به قول تو عم - قزی.

شهرزاد شنبه 31 فروردین 1387 ساعت 11:39 ب.ظ

سلام امین جان:
خوبی گلم؟؟؟
ااا ؛باز هم تو واـگذار کردی نیمکتو....
به هر جهت منتظر ظهورت هستیم امین جان..و منتظر مطالب پر بار و مفیدت..
فدای تو..
فهلا...

مرجان شنبه 31 فروردین 1387 ساعت 05:31 ب.ظ

داداشی شیکمت گنده اس ؟ ((=

مرجان شنبه 31 فروردین 1387 ساعت 05:30 ب.ظ

قبووووووووووووووووووووووله :)))
بله بله آقای عاقد وکیل شو :دییییییییییییی

سلی شنبه 31 فروردین 1387 ساعت 03:01 ب.ظ

سلام امین..
مرجان؟
اوهوم !
خوبه !!
منتظر هستیم..
منتظر نیمکت غریبه !

ر و ز ب ه شنبه 31 فروردین 1387 ساعت 12:34 ق.ظ http://hazrat-eshgh.blogsky.com

باز من اآمدم و دوباره من این عکس نامتعارف رو دیدم امین جان ؟!!!!

پ.ن:
تغییرات لازم است؟؟!!

می آیم دوباره.. .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد