ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
به نام حضرت دوست
دیدین وقتی بازی فوتبال به وقت اضافه میکشه ، همه مثل برق گرفته ها از این ور زمین به اون ور میدوند و حتی دروازه بان هم تا محوطه جریمه تیم حریف پیش روی میکنه ؟!
زندگی من هم در طول این چند هفته ، حکم همون وقت اضافه رو داشت و حضور الانم هم دقیقا مثل پیش روی اون دروازه بان میمونه !... الان که دارم این کلامات رو مینویسم ، کمتر از سه ساعت و نیم دیگه تا حرکت قطار به سمت تهران وقت باقیست . فقط اومدم بگم که هنوز زنده ام (!) و انشاء ا... اواسط هفته دیگه برمیگردم .
تنها نکته ای که میمونه اینه که تو این یک هفته نیمکت دسته آبجی مونا خواهد بود (البته بدون هیچ گونه اطلاع قبلی ، چون وقت نشد باهاش هماهنگ کنم!) مونا جان از اینکه این بار زحمت نیمکت رو به دوش تو میندازم ، شرمندم .. یوزر و پسورد رو به ایمیلت ارسال خواهم کرد و هر مشکلی که داشتی میتونی روی کمک آبجی مرجان و سایر رفقا حساب کنی ..
دوستان ، رفقا ، عزیزان و خواهرها و برادرهای خوبم
لطفا به خاطر همه بدی هام ، حلالم کنید
تا درودی دیگر .. بدرود
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق
امینی جونم...دلم برات حسابی تنگ میشه....
زودی برگرد داداش گلم
سلام امین جان..
یه سوالی پیش اومده...شما چرا اینقد میرین و میاین؟؟اون دفه هم فک کنم دست مرجان بود نه؟:دی..
مونا جان وبشو داد دستت رفت مثه چشمات ازش مراقبت کن:دی..امیدوارم سفرت به خیر باشه و سلامتی..
درود و دو صد بدرود:دی
الهی قربونت برم داداشی :)
سفرت به خیر :-***
به مونا حسودیم میشه ها :->
به سلامت برگردی داداشه مهربونم
نمیدونم چرا تا گفتی میری سفر یهو احساس کردم دلم خیلی برات تنگ شد :(
زود برگرد :) منو گیگیلی و بقیه دوستان چشم براهتیم :)
سلام امیدوارم موفق باشید