حس خوبی دارم ...

به نام حضرت دوست

*** میشه ***

حس خوبی دارم به تو که نزدیکی
میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی
میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد
میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد

تا تو هستی جز تو همه چی ممنوعست
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست
من توی آغوشت گرم بودم یا سرد
کاش شب می فهمید روز باور میکرد

بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی
من فقط من بودم منو آدم کردی
عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم
اگه یادم باشی زود بر میگردم

ای خدایی که برام تو شبا فانوسی
هول میشم وقتی تو منو می بوسی
هول میشم وقتی تو منو می بوسی


» آهنگ : میشه
» شاعر : فرزاد حسنی
» خواننده : احسان خواجه امیری

چرکنویس :
   از وقتی تو وبلاگ گروهی مون «خانه ما» آپدیت کردم ، یه سوالی بدجوری داره اذیتم میکنه .. به نظر شما چرا اطرافیانم فکر میکردن که من احتمالا بزرگتر هستم ؟! آخه چرا ...

شاد باشید و شادی آفرین
یا حق

نظرات 34 + ارسال نظر
نگین سه‌شنبه 7 اسفند 1386 ساعت 11:34 ب.ظ

راستی امین جا
یادم رفت بگم
خیلی آهنگ قشنگی بود
ولی هر چی میگردم نمیتونم دانلودش کنم :((((

نگین سه‌شنبه 7 اسفند 1386 ساعت 11:34 ب.ظ

سلام به داداش امین خودمون
خوبی ؟
داداش ببخش زودتر نیومدم
خودت که تو خونه ما میبینی چقدر این مرجان فحشم میده
کم میام
خلاصه شرمنده نذار پی چیزه دیگه
امین من حال و احوالم خوبه تو خوبی ؟
نه بابا
من زیره سنگا نموندم
در رفتم
رفتم قایم شدم
تو منو ندیدی ؟
اون سنگی خورد پشته سرت رو من زدم :)))))
راستی ببینم گفتی کمربندی
مگه تو کرمانی ؟
کرمان زندگی میکنی ؟
آخه اینجام کمربندی داریم
البته هر گردی که گردو نمیشه
ممکنه هر شهری کمربندی داشته باشه :))))
داداش امین درباره منم خیلیا این فکرو کردن تو خودتو ناراحت نکن
داداش تو این خونه ما همه خوابن ... والا
هوارتا بوسسس


مونا سه‌شنبه 7 اسفند 1386 ساعت 07:56 ق.ظ

سلام
دستی که گذاشتید فسیل گشت و آپی نیامد!
من امروز نرفتم مردسه.
به دلایلها!
کجایید آخر؟
ما از نگرانی می غشیم!!!
زود زود زود
بشوید به روز!!

شهرزاد دوشنبه 6 اسفند 1386 ساعت 09:16 ب.ظ

سلامم امین جونم:
خوبی عزیزم؟؟؟؟
چرا آپ نمیکنی؟؟؟تو هم مثل من گرفتار درس و زندگی؟؟؟؟
دلم برات تنگ شده بود..به منم سر بزن...
ممنون
یا حق!!!

مرجان دوشنبه 6 اسفند 1386 ساعت 08:40 ب.ظ

کوشی داداشم ؟ باز نگرانت میشما ؟ :(

مونا یکشنبه 5 اسفند 1386 ساعت 02:05 ب.ظ

سلام
خوب هستید؟ از زندگی خسته نباشید:)
من هی چی از آهنگ گذاشتن نمیدونم.
داداشی بدو یاد بده .بدو بدو.
منم آهنگ گشنگ می خوام بذارم!! به شما حشودیم شد!
خدا نگه دار

مرجان شنبه 4 اسفند 1386 ساعت 05:57 ب.ظ

سمیرا جون ؟ آخه چرا ؟ :(
لااقل میتونستی حضورتو کمتر کنی دیگه نه اینکه ...حیف
قربونت برم آبجیه مهربونم
فکر نکنی با رفتنت از خاطرم میری .. نه نه ... هرگززززززز

همیشه شاد و سلامت باشی
همزمان با خوندنه کامنتت این آهنگ وبلاگ امین هم میشنیدم .. نزدیک بود اشکم سرازیر بشه ................

مرجان شنبه 4 اسفند 1386 ساعت 05:54 ب.ظ

باز کش تنبونی شدی داداش کوشولو ؟ :دی

شخص شنبه 4 اسفند 1386 ساعت 03:55 ب.ظ

سلام میشه به وبلاگ من ملحق بشی خواهش می کنم.
اگرمی خوای بیای به سروناز بگو انم به من میگه

سلی شنبه 4 اسفند 1386 ساعت 03:35 ب.ظ

یعنی تو واقعا بیست و۲۲ سالتهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واااااااااااااااااااا
من فک میکردم ۳۰ ۳۰ و خردی:دی واقعا..دلیلشم نوشته هاته..چه میدونم...
باز از تعجب شاخ در اوردم سلام یادم رفت..سلام.:دی

سمیرا شنبه 4 اسفند 1386 ساعت 02:28 ب.ظ

سلام به داداش خوب و نازنینیم
راستش خیلی دوست دارم که به نیمکت بیام
ومثل همیشه از وجود پاک و مهربونت استفاده کنم
اما.....
حتی مدت هاست که به خونه ی ما هم سر نزدم..
میدونی امین جان بعضی وقت ها آدم باید بره..
موندن همیشه خوب نیست.رفتن لازمه
می خوام از این دنیا بیام بیرون..البته مدت هاست که
بیرون اومدم...خواستم بدون خداحاقظی نباشه..
زندگیم سخت شده..خیلی سخت..
نمی خوام از خودم ضعف نشون بدم یا
این که خدا رو شاکر نباشم .نه.
فقط می خوام این دلبستگی رو از خودم دور کنم
تا دیگه عادت کنم به از دست دادن اونچه که
بهش دل می بندم..دوستش دارم و از بودن در کنارش احساس آرامش می کنم
تو خیلی چیزا به من یاد دادی..چیزایی که هر وقت تو زندگیم به کار بستم
جز موفقیت چیزی ندیدم..ازت بی نهایت ممنونم
از طرف من از همه خداحافظی کن
از طرف من عذر بخواه از بچه های باصفای خون ی ما
که این مدت نتونستم دوست و یاور خوبی براشون باشم
و در آخر حلالم کن..
در پناه حق

شهرزاد جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 09:59 ب.ظ http://shahrzad91r.blogsky.com\

سلامم امین جونم:
خوبی عزیزم؟؟
خیلی قشنگه این آهنگه...
سنو سال زیاد مهم نیست مهم اینه که آدم فهم و شعورش بالا باشه و خدا را شکر برا شما این قدر بالاست که آدم فکر میکنه که سن بالاتری ولی شما دارای روح بزرگی هستی عزیزم...
موفق باشی داداشی..
ممنون یا حق!!

قطره جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 09:25 ب.ظ

سلام...
ممنون از نظرت.... به بزرگی (معنوی)خودت ببخش...
نظرات شما همیشه محترمن....

ته تغاری جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 03:13 ب.ظ

سلام
حالم خوب شد!!
آخیش!
شما خوبین؟
ببخشید من انقدر روان پریشم ! یه بار میام خوشحالم یه بار میام ناراحتم اصلا تعادل چیه؟
ولی الان خوبم.
توی خونه ما حال منو گرفتن .سه ساعت قصه نوشتم ولی هیچ کدومشون کله پاچه دوست نداشتن! حالا شما میگین من باید چی کار کنم؟!؟
نظرتون چیه به جای کله پاچه بذارم پیتزا؟ یا جوجه کباب ؟
برمی گردم
سنجد.

گیلاس جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 01:58 ب.ظ http://monzo.blogsky.com

آقا اجازه؟!!!

من فکر نمیکردم بزرگتری!!! یعنی همیشه سن همه رو دست پایین میگیرم!!! یعنی اگه فک کنم که همه بزرگن هیچ وقت با هیچ کس راحت نیستم!!
تو از اول همین قدری بودی!! باور کن!!
البته شاید دلیلش قلنبه حرف زدن و فکر کردنت باشه که بقیه اینجوری فک کردن!!!
ببینم از هیتلر خان چه خبر؟؟!!
:دییییییییی

*حضرت عشق* جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 06:26 ق.ظ http://hazrat-eshgh.blogsky.com

چشم انتظار من باش، تنها تویار من باش ای آخرین امیدم ای نازنین ترین یار چشم انتظار من باش من زنده ام به یادت ای مهربون عاشق تنها به شوق دیدار عاشق تر از همیشه موندی در انتظارم چون سایه لحظه لحظه تو بودی در کنارم نامی دگر به جز تو با قلبم آشنا نیست یک لحظه خاطراتم از خاطرت جدا نیست در خاطرت نگه دار عهدی که با تو بستم من که غرور خود را در پای تو شکستم ای تو همیشه با من، من با تو هستم بی تاب و بیقراره این قلب عاشق من ای همنفس چه زیباست با تو نفس کشیدن عاشقتر از همیشه به تو رسیدن
........

سروناز جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 02:04 ق.ظ

چشمک

سروناز جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 02:02 ق.ظ

سلام داداشی خوبی
این خوبه که بزرگ باشی دیگه
من که روز به رزو دارم کوشولو تر میشم.
ولی خداییش بزرگ نیستی هر کی اینو گفته مثل اینکه خبر از حال دل زار ما نداره که چه بالیی هستی تو!!!!

[ بدون نام ] جمعه 3 اسفند 1386 ساعت 01:36 ق.ظ

چرا خالی می بندی دوست بی نام من![فکرکنم منو تو هم که بی نامیم آخرش فامیل در میایم!!]
زیادم خوشحال نباش!اینقدرام بزرگ فکر نمیکنی!!

مرجان پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 11:14 ب.ظ

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییی ندا هم اینجاست که آخ جون :)

مرجان پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 11:13 ب.ظ

این آهنگ منو یاد چیزای خوب خوب میندازه :)

ندا پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 07:48 ب.ظ

بزرگی ربطی به سن و سال آدما نداره . یه چیز ذاتیه و برمیگرده به اصالت و تربیت و فرهنگ ادما و تو بزرگی چون درک بالایی داری.ولی امین این وجه تمایز هر از گاهی مشکل سازه
وقتی آدم نمیتونه مثل همسن و سالاش باشه بعضی وقتا واقعا کلافت میکنه . بگذریم
عزیزی میگفت یا نباش یا با اندیشه باش و عاشق
برای تو هم همینو ارزو میکنم .
و کلام اخر اینکه غریبه دیروز و اشنای امروز ..
قلم بزن نه به جبر نه به شرط که به عشق. همین
راستی یادم رفت خوبی؟؟؟
ـــــــــــــــ
تاااا دوباره. فعلا

مرجان پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 04:10 ب.ظ

سلام بر داداشیه خوشکلم :)

از صدای این احسان فسقلی خیلی خوششمون میاد منو گیگیلی :دی احسانه خودمونه ها ((=

داداشی تعجب نکن که چرا همه فکر میکردن باید بزرگتر باشی :-> گیگیلی به همه گفته ۹۵ سالته :|

الفرارررررررررررررررررررررررررررررررررر

مونا پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 01:53 ب.ظ

سلام
امروز برام آقا سلمان یه کامنت گذاشت که منو به گریه انداخت.
خدا همیشه هست!
خدای بزرگه من !
شما خیلی قشنگ می نویسید
من واقعا بهتون افتخار می کنم.خدای مهربون به من یه داداش داد که همه چی تمومه!
قدر خودتونو بدونین.
آدمی مثل شما توی این دنیا پیدا کردن سخته!
راستی:
امروز یه خانومی اومد سر کلاس حرف کربلا زد.
می بینید چه آسون داغ دل خواهرتونو تازه می کنن.
من باید چی کار کنم؟
..
این اولین بار نیست که در حین نوشتن گریه می کنم.
برام دعا کنید
دارم دیوونه میشم.
خدا حافظ!

مارگریت وحشی بهاری پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 09:53 ق.ظ http://margrite-vahshi.blogfa.com

سلام به دوست خوبم امین

شعر قشنگی بود
به فرزاد حسنی نمی یومد که اینطور شعر بگه

خوب چون بزرگی دیگه
آدمهای بزرگ اندیشه های بزرگ دارند

و تو حقیقتا با این قلمت آدم رو به شک می اندازی

البته هر چه بگذره نوشته هات پخته تر خواهد شد

راستش رو بخوای منم فکر می کردم تو یه جوون بیستو هفت هشت ساله هستی

شاد باشی

روشن ترین فانوس پنج‌شنبه 2 اسفند 1386 ساعت 12:34 ق.ظ http://nooore-beheshti.blogfa.com


آهنگ فوق العاده س

اول شعرشو خوندم

اما وقتی حسش رو درک کردم که آهنگشو شنیدم...


* ای

خدایی

که

برام

تو

شبا

فانوسی *

. . .


اجرتون با خدا !


به خاطر این حس زیبایی که با این آهنگ برام به وجود اومد




سلام دخترعمو

خواهش میشود .. انجام وظیفه بووود!!

از این که تونستم حسم رو با اصل آهنگ بهتون منتقل کنم .. بسی خوشحالم .. امیدوارم که همیشه تو این حس و حال باشی و بمونی و عمرا هم در نیای !!..

راستی میبینم که در هنگام دعا کردن از ترجمه های زیبای فارسی ٬ کمال استفاده (در حد تیم ملی!!) رو می بری .. عجبااااااا :))

ممنونم ..
یا حق

قطره چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 10:01 ب.ظ

سلام...
خوبید؟خوش می گذره؟
این مسائل ریاد مهم نیستن ...
اما خوب احتمالا می تونه به دلیل فهم و درکتون باشه ...
که البته همینه.
شاد باشید.

سلام ...
شکر خدا ... مگه دست خودشه !! اگرم بخواد خوش نگذره ، خودمون خوش میگذرونیم :))
در مورد این که زیاد مهم نیستند ، کاملا باهات موافقم .. اما با عرض پوزش ، احتمالات تون رو رد میکنم !! خلاف فرضیه شما طبق برهان خلف به سادگی قابل اثباته!! :))

به هر حال ممنونم .. نظر لطفته .
با بهترین آرزوهاااا
یا حق

لیلا چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 07:04 ب.ظ

سلام من می دونستم کوشولویی امین کوشولو اما حرفاتو خیلی خوب می زنی بخاطر همینه. بعدشم زیاد حرفمو جدی نگیر من فقط خواستم حرفی زده باشم.

سلام لیلی جان
به جون خودم فقط تو یک نفر من رو درد میکنی !.. هر چی به این کته کله ها میگم که من کوشولوام ، الکی میخوان آدم بزرگم کنن!!
اصن بیا با هم بریم تو یقه هاشون ماهی بندازیم :))

لطف داری عزیزم .. شما خوب میشنوی .. خوبی از گیرنده وگرنه مطمئن باش که فرستنده زیر خط فقر به سر میبره !!
ممنونم ..
یا حق

مونا چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 06:06 ب.ظ

سلام
آپم
منتظرما!

سلام
ممنون که خبرم کردی ...
اومدماااااا !!

مونا چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 03:43 ب.ظ

سلام دوباره
به من یاد میدید آهنگ بزارم؟
آهنگ شما خیلی قشنگه!

علیک سلام سه باره
بله که یاد میدم .. چرا که نــــه ... البته اول باید ببینم که خودت چی یاد داری ، بعدش در خدمتم !!
قشنگی از گوشات عزیزم !.. حنجره آقا احسان هم درد نکنه :))

ته تغاری چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 03:24 ب.ظ

داداشی بدو جواب بده
!!!!

سلام
چــــــــــــشـــــــــــــم !!!

مونا چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 03:23 ب.ظ

سلام داداشی
خوبی؟
الهی شکر که سرتون خلوت شده! مشقاتونو نوشتین؟
خب!!! که اینطور؟
به نظر من آدمایی که روح بزرگی دارن برای همه هم بزرگترند هم محترمتر. و تازه چرا این حرفا اذیتتون می کنه.باید خوشحال باشید که چه از نظر فن بیان هم از نظر مهربونی و هم از نظر نگهداشتن حرمتها همه شما را به چشم بزرگترشون می بینن. اتفاقا یکی از مزایای این دنیا اینه که باعث میشه که هرکس می تونه به ویژگیهاش پی ببره.
مثله من !!! که همه بهم می گن تو یه 5 و6 ساله از سنت بیشتر حالیته اما نمی دونم چرا میگن!( اینو نمی گفتم می میردم!!) اینم یکی از شباهتهای ما به هم . دیگه مطمئن شدم که خواهر و برادریم!!!) جدی نکنه خواهر برادر باشیم؟!!!
بعدشم من به داداشم افتخار می کنم که روح و افکاره خیلی بزرگی داره به طوری که همه فکر می کنن پخته تر از سنشه!
امیدوارم وقتی 30 سالتون شد همه فکر کنن 50 سالتونه!!!
آبجی کوچولو موچولوی شما : ته تغاری

سلام آبجی کوچیکه
شکر .. تو چطوری ؟!
این سر نه سامان پذیرد عزیزم !! هنوز به صورت کامل تموم نشده .. اما بقول بروبچ : شاخ غول رو شکستیم !!! :))

ببین باز شیطنت کردی هااا... مگه نگفتم بی اجازه تو اتاقم نرووو (؟!) یواشکی رفتی روحت رو پیدا کردی و با اون وجب های کوچیکت ، سایزش رو گرفتی (!!) نه عزیزم ، لطف تو به خاطر بزرگی روح من نیست ، به خاطر وجب های کوچیکه خودته !! وگرنه غریبه چیه که روحش باشه ؟!؟!

نمیدونم والا .. راستش منم میترسم که آخرش بریم تو مایه ی فیلم هندی :))
اصن بیا یه کار کنیم .. من اواخر هفته آینده (اگه خدا بخواد) دارم میام تهران .. چطوره جلوی آزمایشگاه رویان با هم قرار بگذاریم و بریم یه آزمایش دی.ان.ای بدیم ؟!.. خدا رو چه دیدی ، شاید خواهر و برادر از آب در اومدیم :)))

و همین افتخار تو دقیقا بزرگترین اشتباه زندگیت بوووود!! (بابا یکی بیاد این هندونه ها رو ازم بگیره .. آخه کی دیده یه وانت هندونه رو یک جا بار یه آدم بکنن !!) خلاصه این که به فکر قلب ضعیف منم باش آبجی ، ییهو میبینی ذوق مرگ شدم و افتادم رو دستت هاااا ... از ما گفتن بود !!

احتمالا منظورت این بود که در سی و پنج سالگی ، به دلیل کهولت سن میمیرم !.. آره ؟!؟! :))

راستی امضاء قشنگی داشتی .. الهی قربونش بشه داداش !!
ممنونم مونا جان
یا حق

[ بدون نام ] چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 10:24 ق.ظ

چون بزرگ فکر می کنی قدر فکراتو بدون.

تو واقعا این طور فکر میکنی ؟!؟!؟!...

×حضرت عشق× چهارشنبه 1 اسفند 1386 ساعت 12:42 ق.ظ http://hazrat-eshgh.blogsky.com

چون واقعا بزرگی دیگه... . . .

سلام روزبه جان

ای بابا ... شما لطف داری عزیزم .

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت !!!

یا حق

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد