ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
به نام حضرت دوست
عرض سلام و ادب و احترام
««گاهی...»»
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می ورد
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلبِ خون شده بشکست می رود
اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته ست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
این لحظه ها که قیمتِ قدِ کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شست می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رسد
شعر از دکتر افشین یداللهی
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست ...
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود ...
سلام ...
از آشنایی با وبلاگ شما و خواندن مطالبش لذت بردم ...
موفق باشید و برقرار ...
سلام
چه شعر جالبی بود
خوبه که آدم بتونه راحت حرفای دلش رو بزنه حتی با اشعار دیگران
سرعتت خیلی بالاست
احتیاط کن (البته برداشتی بود که از عکست کردم )
امیدوارم همیشه شاد و موفق باشی
پست قبلیتم خیلی قشنگ بود و جمله ای که از یوسف آورده بودی
به قول حافظ:
عاقلان نقطه ی پرگار وجودند
ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند
تو وبت که خبری نیس؟کوشی پس؟
داداش کوشولو کجایی ؟ :)
کوشولو کجا میری ؟ (((=
بیا که فردا باید وبلاگ گروهیمونو خودت آپ کنی :) نوبته توئه :-پی
ای بابا..منم خسته ام از این بن بست ها!!...
امیدوارم هیچ وقت تو جاده ی زندگی به بن بست نرسی...
آپم
سلام
واقعا دارم نگران میشم!
کجایید؟
من می ترسم!!!
تا فردا نیاین عکستونو میدم روزنامه چاپ کنه ها!
بدبختی عکس هم نداریم!
بیاین حسابتونو می رسیم!
تا دوباره...
سلام
وقتی نظرت رو دیدم خیلی خوشحال شدم اشک آدمو در میاری تو
خوشحالم که اینجا داداش گلی دارم
دوستت دارم داداشی
واما شعر
دست مریزا هم تو و هم آقا یدالهی
آخی.چه شعر قشنگی بود.نتونستم کامنت نذارم.احساساتم رو تکونیدید.
سلاممممممممممم امین جونم:
خوبی عزیزم؟؟؟
کجایی ؟؟؟کم پیدایی؟؟؟؟
آپمممممممممممممممم گلم..بدو بیابدو بدو...
فدای تو..
ممنون...
یا حق!!!
گاف نامه، سربه دارانی دیگر....خوشحال میشم سر بزنید
ولنتاین مبارک .
سلامممممممممم امین جون:
کجایی عزیز؟؟؟؟
کم پیدایی؟؟؟؟؟
بدو بیا دیگه دلمون برات تنگ شده.....بدو بدو....
داداشی همه نگرانتن ! میبینی ؟
منو گیگیلی نگرانتیم :( کوشی تو ؟
ولنتاین مبارک :) :-* :-x
سلام
شما ناراحتین؟
آخه چرا؟
ای روزگاره نامرد!!!
سلام داداشی
آخه کجایی؟
نمیگی ما نگران بشیم.
فکر کنم داری برام عروسک می خری!
من یه شاسخین گنده میخوام با همونه باربیه.
خب؟
من آپمااااا
داداشی بدو بیا.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوست گرامی امین خان..
اما مسیر جاده به بن بست میرسد..
آخی...
بسوزه پدر این روزگار...:دی
همون علی علی
سلام
میدونم روم زیاده ولی می شه بهم بگی چطور می تونم رو وبلاگم موسیقی بزارم؟
تو اگر در تلاطم در دریا؛خدا را دیدی
همت کن و بگو
«ماهیها حوضشان بی آب است...»
من اناری می کنم دانه
به دل می گویم ایکاش
«مردم دانه های دلشان پیدا بود»
می پرد آب انار در چشمم
اشک می ریزم............
سلام
آپم
بدوییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید!!!!!
سلاممممممممممم امین جونم:
خوبی عزیزم؟؟؟؟
زرنگ که بودی؛زرنگ تر شدی....تند تند آپ میکنی..!!!من عقب افتادم استاد ؛ببخشید....
خیلی شعر زیبایی بود...آقای یداللهی که همیشه شعراشون محشره...
ولی گویا کمی تا قسمتی ابری هستی؟؟؟!!!
نبینم غمتو عزیزم......
ممنون که به من سر زدی....
فدای تو..
غم هات کوتاه...
یا حق!!!
سلام شاید این جاده بن بست نیست آینده انتهاشه!!!!!!!
هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
از این زمانه دلم سیر می شود گاهی
عقاب تیز پر دشتهای استغنا
اسیر پنجه تقدیر می شود گاهی
صدای زمزمه عاشقانه آزادی
فغان و ناله شبگیر می شود گاهی
نگاهِ مردم بیگانه در دل غربت
به چَشمِ خسته من تیر می شود گاهی
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی
بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
کلام حق دمِ شمشیر می شود گاهی
بگیر دست مرا آشنای درد بگیر
مگو چنین و چنان ، دیر می شود گاهی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
محبّت است که زنجیر می شود گاهی
.
.
.
سلام
بابا داداش فعال شدین! هی آپ می کنین.
آفرین داداشی!
حالم خیلی گرفته ست .به دلایلها!
مگه اینکه کامنتا و پستای شما سرحالم کنه.
دلم تنوع می خواد .من اصولا نزدیکیهای عید و در واقع آخر زمستون بنزینم تموم میشه.
من پیر شم چی کار کنم.
در مورد پست:
آقای افشین یداللهی شعرهای قشنگی میگن. و امیدوارم موفق باشن.
داداشی یه پست خانوادگی میذاری؟ خانه ما داره ازت جلو می زنه ها !
چشمولک !!!!!
خب من برم .تا یاد بدبختیام نیوفتادم!
خوهر کوشولوی شما
ته تغاری!!!!( این نامه مورخ 24/24/ 86 نوشته شد!!)
سلام
باید اعتراف کنم که بعد مدت ها یه عکس انرژی بخش و
شارژر ! در اینجا رویت کردم
اشعار دکتر یداللهی رو میپسندم . دستتون درد نکنه
لذت بخش بود
در پناه خدا
( ضمنا فکر کنم میتونید اگه نظری بود و نوشته ی مورد
نظر ، جای نظر نداشت ، در نوشته ی قبل که جای نظر داره
نظر بدید ! )
نظر اندر نظر اندر نظر !...
سلام نیمکت عزیز و دوست داشتنی ...
نبینم یه وقت غمگین باشی... انشاء ا... که چیزی نیست
راستی قطره داره تبخیر می شه آخه فراموش کرده بود جواب سوالاتت رو بده...
من از طریق کامنتهایی که برای یکی از وبلاگ ها گذاشته بودین با نیمکت آشنا شدم و کلا خیلی دوست داشتنی بود...
در مورد خودم هم یه کارشناسی علوم پایه دارم مال نود سال پیش...( البته شوخی کردم اینقد هم فسیل نشدم.)
شما هم قلم و هم طرز فکر روشن و نویی دارید....
موفق باشید...