به نام حضرت دوست
سلام و عرض ادب و احترام
پیش از هر چیز ، برای n اُمین بار (!) تشکر و قدردانی بی پایان خودم رو خدمت خواهر خوب و عزیزم "نیلوفر" پیشکش میکنم و از اینکه رونقی بودند بر بازار نیمکت ، بسی ممنون و سپاسگزارم . راستی نیلوووو جان ، غریبه اگه خیلی عرضه داشته باشه میتونه به کمک نیمکت نشین ها ٬ نیمکتش رو جمع و جور کنه (!) دیگه تالاب زدنش پیشکش ....
و اما بعد ...
به نظر میرسه که پس از اون "پیش از هر چیز" باید یک عذرخواهی گنده هم داشته باشم از سایر نیمکت نشین ها ، به دلیل قصوری که در پاسخ دادن به کامنت ها داشتم و هم چنین به علت حضور غیر فعالم در پست قبلی ...
میدونید رفقا ، یکی از خصایصی که سعی کردم برای غریبه در دنیای مجازی حفظ کنم این بوده که هیچ وقت در برابر نیمکت و نیمکت نشین ها فیلم بازی نکنم .. منظورم از فیلم بازی کردن در واقع نمایش ظاهریست که با باطن و درونیات انسان متنافره و یا به عبارت دیگه مقصودم همون کاریست که متاسفانه اکثرمون هر روز به هزار و یک دلیل در دنیای حقیقی بهش پناه میبریم (!) در حال حاضر کاری به دلایل و فلسفه چینی های این مقوله ندارم و البته یادم میاد که قبلا در نیمکت راجع به این مسئله بحث و گفتگو هم داشتیم ؛ در واقع اون چه که الان میخوام بهش بپردازم ، بیشتر به نوع نگاه شما نسبت به غریبه و نیمکتش معطوف خواهد شد .
شاید با توجه به این حضورهای دفعتیم و یا به جهت غروب های گاه و بی گاه و گاها طولانیم ، به این نتیجه برسید که غریبه دارای شخصیتی متزلزل و ثبات ناپذیر است . ضمن اینکه به نظر شما احترام میگذارم و این نتیجه گیری رو کاملا عاقلانه و منطقیم میدونم ، اما باید بگم که این تضاد و تعارض ها ، این طلوع و غروب ها ، این صعود و نزول ها و خلاصه مجموعه این پستی و بلندی ها رو لطفا بر خلاف نظریه ی قبلی ، نشانه صداقتی بدونید که اصولا نمیتونه توجیه رفتارش رو بیان کنه !.. نه اینکه شما غریبه باشید و یا غریبه در میان شما غریبه ؛ نــــه ، به هیچ وجه .. راستش مشکل از دنیای مجازیست . دنیای که با تمام بی در و پیکر بودن هاش ، باز هم محدوده و با وجود همه لجام گسیختگی هاش ، باز هم در بنده ...
میدونم که احتمالا الان کمی گیج و سر در گم شدید ؛ این رو هم بگذارید به حساب قلم ضعیف این گردن شکسته (!) دوستان خوبم ، در یک کلام ازتون میخوام که خواهشا از دست غریبه به دلیل رفتار غیر متعارفش ، دلگیر نشید .. شاید روزی پر رنگ باشم و روزی کم رنگ ، روزی پر شور باشم و روزی بی فروغ و یا اصلا روزی باشم و روز بعد .... اما مطمئن باشید که همواره به یادتون هستم و بهتون سر میزنم .
* والسلام *
غریبانه (همون حرفهای یواشکی !) :
بعد از حدود دو قرن و نصمی (!) خیر مقدم عرض میکنم خدمت شهرزاد خانم بزرگوار که لطف کردند و قدم به نیمکت ما گذاشتن و هر چند که چند بار بهشون سر زدم اما متاسفانه هنوز لیاقت کامنت گذاشتن رو پیدا نکردم و از همین جا بهشون خوش آمد میگم ... همچنین از دکتر دائی پدرام گرامی هم که تشریف آوردند و با کامنت شون ما رو شرمنده کردن ، بسی ممنون و سپاسگزارم و امیدوارم که بتونم به زودی از خجالت شون در بیام .
یه حرف دیگه ای هم رو دلم مونده که نمیتونم نگم !.. راستش خیلی دوست داشتم که قبل از بازگشت آبجی کوچیکه به خوابگاهش ، باهاش صحبت کنم ، اما از قرار معلوم توفیق رفیق راه غریبه نبود و سروناز رفت ؛ برای همین مراتب تاسف و تاثرم رو به دلیل این بی محبتیم اعلام میکنم و امیدوارم که آبجی عزیزم از دستم دلگیر نشده باشه ...
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق
سلام امین جان:
خوبی عزیز؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی ممنون که منو هم جز دوستان ونیمکتنشینادونستی!!
خوشحالم که یه دوست خوب دیگه پیدا کردم!!!:)))
عزیز چرا نتونستی به وب منم بیای؟؟؟؟؟؟؟/
خوشحال شدم....
ممنون از لطفت
شاد و پیرو ز باشی..:))
سلام به شهرزاد عزیز و مهربان
شکر خدا ٬ شما چطوری ؟!
شما جزء دوستان نیمکت بوده و هستی ... دوستان نیمکت نشین ها و حتی دوستان دوستان نیمکت نشین ها (!) همیشه و در همه جا عضوی از اعضای نیمکت خواهند بود ....
نه نه ٬ اشتباه برداشت کردی شهرزاد .. من به وبت اومدم .. برعکس چند بار هم اومدم (!) اون شعر زیبات رو هم خوندم و تغییر دکوراسیونت رو هم دیدم .. اما راستش رو بخوای هنوز فرصت نکردم به صورت اجمالی مطالب پست هات رو بخونم تا بتونم با توجه به فضائی که داری برات کامنت بگذارم .. منظور اصلی من این بود (!) عذر میخوام اگه بد نوشته بودم ...
خواهش میکنم .. من هم از اینکه به من سر میزنی و برام کامنت میگذاری ممنونم ..
و همچنین ..
یا حق
خواهش میشه...
تو خوبی امین؟
قابل شما رو نداشت .....
باید خوب باشم نیلوفر ؟!
سلام داداشی کوشولو :)
تو تب نداری ؟ :دی تب داری
داری
داری
ببین ! تب داری ((=
الفرارررررررررررررر
سلام آبجی بزرگه
ای بابا ٬یعنی درجه حرارتم این قدر بالاست که حرمش به وسط ایران هم رسید !
حالا راستش رو بگوووو .. تو از کجا فهمیدی شیطون که من تب مولکی شدم ؟!؟!؟!
(وایسااا ببینم ... لااقل جوابم رو بده !!!)
یا حق