به نام حضرت دوست
***
بادااااا بادااااا مبارک بادااااااااااااااا ....
«اثر غریبه (همون بچه قرتی ثابت)»
***
سلام و عرض ادب و احترام
الوعده وفااااا ... باز هم میلاد با سر سعادت یکی از اختران تابناک آسمان نیمکت ، فرا رسیده (!) ما نیز به همین مناسبت ، جشنی پارتیزانی (از نوع انگولاییش !) برگزار می کنیم . آبجی مرجان بپر وسط که بی تو مجلس صفا نداره ... دست نیاز رو هم بگیر ببر اون وسط مسطاااا که قر دادنش حرف نداره ؛ حالا همه ، دست دست !... (میگما ، منم بدک نیستم ! بنظرم اگه در این زمینه سرمایه گذاری کنم ، آخرش یه چیزی خواهم شد "چشمولک اینااااا")
خواهر خوبم سروناز ، بدین وسیله تولدت رو بهت تبریک میگم عزیزم . امیدوارم که همیشه شاد و شادی آفرین باشی ... «آمین»
« اینم آبجی سروناز در حال فووووت کردن کیکش ... ببینید چقدر کوشولو موشولووووووی !!!»
خوب رفقا ، بیاین که آبجی در روز تولدش هم ما رو خجالت داده و یه چای دبشه لب سوز ریخته (!)
تازه برای اونایی هم که یه نموره سوسول و فوفول مولک هستم ، قهوه آورده ... ببینید چه میکنه این کوشولووووی نیمکت !
منم به مناسبت این اتفاق میمون ، متنی نیمه طنز آماده کردم . البته ممکنه که شما هم مثل بنده چند موردش رو در گذشته خونده باشید (!) اما چون مرجعش به دستم رسید و همه مواردش رو یک جا داشت ، با خودم گفتم که بد نیست به افتخار آبجی سروناز عزیز ، خدمت تون تقدیمش کنم ...
***
مرکز خدمات مشتریان مایکروسافت ... بفرمایید !
(( مطالبی که می خوانید ، مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان است. ))
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید ؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید ...
/////////////////////////
مشتری : سلام ، من «سلین» هستم . نمی تونم دیسکتم رو دربیارم .
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین ؟
مشتری : آره ، ولی اون واقعاً گیر کرده .
مرکز : این خوب نیست ، من یک یادداشت آماده می کنم ...
مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه ... ببخشید ...
/////////////////////////
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن .
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من ؟
/////////////////////////
مرکز : روز خوش ، چه کمکی از من برمیاد ؟
مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم .
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و ...
مشتری : گوش کن رفیق ؛ برای من اصطلاحات فنی نیار ! من بیل گیتس نیستم ، لعنتی !
/////////////////////////
مشتری : سلام ، عصرتون بخیر ، من «مارتا» هستم ، نمی تونم پرینت بگیرم . هر دفعه سعی میکنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه ...
/////////////////////////
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ...
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید ؟
مشتری : نه !
/////////////////////////
مرکز : الان روی مانیتورتون چیه خانوم ؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خریده .
/////////////////////////
مرکز : و الان F8 رو بزنین .
مشتری : کار نمی کنه .
مرکز : دقیقاً چی کار کردین ؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید ، ولی هیچ اتفاقی نمی افته ...
/////////////////////////
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه .
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله ؟
مشتری : نه ، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم .
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید .
مشتری : باشه .
مرکز : کیبورد با شما اومد ؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست . کیبورد دیگه ای اونجا نیست ؟
مشتری : چرا ، یکی دیگه اینجا هست . اوه ... اون یکی کار می کنه !
/////////////////////////
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple و حرف بزرگ V مثل Victor و عدد 7 هست .
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه ؟
/////////////////////////
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید ؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست .
مشتری : اوه ، ببخشید ...
Internet Explorer
/////////////////////////
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم . یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته ، ولی هر بار که ماوس رو حرکت میدم ، غیب میشه !
/////////////////////////
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت ، می تونم کمکتون کنم ؟
مشتری : عصرتون بخیر ! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم . میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید ؟
مرکز : آآه ... ؟ ببخشید ، من متوجه مشکلتون نشدم ؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل . میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید ؟
« مرجع : علم روز - شماره 62 - بهمن 85»
***
یا حق
سلام به همگی خصوصا به داداشی و عمه جونم
به به چه آهنگ قشنگی ! نازی
عید رو به همه نیمکتی ها و مهمون هاش تبریک میگم
بوووووووووووووووووس واسه همتون
همگی دقت کردین هر جملم یه «همگی» داشت؟!
سلام بر همگی
عید همگی مبارک!عیدی که رنگ و بوی دیگه ای داره...
امیدوارم عید همگی با حضور حضرت صاحب(عج)کامل بشه!
وآرزو میکنم عیدیهای گنده گنده ازشون بگیرید.
داداشی این طنزه خیلی بامزه بود من که ندیده بودمش خیلی بهم چسبید
یه کمی دیر اومدم نه؟؟؟
آخه شبکه چند روزی به هم ریخته بود خدا بگم..........
ببینم هنوزم مجلس بر پاست؟
بچه ها بدوین وسط من اومدم
عمه جونی منم فکر کنم روی چهارده سالی موندم البته چهارده سال و ۵ سال و ۶ روز دارم عمه جون
بازم ممنونم
من که امشب تا صبح خوابم نمی بره
واااااااااااااااااااااای امین تو چیکار کردی
وااااااااااااااااای ممنونمممممممممممممممم
مرسییییییییییییییییی
از همتون ممنووووووووونمممممممممممممم
این بهترین جشن تولدمه
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییی
من هنوزم توی ذوقم
نمی دونم چی بگم
انگاری دوباره پیدات شد...از دستت راحت بودم یه مدتا...داشتم نفس راحت میکشیدم.....
تولد این سروناز نذاشت(نیـــــــــــــــــــــش).....
بچه پر رو بزار برسم بعد شروع کن به کل کل!!....
معرفت نداری که کامنت بزاری...فقط میای دزدکی زنگ میزنی در میری(زبوننننننننننننننن)
الهی شکر اون استاده برگشت تهران منم کلاسام تموم شده تا مشتی باشد بر دهن جنایتکاران خونخواری که میخوان واسم حرف در بیارن(نیشتـــــــــــــــــر)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نیلوفر هم امتحان داره...کامپیوترشم خرابه....فک نکنم تا بعد از امتحانا بیاد....حالا امشب براش اس ام اس میزنم اگه خبر تازه ای بود به سمع و نظر میرسانم.....
بشین بینیم بااااا حال نداری من تا خودم کفنت نکنم دنیا رو بی نصیب از وجود شریفم نمیکنم خیالت تخت!!.....
عرض ادبی هم داریم خدمت بروبچ محله ی بنده نواز (!) یعنی ...
یعنی همون بن بست راااااز دیگههههههه ... البته منظورم خوده خود راز نیست (!) اون چیه که همیشه با رااااز میاد (؟!) آفرین به اون آی کیو هااای پوسیده تون (منو به یاد گل پسر عمو میندازید ؛ چون اونم همیشه فن سی پی یوش سوخته بود !!!) مقصودم نیازه ...
خوبی هشتمین اعجوبۀ خلقت ؟! میبینم که متاسفانه هنوز در قید حیاتی ؟ (چشمولک !) بقول مرجان جان "نتیجه اخلاقیش" این میشه که دعاهامون مستجاب نشد (نـــــیــــش !) قدیمیااا گفته بودن به دعای گربه سیاه بارون نمیباره هااااا ، اما چه میشه کرد (!) جووونی و هزار آرزوووو (اینم گفتم که یه موقع بر علیهم استفاده نکنی ! "زبووون")
راستی نیاز ، از نیلوووو خبری نداری ؟ یه نموره مشکوک میزنه هااااا ... بازم به قول آبجی مرجان "نکنه کشتنش ؟؟؟!!!"
اگه ازش خبری داشتی لطفا خبرم کن تا منم دیگران رو خبر کنم و به دیگران خبر بدن که چه خبر شده و دیگران از اون خبر ، بی خبر نمونن که بی خبری خیلی خطرناکه نیااااااااااااااااز (وجدانن فکر میکنی چند چندیم ؟!) "نـــــــــــــیـــــــــش مولک" !)
راستی ٬ در مورد قر دادنت هم «آنچه عیان است ٬ چه حاجت به بیان است !» اگه باور نداری ٬ میتونی از همون استادت که اتفاقا دکتر هم هست و تو چند وقتیه که تو نخش رفتی ٬ بپرسی ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (... مولک !)
یا حق
سلام سلام
اِااِااِااِااِااِااِااِااِااِااِ آآآآآآآآآآآآآآآبجییییییییییی مرجااااااااااااااان ، کـــمـــــکـــــــم کن !!!!!!!!!
ببین آخه این عمه ی خسیس (!) چطور داره منو دستی دستی به کشتن میده ... همچی میگه با دخترا می رقصی که اگه کسی ندونه فکر میکنه رفتم با دختر همسایه مون رقصیدم (!!!!) خوب عمه جون خواااااااااااااهرمهههههههههههه ، دوست دارم باهاش برقصم ، عیبی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
اصن حالا که این طور شد ، منم میرم به مامانت میگم که داری اون وسط با فرزاد بپر بپر میکنی (!) تا بزنه چشمت رو دربیاره (!!!!) حالا خوب شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
یا حق
قبلیه من بیدم:دی
به به اینجا جشنه؟؟؟؟سروناز جون تولدت مبارک..ایشالا تا اخر عمرت زنده باشی:دی...شوخی کردم...ایشالا سال به سال موفق تر از سالهای قبل دلخوش تر و خوشبخت تر....
ایشالا همیشه حرف جشن و بزن و برقص باشه که خودم پایه هستم اساسی:دی
میگما یکی بگه این امین از کجا فهمیده من قر دادنم حرف نداره؟؟؟هــــــــــــــان؟؟؟!!!
این قسمت طنز خیلی باحال بود...به ایکیوی خودم امیدوار شدم..دستت درد نکنه ننه...تو بالاخره به یه دردی خوردی امین جون(نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــش)
همیشه سبز بمانیم...
آخخخخخخ جووووووون!چه همه خوراکییی!!!!!!!
سروی جونم؛ گل عمه!تولدت مبارک!
زودی بگو چند ساله شدی؟؟؟؟
عمه که رو ۱۴مونده!تکونم نمی خوره!
در ضمن مرجان جونم!لازم نکرده عمه با این چشو چال و پای دردناکش بیاد اون وسط به رقصیدن!همون شما آتیش پاره ها هستین بسه!
در ضمن امین آقا!که اینطور....بذار اگه به مامانت نگفتم با دخترا می رقصی؟؟؟؟؟واقعا که...
به به ! این قهوه با کیکه خیلی چسبید خیییییییییییییلی
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دست دست به افتخاره سروی جون (بوس)
خوشکلا بیایین وسط .. یوووهوووووووووووووووووووووووووو
برقصیم دیگه
بدو بیا نیاز . عمه جون تو هم بیا حالا از سننت خجالت نکش (غشمولک)
من با داداشی می رقصم . گیگیلی هم با مسی
عمه رو هم میدیم به فرزاد . هوراااااااااااااااااااااااااااااا سروی رو هم میدیم به پسر عمو (غشمولک)
تولده سروی جون موبالک بوشه (بوس)
داداشی ! این طنزه خیلی بامزه بود قبلا هم شنیده بودم ولی بازم الان خوندمش (خنده)
قربونه همتون
شبتون خوش
بای