دوباره من ! بازم آبجی مرجان به همراهه گیگیلی ........ عمه حیتایی گفته بود چرا اینجا آپ نمیشه ، من دلم میخواست آپ کنم ولی فکر کردم شاید امروز داداش امین بیاد وبلاگشو تحویل بگیره ، اما انگار هنوز قصده اومدن نداره ، حالا یه چند صباحی هم منو گیگیلیو تحمل کنین تا خوده امین بیاد . اوکی ؟
آهان اینو میخوام بگم :
چند وقت پیش منو دوستم خونه دوسته دوستمون دعوت بودیم که براش جشن تولد گرفته بودن و بهمون گفته بودن که ۴ تا ۷ اونجا باشیم و اگه دیر می رسیدیم ، هم خیلی ناجور بود و هم اینکه همون دوسته دوستمون دیگه بعده ۷ میرفت فرودگاه چون پرواز داشت . خلاصه قرار هم شد دوستم با داداشش « همون که یه بار خونه اشون سره اون اسپیکرش سوتی داده بودم » بیاد دنبالم . ساعت ۳ و نیم اومدن و راه افتادیم به آدرسی که داده بودن . وسطه راه آدرسو گم کردیم .
هی این خیابون اون خیابون ، دیگه کم کم سرمون پر میخورد از بس که چرخیدیم . از همون اول هم هی من غر می زدم که آقا جان ! نگه دار از یه بنده خدایی آدرسو بپرسیم . اما داداشه گوش نمی کرد و هی می گفت : نه بابا ! خودم بلدم ........... چند بار گفت : آهان ایناش ایناش پیدا کردم ولی با پلاکی که بهمون داده بودن جور نبود . سرتونو درد نیارم از ۳ و نیم تا ۷ فقط داشتیم دنباله آدرس می گشتیم از کسی هم نپرسیدیم که چی ؟ که جنابه خان داداش غرورش اجازه نمیده از کسی آدرس بپرسه و خودش بلده !!!!!!! آخرش هم دوستم با کیفش محکم زد توی سره داداشش که نزدیک بود دعوا راه بیافته . منم این وسط نمی دونستم باید بخندم یا گریه کنم
والا من نمی دونم چرا بعضی ها اینجورین ؟ بیچاره ها روشون نمیشه از کسی کمک بگیرن که مبادا دیگرون فکر کنن خنگن هیچی حالیشون نیست !!!!!!!!!!! آخه مگه همه باید از همه چی سر در بیارن ؟ خب چه عیب داره یه چیزایی رو که نمیدونین از این و اون بپرسین که یادتون بدن ؟
حالا این که چیزی نیست ! نمی دونم واسه شما هم پیش اومده یا نه ! اینکه مثلا یه سواله فنی رو از یه آقایی بپرسین و یه آقایه دیگه هم حضور داشته باشه ، حالا هر دو سعی می کنن که جوابه سواله شما رو بدن و هی با هم مسابقه میذارن که اون یکی به اون یکی دیگه ثابت کنه باره علمیش بیشتره ، آخرش هم دعوا راه میافته و با هم بگو مگو می کنن . من برام پیش اومده ! یادمه دانشگاه که بودم رفتم توی دفتره دانشگاه که از یکی از استادام یه سوالی از فیزیک هالیدی مربوط به بخشه مغناطیسش بپرسم . همش ربع ساعت دیگه تا امتحان مونده بود . از قضا توی اون اتاق ، یکی دیگه از استادای فیزیک هم بود که ترمه قبل باهاش داشتیم . خلاصهههههههههه . پرسیدنه من همانا و به هم پریدنه استادا سره اون مسئله همان شر و شر عرق می ریختم نه مشکله منو حل کرده بودن نه کوتاه میومدن . آخرش به یکی از دوستام که دمه در وایساده بود اشاره کردم تا بلند صدام کنه و ازم بخواد برم بیرون . نمی دونم چطوری در رفتم ....... الهی خدا لعنتشون کنه چون اون مسئله توی امتحان اومد و بابته اون سوال که ۲ نمره هم داشت ، همش نیم گرفتم .
--------------------
گیگیلی میگه فرموله حرکته زاویه ای یادتونه ؟ یا اون فرموله حرکته شتابدار ؟ منو گیگیلی که همه چیو فراموش کردیم . این درس خوندنو فقط کافیه مدتی ازش فاصله بگیرین ، اونوقت انگار نه انگار که یه زمانی یه چیزایی می خوندیم
سلام بر اهالی محترم و پرشور نیمکت ....
میگم از این امین خبری نیست ...مشکوک میزنه وا :))
و سلام بر جناب مهران خان خان
والا اینطور که خودش میگه انگار تازگیا کار پیدا کرده و سرش شلوغه ، اما قول داده سرش که خلوت شد بیا نیمکت رو تحویل بگیره و آپ کنه . هورااااااااااااااااااااااااا
سلام به همه خصوصا عمه جونم...
عمه منم مدیریت میخونم اما من تازه اول راهم...
آیدیمم هست ajoojmajooj_2006
متولد یازدهم شهریور سال شصت و شیشم..
دیگه اینکه...بچه اولم و یه خواهر دارم از خودم شیش سال کوچیکتره...
هر چی دیگه خواستی بدونی بگو
عمه جون سنتم بگو...اگه خواستی تایید نمیکنم
تو وبم
قابله توجه عمه حیتایی جون
جمله ی امروزم؛
اینو یه بنده خدایی بهم گفته:انسان بودن نیست...شدن است..{دکتر شریعتی}
راستی س جمله های شما کوو؟حتما از کم سویی چشای عمه است که نمی بینه نه؟!{نیش جورک!!}
اینم جمله من :
« مهم این است که در آینده چه کار خواهید کرد، نه در گذشته چه کار کرده اید! »
من یه بار اون اوایل که پیشنهاد داده بودی نوشتم عمه جونی
سلام به همه بویژه نیلوووووووووووووووو
من عمه حیتا هستم!!چند روز پیش آخرین امتحان دوره ی لیسانسمو در رشته ی مدیریت دادم.دیگه دیگه اینکه مشهد زندگی می کنم.دیگه نمی دونم چی دوس داری از من بدونی.آیدیم هم heita64.دوست داشتی ادم کن و به منم آیدیتو بگو.من دوس دارم از تو بیشتر بدونم.مواظب خودت باش!
قابله توجه نیلو جون
دلم نیومد اینو نگن...
سی ام!!!!!!!!!
نیششششششششششششششش
الهی بترکی نیلو
بای باییییییییییییی
به خدا میسپارمتون خانواده خوبم...
بابای شیطونک
خب دیگه کاری با ما ندارین؟...
تشریف داشته باشین حالا با خانوم بچه ها !
خب حالا یه ذره احوالپرسی:
مرجان جونی خوبی؟...گیگیلی سلامته؟
مهرانی جون تو خوبی عزیزم؟...
عمه جونم باز که غیب شدی...بیا یه ذره اطلاعات از خودت به من بده...اصن آیدیتو بهم بگو با هم بیشتر آشنا شیم...
بابا جون دکی...چرا تو اصن نمیگی یه دختریم داری؟...من اصن تا حالابا تو حرف نزدمااااااااااااا...
احوال خواهر کوچولوی خودم چطوره؟
پسر عمو هیچکس شما خوبی ایشالله؟...
خب امینو یادم رفت...امین خوبی؟...باید سور بدی بهمونا...
از همه مهمتر!!!! دختر خاله نیازم چطورهههههههههههههههههههههههههههههههه؟
نیلو جونی از من میشنوی برو اون پسته تشکیله خانواده رو بخون از همه چی سر در میاری ! همه کامل معرفی شدن
میگم این امین غیب شده هااااااااااا...نگو کار میکنه دیگه تحویل نمیگیره...
امین یه اولتیماتوم ۲ روزه بهت میدم که هم آپ کنی هم بیای به من سر بزنی :)))))))))))))))))))))
امین خان ! با شمان !!!
مرجانی من چیکار کنم این گیگیلی همش تو دست و پاست...
البته من از گیگیلی و مسی خیلی خیلی ممنونم که با پیشنهاد من موافق بودن و مختو خوردن تا تاییدی رو برداری
نیشمولککککککککککککککک
خب بابا حواست به بچه باشه دیگه
گیگیلیو مسیو سروناز و امین کم بودن که تو هم به باندشون اضاف شدی
چه حالی میده نیمکت بدون کامنت تاییدی :)))))))))))))))))
نههههههههههههههههههههههه !!!!! غشششششمولک
بیست و سوم
آقربونه دختر برم
سلااااااااااااااااام خوبییییییییییین
واییییییییی دلم واستتتتووووووووون تنگ شدهههههههه
خیلی خیلی زیاد
برام دعا کنین
همین فردا امتحان دارم
خیلی دوستتون دارم
سلام سروی جونم
کجایی بابا ؟ از وقتی نیستی گیگیلی برام چای میاره ، ولی نمیدونم چرا نه مزه داره و نه لب سوزه !!!!!!!!!!!!! یعنی چی چی به خوردم میده این بلا ؟ خندهههههههههههههههه
سلام عمهههههههههههههههه
من اومدممممممممممممم
مرجانی یه خواهش کنم؟...تاییدیه کامنتا رو بردار...باحالیه نیمکت بهاین بود که تاییدیه نداشت
همه راحت حرف میزدن و زودی ثبت میشد...
من که همش با ذوق میام اینجا کامنت میخونم...
خوشحالم از داشتنه همچین خانواده ای
چه خبره ؟ گوشم کر شد نیلو ! وقتی بدو بدو می کنی که بپری توی بغله این و اون حواسه جلوی پاتو داشته باش نزدیک بود گیگیلو له کنی !!!!!!!
چشم عزیزم . پیشنهادت مورده قبول واقع شد . البته من مخالفم با این پیشنهادت ولی گیگیلی و مسی میگن هر چی نیلو جون بگه ( بفرما اینم از شانس و بخت و اقباله من ! آیییییییی من از بیگانگااااااااااااااااان هرگز ننالللللللللللللللللم ..........غشششششمولک)
سلام سلااااام
خوب ٬ خدا رو شکر ما نمردیم و یه بار دیگه لیاقت نیمکت نشین بودن بهمون دست دااااد ... (خنده !)
حتما برای بعضی ها سوال پیش آمده که «میاداااااااچرا این صابخونه ی مریخی بی فکر نیمکت نمیاد؟؟؟!!» (البته اصلا اشاره به شخص خاصی نبووود !) {چشمک} اما شاید باورتون نشه که من از آخرین کامنتم ٬ آنچنان تغییر و تحولی در زندگیم رخ داده که حتی فرصت روشن کردن کامپیوتر رو هم پیدا نکردم ٬ چه برسه به آمدن در نت !!!
راستش میخواستم این مطلب رو در پست بعدی بگم اما چون از اول هفته تا الان خودم رو کشتم ولی هنوز نتونستم چار خط چیز بنویسم ٬ با خودم گفتم که بهتره پیش پیش بیام و این تحول رو لو بدم ... راستش من کار پیدا کردم (!) اونم در کمتر از یک روز بعد از آخرین امتحانم !!! یعنی من از روز شنبه عصر رفتم سر کار و جالبه که به دلیل مقارن شدن رفتن من به شرکت و تحویل یه سری مدارک به تهران ٬ از همون ساعات اول کار به شدت سرم شلوغ شد ٬ به حدی که در عرض همین چند روز ٬ همه کار کردم به غیر از امضاء کردن پایین برگه هااا (یعنی در واقع کاری که اصولا رئیش و یا معاون شرکت انجام میده !) حتی مهر مخصوص شرکت که به قول یکی از همکارام از امضاء رئیس هم معتبرتره رو هم فتح کردم (خنده !)
خلاصه در این چند روز من از بیست و چهار ساعت ٬ دوازده ساعت رو در خارج از خونه به سر بدم و به همین دلیل نتونستم خدمت برسم ...
انشاء الله سرم که کمی خلوت شد ٬ با یک پست جدید در خدمت خواهم بووود ٬ تا تکلیف نیمکت رو روشن کنیم (خنده !)
یا حق
سلام داداشیییییییییییییییییییییی
مبارکه ! تبریک میگم . پس شیرینیش کو ؟ مهم شدیا شیطون ! حالا دیگه آقا امضاء میده و مهر میزنه و رو دسته رئیس بلند میشه و ... نیشمولک
داداشی بیا دیگه دلمون پوسید . می بینی چقده نیمکت خلوت شده ؟ تازگیا سره مهرانی هم شلوغ شده
آخ که از دسته شما دو نفر آخرش دق می کنیم دقققققق
غشششششششششمولک
شاد باشی
سلام به همه ی خونواده ی آنلاینم!
خوبین بچه ها؟
منم خوبم .البته اگه این مهرانی و وبش بذارن..نیست کم قاطی پاتیم!اونم هی با دلنوشته هاش نمک میریزه رو زخمم.
بگذ ریم تا افسرده تون نکردم...
قبل از همه چون کسی اون پیشنهادمو تحویل نگرفت خودم بهش عمل می کنم:همون جمله ها دیگههههههههه
*********
«هر و قت خواستی به دیگران نیش و کنایه بزنی ؛یادت باشه فلفل زیادی طعم غذا رو خراب می کنه!»
(قابل توجه نیش؛نیشمولک ها و انواع و اقسام نیشجورکها!)
*********
در ضمن دیروز آخرین امتحان دوره ی لیسانسمو دادم!
خوبی نیازم؟خوش اومدی...چشم در اسرع وقت میرسم خدمتتون..
خدمت حمید آقا هم خوش آمد میگم.رسما و از طرف همه ی نیمکت نشینا(یکی نیست بگه تو چه کاره ای؟عمه ی فضوووووووول)
باز من داره خونم به خوش میاداااااااچرا این صابخونه ی مریخی بی فکر نیمکت نمیاد؟؟؟!!
سلام بر عمه جونه آنلاینم
مرسی همه خوبن
اما وبلاگه مهرانی پاتوقه خوبیه . همه با حالا اونجا جمعن
اما من توی یکی از پستها یک جمله نوشتم . فکر کنم توی پسته وضعیت عادی یا بعد از اون بود . دقیقا یادم نیست
ایشاا... زودتر لیسانستو بگیری به هممون شیرینی بدی . منو گیگیلیو مسی منتظریم
صابخونه هنوز امتحانه مهدش تموم نشده (غشششششششمولک)
صبح اهالی نیمکت بخیر ..
برای موفقیت حیتایی و امین عزیز دعا کنیم :)
صبحه تو هم به خیر مهرانکی جونم
امیدواریم در پایانه امتحانات ، خوشحال و راضی باشن
سلامممممممممممممم
این امین کجا رفته پس...
بابا امتحان دبستانیا که اولای خرداد تموم شده...پس چرا امین نیومد؟
مگه دبستانی نبود مرجانی جونم!!!!!!! :)))))))))))))))
سلام نیلو جونم
والا نمدونم
خب دبستان چش به امین ؟ امین میره مهد !!! (غشمولک) امتحانه مهد هم حالا حالا ها تموم نمیشه . آخه از بس شعر بهشون یاد دادن ، وقت میبره از همه کوچولوها بپرسن . خندهههههههههههههههه
سلام
منم موافقم. پرسیدن اصلا عیب نیست.
پیروز باشید.
سلام گل پسر عمو جونم
مطمئنی ؟ حتما ؟ دیگه پشیمون نمیشی ؟ (نیشمولک)
شاد باشی
سلام بر اهل نیمکت ..
زنده و شاداب باشید ...برگشتن دختر خاله نیاز هم تبریک میگم به همه ...
یا علی
سلام مهران خان خان
تو هم همینطور......همه از برگشتنش خوشحالیم . ضمنا گیگیلی هم این شادمانی رو بهت تبریک میگه
شاد باشی
سلام دوست عزیز[گل]
از اشنایی با شما و وبلاگ زیباتون خوشوختم
امیدوارم من بعد دوستان خوبی برای هم باشیم. در صورت تمایل به تبادل لینک خبرم کنید
خوشحال میشم به کلبه محقر منم تشریف بیارین. از حضور سبز شما ممنونم
شاد و تندرست باشی دوست عزیز
[گل]
عشق ورزی، گرانبهاترین هدیه خداوند به آدمی است چرا که هرگز از ان که بر او رحمت شده و عاشق است بازستانده نخواهد شد. عشق در ردای فروتنی و آرامش از کنارمان می گذرد و ما ترسان از آن می گذریم یا چشم بر ان می بندیم، یا در پی آن میرویم تا بر شرارت خود نام عشق نهیم.
عشق را حاصلی نیست مگر در پی اش فراقی سوزناک، صبری تلخ و رنجی بس دشوار
عشق تنها گلی است که بی نیاز از فرا رسیدن فصول، رشد میکند و شکوفه می دهد.
عشق تنها آزادی موجود در این دنیاست و بس، چرا که عشق روح انسان را که بدست قوانین انسان به زیر کشیده می شود، تعالی میبخشد و دست طبیعت نیز تأثیری بر فرایند آن نمی کذارد.
[گل]
سلام دوست عزیز
خوشحالم که اومدین سراغه نیمکت کوچیکمون . خیلی لطف کردین
چشم حتما
اونم به چشم خدمت می رسیم
شاد باشید
سلام بر همه ....
خوب درسته پرسیدن عیب نیست و همه این جمله رو شنیدن اما بازم برای یه سری از ادما سخته که بخوان چیزی رو بپرسن خصوصا اگه طرف مقابلشون کلی ادعای فضل و دانشش هم بشه این وضعیت بدتره...من شخصا هیچ وقت پرسیدن رو عیب نمیدونستم جز در یک مورد اونم ادمایی کم ظرفیتی که وقتی ازشون سوال میپرسی میرن تو تریپ کلاس گذاشتن و پرفسور بودن!!!!....
به عمه حیتای عزیزم هم سلام میکنم و اینکه خوشحال میشم تو کلبه جدید زیارتت کنم!
سبز باشید
سلام بر نیاز گل
کسی که خیالات ورش داشته خیلی حالیشه و میخواد پز بده فیلسوفه ، هیچ وقت چیزی رو نمی پرسه .
اینجاش قابله توجه عمه حیتایی
شاد باشی نیازی
سلام دوستم
خوبی؟
من نمیدونم اگه خدا این غرور و از مردا میگرفت دیگه عالیجنابان با چی میخواستند زندگی کنند! البته غرور + منم منم+ زبون دراز که اگه یه بار بگه اشتباه کردم ... فی الفور و به دستور الهی شروع میکنه به جیز شدن! ولی این آقایون برا خودشون عالمی دارند ها (چشمک)
شاد و سرفراز باشی دوستم و در پناه حق.
سلام عزیزم
مرسی
دیگه تازه میشدن زن (غشششششششمولک)
خندههههههههههههههههه .تعصباته مسخره اشونو که با غیرت اشتباه میگیرن ، یادت رفت (نیش)
عالمشون هر چی هست خیلی عالمه بچه گونه ایه . مثلا من توی خیابون دارم رانندگی می کنم یهو می بینم یه راننده آقا ، پشته سرم خودشو به زمین و آسمون میزنه که ازم سبقت بگیره (گاهی وقتها پامو میذارم روی پداله گاز و این اجازه رو بهش نمیدم) وقتی موفق میشه ازم سبقت بگیره همش با من یک ماشین فاصله داره یعنی اینکه باید خیالش راحت بشه که از یک زن سبقت گرفته ، که یک زن نباید از اون جلو بزنه . من از این رفتاره بعضی مردها هم خیلی خنده ام میگیره ، هم دلم به حالشون میسوزه که چقدر در برابره یه زن احساسه ضعف می کنن ، هم از دستشون عصبانی میشم و حسی ژنتیکی باید بهشون حرص بدم حرررررررررررررررررص (غشمولک اینا)
مرسی گلم
راستی قابل توجه مشهدی های عزیز
من مرداد دارم میرم مسافرت و یکی از مقصد هامون رو مشهد انتخاب کردیم
مهرانی و امین فسقلی و عمه حیتایی ! حواستون هست ؟؟؟
خندهههههههههههههههههههههه
خوش به حالت فاطمه جون . جای منم خالی کن و البت جای گیگیلی
سلام
خوبین همه
مرجان جون بهت تبریک میگم من نمی تونم تو وبلاگ خودم بنویسم اما تو اومدی یه وبلاگ دیگه غیر از وبلاگ خودت رو میچرخونی یعنی اداره میکنی.
از مردا غرورشون رو بگیری نابود میشن واسه همینم برای غرورشون خیلی دست وپا میزنن.
همه تون رو دوست دارم
سلام دخترعمه جان
همه خوبن عالی به خصوص گیگیلی
خواهش میشود . نیمکت عشقه ، رویای شیرینه و به آدم نیرو میده
حتی به خاطره عشقشون ؟ پس اگه به خاطره عشقشون دست از غرورشون نکشن که دیگه عاشق نیستن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منو گیگیلی و بقیه نیمکتی ها هم
روی تاثیر پذیری که اصن حرفی نیست...اما یه چیزایی تو ذات زن و مرد هست...چه خوب چه بد توی ذاتشونه و نمیشه عوضش کرد...
مثلا اگه تو ازدواج کنی و شوهرت با یه زن دیگه خیلی صمیمی باشه حتی اگه بگه که اون زن فقط حکم یه دوستو واسه من داره تو حسودیت نمیشه؟....
من که خودم حسودیم میشه...این تو ذات اکثر زناس و منم مستثنا نیستم...
و این غرور حتی اگه درس نباشه تو ذات مرداست و برای اینکه رابطه ات با اون مرد به هم نخوره باید سعی کنی درکش کنی...
کتابرو حتما بخون...
مهرانی اگه تو مریخی هستی منم ونوسیم :))))))
نیلو جون حالت خوبه ؟
خوب اگه منظوره منو گرفته باشی منم همینو میگم یعنی میگم که درسته مردا مغرورن ولی اگه با زبونه خوش حالیش کنی که گاهی وقتها باید از غرورش دست بکشه ، مطمئنا به خاطره تو اینکار رو می کنه اگه دوستت داشته باشه .
زن هم اگه عقل توی کله اش باشه یه ذره ، یقینا فرقه بینه دوسته عادی و یا معشوقه رو خوب حس می کنه و ممکنه خیلی جاها کوتاه بیاد ... الهی خفه بشی نیلو که خفه ام کردی
ولی اون کتابه رو حتتتتتتتتتما میخونم
چشمولک
سلام
من فکر میکنم یکی از اون مردای مریخی باشم :))
سلام مهرانی
جوووووووووونه من ؟ پس یادمون باشه منو گیگیلی کمی زمینیت بکنیم (چشمولک)
سلام امین جون...
من که از اولم به خون تو تشنه نبودم...
والا...
زودتر بیا دیگه...دلم برای کامنتای یه کیلومتریت تو وبلاگا تنگ شده
در صورتی میتونی قبولش کنی که کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی رو بخونی...
به ظاهر مردا نگاه نکن...
خیلی حساسن...شاید شکننده تر از زنا...
کتابو بخون حتما...
نیششششششششششششششش
من نخونده حدس می زنم چی توش نوشته ولی باز هم میگم که خیلی از آدما رو با حرف میشه درست کرد ، بهشون یاد داد ، مخصوصا اگه شوهره آدم یا زنه آدم باشه . نیلو زن و شوهر خیلی میتونن روی رفتار همدیگه تاثیر داشته باشن . دقیقا مثله دو تا دوست میمونن . دیدی بعضی از دوستای صمیمی رو ؟ ممکنه قیافه اشون هیچ شباهتی به هم نداشته باشه ولی یواش یواش احساس می کنی حتی ظاهرشون هم شبیه همه . زن و شوهر هم اینجوری ان میتونن رو هم تاثیر بذارن (البته اگه سوای زن و شوهر بودن ، با هم مثله دو تا دوست باشنا)
اینو هم که میگی مردا خیلی حساسن قبول دارم . ولی دلیل نمیشه که رفتارهای غلطشونو بهشون گوشزد نکنیم که چون ممکنه بشکنن . زنها هم حساسن . اصن همه حساسن .
دارم وسوسه میشم این کتابو بخونما !
چشمولک
سلام سلام
هورااااااااااااااااااااااااااااااا ... بالاخره تابستونم شروع شد ! (-:
فقط آمدم بگم که خدا رو شکر از هفت دولت آزاد شدم (خنده) در ضمن ٬ نیمکت فعلا در دست مرجان هست و جواب کامنت ها رو هم خودش میده ... تا من کمی کارهای عقب افتادم رو رو به راه بکنم و برسم خذمت تون !
مورد توجه عمه حیتااااااا : « مثل اینکه باید تو رو هم این قدر قلقلک بکنم کههههههه ٬ حالا دیگه از من خوشت نمیاد هااااا ٬دارم برااااات !!!» (چشمک !)
مقدم داداش فرزاد رو هم گرامی میداریم ٬ معلوم هست کجائی ؟؟!!!
راستی این آبجی نیلوفر هم گفتید که یکدونست هاااا (؟!) هنوز به خون من تشنه ای یا نه دختر دائییییی !...
یا حق
سلام داداشی جونم
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خوش اومدی فسقلی ! پس دیگه حالا خدا به داده منو اهالیه نیمکت برسه که تابستونت شروع شششششششد ، ورجه وورجه هات شروع شششششششششد ، مصیببببببببببببت ، آی فغان ! (نیشمولک)
امیدوارم از همه امتحانات راضی بوده باشی
راستی داداشی ! لینکه نیاز رو باید آدرسه جدیدش قرار بدی ، لینکه ممد اهوازی رو هم باید حذف کنی چون ونوس خودش اومد بهم گفت که به امین بگو حذف کنه چون وقت نمی کنه بهش برسه .
چند تا دوسته جدید هم پیدا کردیم که توی پستهای قبلیم کامنت گذاشتن برات ، من از طرفه تو بهشون سر زدم ، حالا که خودت اومدی برو عرضه احترامی داشته باش ، شاید دوستهای همیشگیمون شدن
بقیه اش دیگه قابله توجه : عمه حیتایی ، فرزاد ، نیلوفر !
این یکی از خصلت مرداست مرجانی...کاریشم نمیشه کرد...
من اگه یه روز ازدواج کنم حاضرم چند ساعت تو خیابون علاف بشم اما غروره همسرمو که مطمئنن براش عزیزه خدشه دار نکنم :)
چه خصلته بدیه این خصلت ........ مطمئنی ؟
جونه من راست میگی ؟
ببین نیلو غروره هیچ کسیو ما حق نداریم خدشه دار کنیم ولی اگه بیجا باشه نمیگم باهاش بجنگیم ، بلکه با حرف زدن میشه به طرف حالی کرد ، میشه بهش بگی که این غرور گاهی به ضررش تموم میشه . یعنی همینجوری ساکت میشینی ؟ من اینو قبول ندارم
یه مثله که میگه : با عسل راحت تر از سرکه میشه پشه گرفت . من اون بالا که گفتم با جنگیدن نه ، با حرف آره ، منظورم این بود ! گرفتی ؟
اااااااااااااااه چقدر این امین بچه خر خونه!بهش بگید اصلااز این قسم موجودات خوشم نمیاداااااااااااا(ایفففففففففففففف)
اما من فکر نمی کنم که داره درس میخونه (چشمولک) من فکر می کنم یه دل که نه ، صد دل عاشق شده ، گلوش پیشه یکی گیره ، واسه ما ادا درمیاره که درس میخونم (نیشمولک)
والا
ممنونم مرجانی که حرمت این گیس های سفید عمه رو نیگر داشتی...سپاسگزاریممممممممممم!
راستش منم تو ی کتاب «مردان مریخی؛زنان ونوسی»خوندم که:مریخیها خوششون نمیاد که بهشون بگی هر کاری رو چطور انجام بدن...و دقیقا همین مثال تو رو زده بود که وقتی یه مریخی راننده مسیر روگم می کنه بهش نگید از کجا بره!حتی اگه بلدین!چون ناراحتش می کنه...
ولی خوب واقعا منم برام سئواله؛اما گذاشتم به حساب ونوسی بودنم...بهتره مریخیها خودشون بیان و جواب بدن!
خواهش میشود عمه حیتایی قابلتو نداشت . راستی سلام (نیش)
بابا این مردا خیلی نوبرن والا . داداشه منم همینطوره . یه بار یادمه به داداشم مسیره میون بر نشون میدادم که از اون راه بره تا زودتر برسیم ، ولی می گفت نه داری اشتباه میگی آخرش خودش راهشو گم کرد و مجبور شد از همون راهی که من میگم بره . منم دماغشو گرفتم با هر چی زور داشتم فشار دادم (چشمولک و اینا)
ای وای ! گفتی مریخی ها بیان جواب بدن . عمه جون دستم به دامنت می ترسم دوباره دعوا راه بیافته اصلا میخوای این پست رو حذف کنم ؟
من فرارررررررررررررررررررررررر
سلام مرجان گلم
ایول
می بینیم که خوب استاداتو به جون هم انداختی!!:دی
ااااا
من اول شدم:دی
اوووووووووولللللللللللللللللللللللللللل
=========
واقعا معذرت که یهو گم میشم و هیچکی پیدام نمیکنه
می ترسم روزی که مردم دیگه همه به گم شدن من عادت کرده باشن و هیچکی نپرسه کو فرزاد:(
مواظب خودتون باشین
راستی مرجان
لوس خودتی!
بدرود!
سلام فرزادی
انقده حال میده دو تا استاد یا دو تا معلم رو به جونه هم بندازی (چشمولک) این وسط شاگردا کلی حال می کنن می خندن
تبریک میگم
میگم میخوای اسمتو بذاریم « گم میشی بابا » ؟!!! همون اوسا بابای خودمونا ؟ با بهادر ؟ وای که من عاشقه اون بهادره بودم . نیش
نوچ ! لوس خودتی (چشمولک با زبووووووووووووون)