یا رب ...

به نام حضرت دوست

*** انسان همیشه برای چیزهایی که آرزو می کند قدرت کافی را داراست فقط سستی اراده است که نمی گذارد او در راه رسیدن به آرزوی خود گام بردارد ***
«« ژان ژاک روسو »»

سلام و عرض ادب و احترام

خدایا این مطلب رو بگم یا اون یکی رو ؟!... شاید بهتر باشه اول اون یکی رو بگم (!) ایمممممممممممم ، نه اصلا ولش کن همین بهتره !!!  

بعضی ها به دلیل نداشتن مطلب ، در هر سال فقط یکبار آپدیت میکنن ؛ یعنی بجای اینکه "آپدیت" کنن ، بیشتر "آپسال" میکنن (!) برخی دیگه مطلب برای گفتن دارن اما طفلی ها وقت گفتنش رو ندارن ؛ حکم این بندگان خدا هم یه چیزی تو مایه های " گاهنامه" است . یه دسته دیگه هم هستن که هم مطلب دارن و هم وقت ، اما حس و حالش رو ندارن ، لذا در زمرۀ "حالنامه" قرار میگیرن ؛ یعنی هر وقت حال کنن پست میذارن  ... اما کسانی هم هستند مثل غریبه ، که چون از نظر جانورشناسی در دستۀ موجودات زنده قرار نمی گیرند (!) هیچ یک از قوانین فوق بر قامت قناصشون راست نمیاد (!) این قبیل جانداران هم مطلب ، هم وقت و هم حسش رو دارن ، اما باز هم دیر به دیر آپدیت میکنن (!) در اینجاست که سوال پیش میاد : واقعا این قسم از بشرزادها چه مرضی (مرض=بیماری!!!) دارن که دیر بروز میشن ؟
من به نمایندگی از صنف "خود درگیران روان پریش !" اعلام میکنم که عذر تقصیر ما در صرف فعل "چکنم" خلاصه میشه (!) یعنی اکثر اوقات اینقدر حرف برای گفتن داریم که نمیتونیم یکیش رو انتخاب کنیم ؛ هی با خودمون میگیم : این رو بگم یا اونو ... و بانگ چکنم چکنم مون پیوسته گوش فلک رو آزار میده . (اکسیژن مفق و مجانیش رو که حروم میکنیم هییییییچ گوشش رو هم کر میکنیم !)

امروزم داشتم طبق روال عادی برنامه ، در اینکه چی بگم ، از کجا شروع کنم و ... گیج و تاب میخوردم که یه دفعه غریبه بهم گفت : میدونی چرا مثل کلاف سر درگم تو خودت گوریدی ؟! بهش گفتم : باز تو چشمت به چهار نفر افتاد جو گرفتت ، درست صحبت کن وگرنه ... اما اگه راستش رو بخوای ، نـــــــه ؛ به تمسخر بهم گفت : ازش کمک خواستی و کمکت نکرد ؟ منم خیلی حق به جانب بهش گفتم : اگه عینک ته استکانیت رو بزنی ، چشای باباغوریت اون "به نام حضرت دوست" رو میبینه (!) گفت : منظورم اون نوشته ای که هر دفعه کپیش میکنی نیست ... از خودش خواستی ؟؟؟ گفتم : ...
دیدم خوب راست میگه بدبخت (!) رفقا چرا بهم گوشزد نکردید که این آغاز دوبارمون رو مزین به نامش نکردیم (؟) چرا ازش مدد نگرفتیم که نیمکت مون رو رونق بده (؟) آخه چرا ...
«« خدایا روی به تو داشتم ، و بسویت خدایا دست برداشتم ، بعزت خودت دعایم مستجاب کن و برسانم به آرمانم »» (فرازی از دعای کمیل)

یا رب


 " بسویت خدایا دست برداشتم "


یا حق