پادشاه فصل ها .. پاییز

به نام حضرت دوست

عرض سلام و ادب و احترام

***
من میدانم که اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه نباشد
صدای آب هیچگاه زیبا نیست

***

«« پاییز »»

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد
جامه اش شولای عریانیست
ور جز اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد

باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی
که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردون سای
اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی
خنده اش خونی است اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها .. پاییز

شعر: مهدی اخوان ثالث


رفقا ، پاییز 86 هم داره یواش یواش باهامون خداحافظی میکنه (!)
ببینم ، شماها مطمئنید که باهاش کاری ندارید ؟!؟!
من که هنوووز ....

شاد باشید و شادی آفرین
یا حق