نیمکت تنهائی من

 

   اعوذ با لله من نفسی

من خودمم نه خاطره
منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام
در انعکاس حنجره

شناسنامه کامل من...

     یادگاری ها

   «کیتارو»

جمعه 31 خرداد ماه سال 1387
*مدار صفر درجه*

به نام حضرت دوست


   عرض سلام و ادب و احترام

   شاید گذاشتن این مطلب ، اجحاف بزرگی در حق پست قبلیم باشه .. مطلبی که چند ساعتی رو صرف نوشتن ، غلط گیری و تصحیح جمله بندی هاش کرده بودم ، حقش نبود در کمتر از دو روز جاش رو به پست دیگه ای بده ؛ اما ...
   راستش گاهی اوقات در مداری قرار میگیرم که به نظر میرسه در زاویه ای صفر درجه تا ابدیت قرار داره !.. گاهی به خودم میگم : «بابا غریبه تو دیوونه ای که این قدر ذهنت رو در دنیای مجازی درگیر میکنی .. ولش کن ، برو !!» اما چند ثانیه بعد باز به خودم میگم : «ای بابا این چه حرفیه ؟! اینجا لااقل یه خورده از اون سلول های خاکستریت استفاده میکنی ، کسی هست که این حرف ها رو بهش بزنی ، کسی هست که جوابت ور بده ، کسی هست که ... ولی دنیای حقیقی یعنی خودت با خودت ؛ تنهای تنها !»

   دیروز بعد از خوندن حرف های "روشن ترین فانوس" که البته سال های سال روی جمله جمله اش فکر کرده بودم و به یاد مشاوره هایی که سر این مسائل داشتم و چه حرف و حدیث هایی که در این باره گفتم و شنیدم و ... با حال و هوایی به موازات هستی و در امتداد نیستی ، سری به وبلاگش زدم . کمی که پایین تر رفتم ، ناگهان با تیتراژ مدار صفر درجه مواجه شدم . نوایی که خیلی خیلی با حال و هوای من سنخیت داشت .. و باز هم غریبه و مدار و زاویه ای صفر درجه تا ابدیت !!!

  

*مدار صفر درجه*

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی


                                                            افشین یدللهی ( شعر تیتراژ پایانی مدار صفر درجه )
                                                            با صدای علیرضا قربانی

پ.ن : حالم که بهتر شد ، بهتون سر میزنم و جواب لطفی که در پست پیش بهم داشتید رو خواهم داد ...
شاد باشید و شادی آفرین
یا حق


11:08 AM | غریبه | نظرات [13]

Powered by BlogSky