نیمکت تنهائی من

 

   اعوذ با لله من نفسی

من خودمم نه خاطره
منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام
در انعکاس حنجره

شناسنامه کامل من...

     یادگاری ها

   «کیتارو»

پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386
پرسیدن عیب نیست

 

دوباره من ! بازم آبجی مرجان به همراهه گیگیلی ........ عمه حیتایی گفته بود چرا اینجا آپ نمیشه ، من دلم میخواست آپ کنم ولی فکر کردم شاید امروز داداش امین بیاد وبلاگشو تحویل بگیره ، اما انگار هنوز قصده اومدن نداره ، حالا یه چند صباحی هم منو گیگیلیو تحمل کنین تا خوده امین بیاد . اوکی ؟

آهان اینو میخوام بگم :

چند وقت پیش منو دوستم خونه دوسته دوستمون دعوت بودیم که براش جشن تولد گرفته بودن و بهمون گفته بودن که ۴ تا ۷ اونجا باشیم و اگه دیر می رسیدیم ، هم خیلی ناجور بود و هم اینکه همون دوسته دوستمون دیگه بعده ۷ میرفت فرودگاه چون پرواز داشت . خلاصه قرار هم شد دوستم با داداشش « همون که یه بار خونه اشون سره اون اسپیکرش سوتی داده بودم » بیاد دنبالم . ساعت ۳ و نیم اومدن و راه افتادیم به آدرسی که داده بودن . وسطه راه آدرسو گم کردیم .

هی این خیابون اون خیابون ، دیگه کم کم سرمون پر میخورد از بس که چرخیدیم . از همون اول هم هی من غر می زدم که آقا جان ! نگه دار از یه بنده خدایی آدرسو بپرسیم . اما داداشه گوش نمی کرد و هی می گفت : نه بابا ! خودم بلدم ........... چند بار گفت : آهان ایناش ایناش پیدا کردم ولی با پلاکی که بهمون داده بودن جور نبود . سرتونو درد نیارم از ۳ و نیم تا ۷ فقط داشتیم دنباله آدرس می گشتیم از کسی هم نپرسیدیم که چی ؟ که جنابه خان داداش غرورش اجازه نمیده از کسی آدرس بپرسه و خودش بلده !!!!!!! آخرش هم دوستم با کیفش محکم زد توی سره داداشش   که نزدیک بود دعوا راه بیافته . منم این وسط نمی دونستم باید بخندم یا گریه کنم

والا من نمی دونم چرا بعضی ها اینجورین ؟ بیچاره ها روشون نمیشه از کسی کمک بگیرن که مبادا دیگرون فکر کنن خنگن هیچی حالیشون نیست  !!!!!!!!!!! آخه مگه همه باید از همه چی سر در بیارن ؟ خب چه عیب داره یه چیزایی رو که نمیدونین از این و اون بپرسین که یادتون بدن ؟

                                                       

حالا این که چیزی نیست ! نمی دونم واسه شما هم پیش اومده یا نه ! اینکه مثلا یه سواله فنی رو از یه آقایی بپرسین و یه آقایه دیگه هم حضور داشته باشه ، حالا هر دو سعی می کنن که جوابه سواله شما رو بدن و هی با هم مسابقه میذارن که اون یکی به اون یکی دیگه ثابت کنه باره علمیش بیشتره ، آخرش هم دعوا راه میافته و با هم بگو مگو می کنن . من برام پیش اومده ! یادمه دانشگاه که بودم رفتم توی دفتره دانشگاه که از یکی از استادام یه سوالی از فیزیک هالیدی مربوط به بخشه مغناطیسش بپرسم . همش ربع ساعت دیگه تا امتحان مونده بود . از قضا توی اون اتاق ، یکی دیگه از استادای فیزیک هم بود که ترمه قبل باهاش داشتیم . خلاصهههههههههه . پرسیدنه من همانا و به هم پریدنه استادا سره اون مسئله همان   شر و شر عرق می ریختم نه مشکله منو حل کرده بودن نه کوتاه میومدن . آخرش به یکی از دوستام که دمه در وایساده بود اشاره کردم تا بلند صدام کنه و ازم بخواد برم بیرون . نمی دونم چطوری در رفتم ....... الهی خدا لعنتشون کنه چون اون مسئله توی امتحان اومد و بابته اون سوال که ۲ نمره هم داشت ، همش نیم گرفتم .

--------------------

گیگیلی میگه فرموله حرکته زاویه ای یادتونه ؟ یا اون فرموله حرکته شتابدار ؟ منو گیگیلی که همه چیو فراموش کردیم . این درس خوندنو فقط کافیه مدتی ازش فاصله بگیرین ، اونوقت انگار نه انگار که یه زمانی یه چیزایی می خوندیم  


00:00 AM | غریبه | نظرات [34]

پنجشنبه 24 خرداد ماه سال 1386
اغر به خیر !

 

دیدین بعضی از آدمها همه فن حریفن ؟ البته فکر می کنن ، یعنی این از خیالات و توهماته خودشونه ............. چرا نمیخوان قبول کنن که هر کسی واسه یه کاری ساخته شده ؟ درسته آدم پتانسیله همه چیزو داره توی ذاتش ، ولی در صورتی میتونه اون همه چیز رو به نحو احسن انجام بده ، که واسه همه اونا تعلیم دیده باشه و تونسته باشه همه استعدادشو خوب پرورش بده . که به نظره من چنین چیزی اگه ممکن باشه ، ولی قبول کنید که خیلی خیلی زیاد سخته !

اینو میخوام بگم که : پدره من همچین اخلاقی داره ، خدا نیاره روزی رو که چیزی خراب بشه توی خونه ما ! فقط و فقط خودش باید درست کنه ، دل و روده همه چیو میریزه بیرون ! از تعمیر یخچال و لباسشویی و ماشین و تلویزیون بگیر تا اتو و رادیو و قفله دره خونه و.................. خدای من ! و جالب این چیزاست چیزایی هم که درست میکنه تعمیر می کنه ، اولش اصلا کار نمی کنه و از روزه اولش هم بدتر میشه ، ولی خودبه خود چند روزی که میگذره ، کلا سیستمه کاریش عوض میشه وارونه کار می کنه   ولی اون نتیجه ای که می خواییم رو بهمون میده ...... باور کنین این بابائه من مخترع است ......... باور ندارین ؟ یه توکه پا بیایین خونه ما

                                                       

حالا نه که فکر کنین خسیسه و نمی خواد پوله تعمیرشو بده ها نه ! فقط میخواد به منو مامانم ثابت کنه که خیلی کاردانه ، اوستاس ، مکتشفه ...... عجله نکنین مثال میارم براتون : یه مدت لوله حمام خراب بود ، وقتی شیره آبو باز می کردیم ، فشاره آب کم بود ، به بابا گفتیم لوله کش بیاره تعمیرش کنه ........ گفت نه دخترم کاری نداره ، باید واشرش عوض شه ......... واشرشو عوض کرد ولی دیگه خیالمون راحت شد و آب به کل قطع شد ......... باز پرس و جو شدیم گفتن اگه لوله کش بیاد کاره یه ساعته ، درست میشه میره پی کارش ............. گفتیم بابا خودت که نتونستی ، برو لوله کش بیار ........... گفت نه ! اصن من از سیستمه لوله کشیه حموم خوشم نیومده .......... باور کنین حاضر شد بره سیصد هزار تومن خرج کنه واسه عوض کردنه به قوله خودش سیستمه لوله کشی ولی حاضر نشد ده هزار تومن بده لوله کش بیاد تعمیر کنه ....... بابا این مردا خودشونم با جنسه خودشون مشکل دارن حالا هی به ما زنها گیر میدن   ...... والا

-------------------

* عجب دنیایی شده !  تا این پسر فسقلی ها هم ادعا دارن ......... دوچرخه گیگیلی پنچر شده من که بلد نیستم پنچر گیری کنم میگم اینو ببر بده درستش کنن ، مسی پریده وسط آب نبات به دهن ، دماغ آویزون ، میگه الا للا خودم باید درست کنم ................ ای خدا جونه منو بگیر خلاصم کن

** از عنوانه این پست تعجب کردین ؟ آخه یادمه اون قدیم قدیما یه سریال میذاشت به اسمه : اغر به خیر !  قهرمانه اصلی هم توی این سریال اسمش آقای همه فن حریف بود ! یادتون اومد ؟ حالا من تا اومدم روی این پست فکر کنم که عنوانش چی باشه ، ییییهویی این اسم اومد تو ذهنم !

*** یه دو سه روزی نیستم ! گیگیلی رو سپردم به مهرانی پس هوای هر سه تا شونو یعنی هوای مهرانی ، مسی و گیگیلی رو داشته باشین . چون فکر نکنم مهرانی بتونه از پسه گیگیلیو مسی بر بیاد . به گلدونا آب بدین . سروناز جون چای به مهرانی بده وقتی از سره کار بر می گرده یا نه بهش یه لیوان شربته آبلیمو بده چون هوا خیلی گرمه . شاد باشین


9:01 PM | غریبه | نظرات [52]

>>

Powered by BlogSky