به نام حضرت دوست
سلام و عرض ادب و احترام
میبینم که کم کم همه دارن از نیمکت و نیمکت نشین بودن استعفا میدن ... چی شده ؟ نکنه نیمکت کهنه و زنگاری من دیگه لایق شماها نیست ... یا اینکه تازگی ها روی نیمکت نشستن باعث کسر شأن آدم ها میشه و یا ... نمیخواید بگید که نیمکت ما هم مثل خیلی چیزای دیگه ، تاریخ مصرف داشته و یواش یواش باید منقضیش کنیم ؛ نه ، باورم نمیشه ... اون از داداش شهرام که همچی بی خبرم پشتم رو خالی کرد که اگه شماها نبودید و دستم رو نگرفته بودید ، بی تعارف الان مغزم تو دهنم اومده بود ؛ اینم از عزیز دلمون مامان نازنین که کوس جدائی برداشته ... اگه این جوریاست ، منم باید بگم که معتقدم : اگر آدم در اوج کنارگیری کنه ، خیلی بهتر از اینه که بشینه و کم کم نابود شدن خودش رو ببینه ... خدا رو شکر همه ما در دنیای حقیقی این قدر جنگ اعصاب و سوهان روح داریم که لازم نباشه بی دلیل ، نوع مجازیش رو هم بخودمون و دیگران تحمیل کنیم ... اصلا چه معنی داره که ...
مثلا همین چند روز پیش داشتم با عمه حیتائی صحبت میکردم ... کلی از دستم شاکی بود ... تازه فهمیدم که با حرف هام چقدر اون بندۀ خدا رو آزرده خاطر کردم ... واقعا از خودم و رفتارم خجالت کشیدم ... ایشون معتقد بودن اون پستی که در عید گذاشتن ، چون قبل از پیشنهاد داداش شهرام بوده ، ربطی به پست های اعضاء خانواده نداره و من بی دلیل ایشون رو از دور حذف کردم (که البته تا حدودی هم حق با ایشون) ... اما من پیش خودم حس کرده بودم که اگه همه یکبار پست بگذارن و بعد بریم دور بعد ، عادلانه تر خواهد بود ... با این وجود من ازشون خواهش کردم که برای نیمکت پست جدید بگذارن ولی ایشون فرمودن که دیگه عمرا همچین کاری نخواهند کرد ... میدونید ، به نظر من ، غریبه و نیمکتی که دیگران از حضورشون نفعی نبرن (چه برسه به اینکه بخوان دلگیر هم بشن !) نبودنشون بهتر از بودنشونه ... اصلا یکی بره به اون هکر بگه که بیاد نیمکت رو هم هک کنه ، تا خیال همه راحت بشه ...
یک کلام ، ختم کلام ... حالا که این طور شد ، منم دیگه به نیمکتم کاری ندارم ... از هیچ کس هم ایمیل جهت پست جدید ، قبول نخواهم کرد ... خدا رو شکر در بین نیمکت نشین ها ، عمه حیتائی هم نام کاربری رو دارن و هم کلمۀ عبور نیمکت رو ، در نیتجه خودشون میتونن برن هر کاری که صلاح دیدن انجام بدن ... اگه دوست داشتید همه خاطراتمون پاک بشه ، به عمه بگید که بره نیمکت رو از ریشه و بنیاد حذف کنه ... ولی اگه دوست داشتید که بازم در کنار هم باشیم و شریک راه هم و رفیق غم ها و شادی ها (آفرین به دختر عمه فاطمه ، واقعا پست بجائی گذاشت !) میتونید برید پیش عمه و ازش بخواید که نیمکت رو آپ کنه ؛ تا دوباره همه در کنار هم جمع بشیم ...
دیگه من هیچ نظری ندارم ؛ خود دانید ...
یا حق
|