نیمکت تنهائی من

 

   اعوذ با لله من نفسی

من خودمم نه خاطره
منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام
در انعکاس حنجره

شناسنامه کامل من...

     یادگاری ها

   «کیتارو»

شنبه 25 فروردین ماه سال 1386
گنـــاه.....توبه !

به نام حضرت دوست

                                  ***                                
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند
خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد ...
                                  ***                                

سلام و عرض ادب و احترام

   با عرض پوزش از پاره ای تأخیرات تحمیلی (!) که سعی میکنم در بخش حرف های یواشکی بیشتر بهشون بپردازم ؛ مطلب زیبا و خواندنی داداش شهرام رو خدمت تون تقدیم میکنم ...


______________________________________________

گنـــاه.....توبه !

 

   عرض کنم که یه عده از این آدمای جایز الخطا که بنده هم جزوشونم خیلی نامردن !! حالا چرا ؟ عرض میکنم خدمتتون ....
اصلا همین که به آدم گفتن جایز الخطا اون پرو شده !! فک میکنه هر غلطی دلش خواست میتونه بکنه و آب از آب هم تکون نمیخوره ....تا بهش بگن چرا همچی غلطی کردی میگه ای بابا آدم جایز الخطاست دیگه !! غلط کردی !!
آخه دیوونه این جایز الخطا اون جایزالخطایی که تو فک میکنی نیست که !! تا وقتی جوونی اگه پسر باشی که دختر بازی میکنی ....سیگار میکشی ...مشروب میخوری ....کار خلاف میکنی ....خانوم بازی میکنی و هزار تا غلط دیگه که منه پررو هم شرمم میاد بگم ...اگرم دختر باشی خونه دوست پسرت میری .... هرزگی میکنی .... هفت قلم آرایش میکنی و اسم دوست پسرات رو هم با هم اشتباه میکنی بس که زیادن !! اگه تو بغل مرتضایی بهش میگی آخ مصطفی نکن !!! اگرم تو بغل بهروزی میگی بابک تو چقدر شیطونی !!
همه این غلط های اضافی رو هم میذاری به حساب اینکه جوونی و میخوای جوونی کنی ....جایزالخطایی !! مرگی ...کوفتی !!
سن و سالت که بیشتر میشه دروغ میگی دزدی میکنی مال یتیم میخوری با زن شوهر دار رابطه برقرار میکنی ....اختلاس میکنی .....ظلم میکنی ...پدر سوختگی میکنی ...زن اگه باشی دور از چشم شوهرت یللی تللی میکنی ...با عذرا خانوم و کبرا خانوم غیبت میکنی .... دروغ میگی ....هرزگی میکنی ...با بقال و چقال هر هر و کرکر میکنی ...سرو سینه تو باز میکنی نازو عشوه میای ....لباسای آنچنانی میپوشی و الی آخر !!
   خلاصه توی جوونی و میان سالی هزار تا گناه جور واجور و رنگارنگ میکنی و میرسی به دوران پیری !! تازه یادت میفته که خدایی هم هست ...آخرتی هم هست ...نکیرو منکری هم هست ...بهشت و جهنمی هم هست !! اونوخ میشی عابد زاهد !!
بدو بدو میری مکه و برمیگردی و توبه میکنی و ته ریشی میذاری و انگشتر عقیق دستت میکنی و صف اول نماز جماعت وامیسی !!  ....بخوره تو کمرت اون نماز ....بدبخت تو که تا پنجاه سالگی نمیدونستی نماز چند رکعت هست اصلا ...صبح ناشتا عرق میخوردی مست میکردی .....شب باید تو رو توی خونه های فساد پیدا میکردن حالا واسه من میگی توبه کردی !! میگی خدا گفته صد بار اگر توبه شکستی باز ای !!
زن هم اگه باشی چادر سرت میکنی و مقنعه میزنی و تسبیح میگردونی و هر هفته مجلس روضه خونی راه میندازی و سفره های رنگارنگ حضرت ابولفضل . ....زین العابدین میندازی ....اقا که روضه میخونه چنون هق هق میکنی که انگار مادرت مرده .....بایدم گریه کنی ....کم گناه کردی !!؟؟
آخه بدبختا مگه خدا بچه اس که میخواین سرشو کلاه بذارین ......سی سال کثافتکاری میکنین اونوخ بایک خدایا توبه میخواین تموم بشه ؟ با سلام و صلوات ببرنتون بهشت !!
   تازه بعضی ها هم که روشون سنگ پای قزوینه ....هی توبه میکنن و هی توبه میشکنن ....شب میشینه عرق میخوره و بدمستی میکنه فرداش دهنش رو میشوره و میگه خدایا توبه ...غلط کردم ...گه خوردم !! دوروزه دیگه باز دوستاش میان دنبالش که بیا بریم عشق و حال !! اونم مثه گاو سرشو میندازه پایین باز دوباره میره پی الواطی و عرق خوری و خانوم بازی .....عشق و حالشو که کرد باز دوباره میگه خدایا توبه !! ای مرگه خدایا توبه ......کثافت !! آشغال !!
من میخوام بگم آهای اونایی که گناه میکنین به امید توبه ول معطلین !!
.................................................................................................................

 

بیم گناه !!؟


   عرض شود که بنده سوالی تو ذهنم بود که از محضر آیت الله سیستانی پرسیدم اینم جوابش !! شما فکر میکنین بیم از گناه یعنی چی ؟......جایز نیست یعنی چی ؟ آیا جایز نیست یعنی حرام ؟
دیدین اینایی رو که چت میکنن با هم حتما و دیدین ظرفیت های مختلف رو ....من میگم این ظرفیت ها یعنی همون بیم از گناه ...من میگم اگه از طرف نادیده ات  پرسیدی تو چند کیلویی و یا چند سانتی نباید طرف بهش بربخوره ....من خودم شخصا علاقه دارم طرف مقابلم رو ببینم و یا اگه طرف علاقه ای نداشت به رویت ؛ بتونم  اون رو با مشخصاتش توی ذهنم ترسیم کنم ....هیچ بیمی هم از گناه ندارم ...
   من میگم توی چت کردن خیلی باید دقت کنی و ظرفیت هایه طرف مقابلت رو بسنجی و اگر احساس کردی که بیم گناه نه برای تو وجود داره و نه برای اون استفاده از هر ایکونی مجازه...
شما چی میگین ؟
 

حرف های یواشکی :
1- دوستان از قرار معلوم باید به فکر مدیر بهتری که فراغت بیشتری هم داره ، برای مدیریت نیمکت و رویای شیرین باشن (!) این غریبه ای که من میبینم ، اگه بتونه خودش رو جمع کنه خیلیه !!!... از ما گفتن بوووود ... در ضمن ، فعالیت من در دو ماه آتی (اردیبهشت و خرداد) به شدت کاهش پیدا میکنه و از همین الان عذر خواهی میکنم ... خیره سرم دارم لیسانس میگیرم ، لطفا یکی من رو درک کنه !!!
2- امشب بالاخره فرصتی برای فکر کردن پیدا کردم (!) و نشسته بودم به این فکر میکردم که بهتره جواب کامنت های دوستان رو بدم یا اینکه مطلب داداش شهرام رو بگذارم ... خلاصه قرعه به این افتاد که بیام و از دوستان به دلیل بروز مشکلاتی که برام پیش آمده و نمیگذاره که بیش از این به خونۀ و خانواده برسم ، عذر خواهی کنم و بدون پاسخ به کامنت های زیبای پست قبل ، پست جدید رو که داداش شهرام زحمتش رو کشیده بودن ، خدمت تون تقدیم کنم .
3- کامنت های که فرصت پاسخ دادن بهشون دست نداد ، پر بودند از نکات ریز و درشت که سعی میکنم به چند نمونه از اونها بپردازم و از سایر دوستان عذر خواهی کنم :
   * فرزاد جان سلام ؛ امیدوارم که مشکلاتت به زودی تموم بشن و بتونی بیشتر بیای و به ما سر بزنی .
   * آبجی سمیرا سلام ؛ کی جرأت کرده که همچین جسارتی به آبجی وسطیۀ من بکنه و بگه که بی معرفت شده (؟!) این امین کجاست که بزنم گردنش رو بشکنم !
   * چه عجب گل پسر عمو هیچکس (!) بالاخره ما نمردیم و دیدیم که استادمون دو سه تا کامنت برای یک پست نیمکت گذاشت ... بابا معرفت ، بابا خرق العادت ، بابا با صفا ، بابا با مرام و ... هموجو بابا !
   * فاطمه خانوم سلام ؛ خیلی خوشحالمون کردی از آمدند بزرگوار . ما هم امیدواریم که شما بیشتر وقت کنی و بیش از پیش بهمون سر بزنی .
   * عرض ادب و احترام هم دارم خدمت مامان نازنین و خوبم ... مامان نازنین ! کجائی مامانی ؟ یه خورده کم پهنا (پیدا !) شدی هااا ؟؟؟
   * سلام عمه حیتائی ؛ حالا جریان من و نیمکت شده مثل پیام بازرگانیا و فیلما ، هاااا (؟!) یه کار نکن بگم از این به بعد عمه حیتائی مدیریت وبلاگ رو بدست میگیره ، بعد بمونی توش هااااا (!) از ما گفتن بووود ، بازم هاااا !... اما از شوخی گذشته ، راست میگی ؛ اما چی کارش میشه کرد ، زندگی همینه دیگه ... بقول خالم : "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت ..." و بقول دختر خالم (البته واقعیه !) : "نمیدونم چرا ما همیشه در بخش زین به پشتشیم !"
   * سلام آبجی سرونازه قورباغه خوار (!) کدوم قرار کدوم مرار ، این حرفها چیه خواهر من ، چرا حرف تو دهن بچه میذاری (؟؟؟) من فقط رفتن نیشابور و به هر دختری که رسیدم گفتم : ای ووو... چه دختر با شخصیتی ، اسمت سمیراست ؟! ولی از آنجائی که در تمام موارد ، سیلی نوش جان کردم ؛ نتیجه میگیریم که نتونستم سمیرا رو ببینم (!) حالا خیالت راحت شد ...
   * راستی ، کی جرأت کرده دوباره اسم قهر رو بیاره ؟!... مگه نگفتم که ما دیگه تو نیمکت قهر و پهر نداریم ، هان ؟ مسئولیت این کار رو کی به عهده میگیره !
4- سلام دختر خاله نیاز ... خیلی شرمندتم عزیز ؛ واقعا نمیدونم که با چه زبونی ازت عذر خواهی کنم . زودی میرم سر اصل مطلب که بیش از این خجالت زدت نشم .
   عرضم به حضورت ، توضیحاتی رو آبجی مرجان در مورد قرار دادن آهنگ در وبلاگ بهت گفتن که من جسارتا فقط سعی میکنم تا حدودی اون مطالب رو کاملتر کنم ... خوب همون طور که مرجان گفت ، روش های زیادی جهت داشتن موسیقی در وبلاگ وجود داره ولی اگه راستش رو بخوای ، روشی که الان من برای گذاشتن موسیقی مورد استفاده قرار میدم ، هیچ کدوم از آنهایی که آبجی گفت نبود (!) اگه توجه کرده باشی ، موسیقی هایی که دوستان از بعضی سایت ها به اشتراک میگیرن و با پسوند(توسعه !) mid در وبلاگشون قرار میدن ، از یک پلیر به خصوص بهره میگیره ... حتما با ظاهر این نوع پلیرها آشنا هستی و میدونی که یک سری محدودیت ها ، در موردشون وجود داره . همچنین آنهائی که سعی میکنن از پسوند mp3 استفاده کنن و تحت کدی که آبجی گفت ، اونها رو در وبلاگ شون قرار بدهند نیز ، یک سری محدودیت های بخصوصی دارن که در صورت لزوم ، بعدا بهشون میپردازیم . من برای رها شدن از این محدودیت ها ، خودم یک نوع پلیر ساختم و وقتی که با روشش آشنا شدم ، تونستم از سایر پلیرها استفاده کنم و موسیقی خودم رو در آنها قرار بدم . اون قسمتی رو که در بخش سمت راست شاهدش هستی و در واقع هدایت موسیقی از آنجا امکان پذیر است ، یک نوع پلیر است که من سالها پیش از وبلاگ یکی از دوستانم برداشتمش و هنوزم دارم ازش استفاده میکنم . البته چندتا پلیر دیگه هم دارم اما به نظرم این از همه شون جمع و جورتره (!) برای اینکه بحثم شلوغ نشه ، سعی میکنم تحت چند بخش خلاصه اش کنم :
(1) این نکته رو من همیشه به رفقام میگم : بدونید که عکس ، موسیقی ، بک گراند و ... فقط جهت زیبائیست ؛ پس در استفاده از آنها زیاده روی نکنید تا مشترکین شما دچار اذیت نشن ... یعنی سعی کنید همواره از عکس هایی با حجم کم ، موسیقی با تایم مشخص ، بک گراند ساده و ... استفاده کنید تا زمان مورد نیاز برای باز شدن وبلاگ خیلی طولانی نشه (این نکته اخلاقی بحث بود که دوست داشتم اول بگم !)
(2) روش من برای گذاشتن موسیقی : موزیک مورد نظرم رو به وسیله نرم افزار Cool Edit فراخوانی کرده ، بخش مورد نظرم رو برداشته ، حجمش رو با توجه به کیفیت صداش ، تعدیل و توسعش رو تبدیل به mp3 میکنم . به وسیلۀ نرم افزار Sothink SWF Quicker بخش برداشته شده رو در پلیر مورد نظرم قرار میدم و توسعه اون رو به swf (یعنی توسعه مربوط به نرم افزار فلش) تبدیل میکنم تا بتونم تحت کد خواصی ، اون رو در وبلاگم مورد استفاده قرار بدم . توضیحات بیشتر در مورد کدهای این بخش رو میگذارم بعد از پاسخ تو به این سوال : آیا تا به حال با پلیرهای فلش (یعنی swf ها) کار کردی یا نه ؟
(3) و اما در مورد سوالی که برای آپلود کردی ... نه ، شما به وسیله "TinyPic" ، تنها میتونی فایل های تصویری و عکس رو آپلود کنی ؛ اونم با توجه به پسوندهایی که خودش برات تعیین کرده . در نتیجه شما برای آپلود فایل های صوتی و سایر توسعه ها ، مجبوری به سایت های دیگه مراجعه کنی . به جای توضیحات اضافی ، بهتره باز قبلش یک سوال ازت بپرسم . خودت فضای آزاد (free host) داری یا نه ؟ در صورتی که نداشتی و مایل بودی که سایت های مربوطه ، نحوه اشتراک و طریقه آپلود فایل ها رو بدونی ، بهم بگو تا با کمال میل در این زمینه راهنمائیت کنم ... فقط من باب توضیح عرض میکنم که با داشتن یک فضای شخصی ، شما میتونی هر نوع فایلی که دوست داری رو آپلود کنی و URL اون رو بدست بیاری .


یا حق


8:06 PM | غریبه | نظرات [58]

دوشنبه 20 فروردین ماه سال 1386
سفرنامۀ مرجان

به نام حضرت دوست

                                     ***                                     
کسی که کردارش او را به جایی نرساند
افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید .
« مولا علی (ع) "حکمت 23" »
                                     ***                                     

سلام و عرض ادب و احترام

   خوب به سلامتی ، اولین پست رویائی نیمکت هم آماده شد ؛ ضمن تقدیر و تشکر از مرجان عزیز که زحمت نوشتن و تنظیم این پست رو کشیدن ، از همین جا اعلام میکنم که پست بعدی به عهدۀ صاحب این سبک جدید "داداش شهرامی" خواهد بود و من از هم اکنون آمادگی کامل جهت دریافت متن و عکس های ایشون رو دارم . داداشی ببینم چه میکنی هااا ...
بدون هیچ گونه مقدمه و فوت وقت ، میریم به سراغ پست آبجی مرجان . این شما و این هم سفرنامۀ مرجان جان ...

________________________________________________________________

   سلام به خونواده دوست داشتنیه خودم !
و همچنین سلام به مهمونامون که گاه و بیگاه به نیمکت کوچیک اما با صفامون سر میزنن و به جمع نقلیمون نور می پاشن .
 
اول : لازم می بینم که یه تشکر جانانه بکنم از داداش کوچولوی نازنینم که اجازه داده پا روی فرشش بذارم . من خودمو لایق نمی دونستم و نمی دونم بنابراین اگه دیدین نوشتنم مثل نوشتن های داداش امینم خوندنی و با مزه نیست به بزرگی و خوش مزگی های خودتون ببخشین .
 
دوم : از عمه حیتایی عزیز تشکر می کنم که توی مدت غیبت داداشیمون ، نیمکت رو اداره کرد و خیلی زحمتها رو کشید و سختی هایی تحمل کرد . دستتو میبوسم عمه جونم !
 
سوم : از داداش شهرامی گلم عذر میخوام که جسارت کردم . قشنگ تر این بود که اول داداش ارشد خونواده مطالبش رو برامون می نوشت . داداش شهرامی ! توی چشام نگاه نکن که بیشتر خجالت می کشم .
 
چهارم : همه میدونین که توی ایام عید سفری به بندرعباس داشتم . خیلی دلم می خواست از این سفرم و ماجراهاش براتون می نوشتم که متاسفانه نه عکسی گرفتم و نه از جاهای دیدنیش بازدید کردم فقط تنها یه مورد به ذهنم خطور کرد که فکر کنم گفتنش براتون جالب باشه . بعد از اون میرم سراغ عکسها و مطالبی که در مورد سفر کیشم براتون تهیه کردم . این سفر من مربوط به دو ماه پیشه که فکر کنم کمی سرگرمتون میکنه .
 
توی سفرم به بندرعباس ، یه شب به اتفاق خونواده رفتیم پارک دولت که یه محل تفریحی در کناره ساحله دریاست . میتونن دوچرخه و اسب کرایه کنین خودتون واسه خودتون ویراژ بدین ، غیغاژ بدین ، یورتمه برین ( جون خودم اینو گیگیلی گفت ) و همچنان از دریا و ساحلش لذت ببرین . اون شب از شانس خوش من یکی از پسرایی که کنار ساحل نشسته بود داشت واسه دل خودشو بقیه مسافرا گیتار میزد و میخوند . عجب صدایی داشت ، چه ترانه های قشنگی میخوند و چه ماهرانه گیتار میزد . منم رفتم توی عالمه دیگه ......... دلمو زدم به دریا........ توی ساحل قدم می زدمو از اون جو شاعرانه لذت میبردم .
 
و اما سفرم به کیش که در اویل بهمن ماه ۱۳۸۵ بود . فقط من بودم و بابا . ببخشید اگه کیفیت عکسها خیلی بده آخه با موبایلم گرفتم .
 
توی این چند روز علاوه بر رفتن به بازارهای خریدش مثل : پردیس ۱ ، پردیس ۲ ، مرجان ، ونوس ، مریم ، مروارید ، زیتون ، مرکز تجاری ، بال هایپر مارکت ، پانیذ و بازار عربها از جاهای دیدنی کیش مثل : صخره های مرجانی ، کشتی یونانی ، کلبه چوبی ، شهرک حریره ، کاخ شاه معدوم و اسکله تفریحی کنار هتل شایان دیدن کردیم . اگه خسته نمیشین ( که میدونم میشین ) توضیح مختصری راجع به بعضی هاشون میدم خب ؟
 
صخره های مرجانی :
راهنمامون می گفت : کنار این صخره ها گاهی میتونیم بزرگترین لاک پشتهای دنیا رو ببینیم که وزنشون به چندین و چند تن میرسه . این لاک پشتها واسه استراحت میان کنار صخره و البته توی تابستون بیشتر میان .
 
کشتی یونانی :
این کشتی که تبدیل به یکی از آثارهای باستانی جزیره کیش شده ، حدود ۳۵ سال پیش توی ساحل به گل نشسته . در محلی که این کشتی غرق شده گسلی وجود داره و بعضی ها عقیده دارن یونانی ها عمدا کشتی رو به سمت این گسل هدایت کردن تا غرق بشه و بتونن به این بهونه از ایران غرامت بگیرن . چند سال پیش داخل این کشتی چایخونه بوده و توریست ها میتونستن برن اون بالا بالا ها چای بخورن . ولی در حال حاضر به خاطر پوسیدگی کشتی ، این اجازه رو نمیدن ( حالا هی گیگیلی به آقاهه اصرار می کرد که منو ببر اون بالا ، شنا بلدم ... آخ از دست این گیگیلی )


 
کلبه چوبی :
این کلبه همونطور که از اسمش پیداست همه ی وسایل اون حتی لوستر هاش از چوب ساخته شده و خیلی هم ظاهر جالبی داره از دم در این کلبه یه مسیر چوبی با نرده های چوبی کشیده تا کنار جاده ......... وای خیلی با صفا بود گیگیلیه بی حیا اینقدر روی این چوبا بپر بپر کرد که آخرش یکیشو شکست و پاش گیر توی تخته ها ........ آخ که دلم خنک شد . این کلبه قبلا به عنوان رستوران ازش استفاده می کردن و شبها از توریست ها پذیرایی میکردن ولی حیف که حالا روی صندلیهاش دو وجب خاک بود........ !!!!!!!!!!
کمی دور تر از این کلبه درختی بود که شاید بیشتر از ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال عمر داشت و به درخت سبز معروف بود . جالب این بود که این درخت بر عکس بقیه درختها ریشه هاش مثل ساقه ها و برگهاش توی هوا روئیده میشه و بعد این ریشه ها دور هم پیچ میخورن میان توی زمین ریشه میکنن و هی به مرور زمان تنه درخت ضخیم تر و ضخیم تر میشه. به دلیل اینکه برگهاش ضخیمه و آب زیادی لازم داره .

جالب تر اینکه هندی ها ، چینی ها و فیلیپینی ها این درخت رو مقدس میدونن و عقیده دارن که اگه بهش دخیل ببندن حاجت آدم روا میشه . منو گیگیلی رفتیم جلو و دیدیم یه عالمه نخ و ریسمون و پارچه بهش گره دادن و روی تنه درخت رو با دقت نگاه کردیم با انگلیسی روش کنده کاری کرده بودن مثلا نوشته بودن : My visa ، My baby و ...........


 
شهرک حریره :
جای که کلبه چوبی و درخت سبز بود ، اونور جاده مخروبه ای از دور دیده میشد که میگفتن اسمش شهرک حریره بوده . خیلی سالها یا شاید قرن ها پیش بر اثر زلزله خراب میشه که حالا از طرف میراث فرهنگی اونو از زیر خاک در آورده بودن . دیوارها ، راه پله ها و طاق هاش کاملا پدیدار شده بود .
 
کاخ شاه معدوم و اسکله تفریحی شایان :
هتلی بنام هتل شایان بود که می گفتن قبلا کاخ شاه معدوم بوده و در کنار اون مجتمع تفریحی بود که هم میتونستیم سوار قایق بشیم هم دوچرخه ، خوراکی ........ به به وای !
منو گیگیلی سوار قایق شدیم ۲۰ دقیقه رو دریا مارو چرخوندن و ماهی ها رو بهمون نشون دادن ، صخره های مرجانی رو دیدیم . تازه نایلون توی کیفمون داشتیم قایقرونه هم بهمون نون داد و ایستاد تا ماهی بگیریم اما میگفت فقط مسافرا اجازه دارن ، قایقرونها نه .
گیگیلی نون ها رو ریز ریز می کرد میریخت روی آب دریا تا ماهی ها میومدن نونها رو بخورن منم با نایلون میزدم زیرشون و میگرفتمشون .......... وایییییییییییییی چقدر ناز بودن ولی حیف که توی فرودگاه ازمون گرفتن .
 
البته در قسمت دیگری از کیش، در کنار ساحل با شکوه این جزیره ویلایی بود که می گفتن متعلق به شاه معدوم بوده . ساحل با صفایی داشت و با گیگیلی پاچمونو زدیم بالا رفتیم توی آب دریا .

*****************************
خلاصه جای همتون خالی خیلی خوش گذشت . از این به بعد سعی می کنم هر سفری برم عکساشو حتما واسه شما بیارم . قول قول ......... خب ؟

حرف های یواشکی :
1- موسیقی جدید ، کاریست به نام «ممنونم» از آلبوم وایسا دنیای رضا صادقی که طبق درخواست آبجی مرجان تهیه ، تنظیم و تقدیم شد ... امیدوارم که خوشتون بیاد !
2- شاید عمه حیتایی راضی نباشه که این رو بگم اما چون همه اعضای خانواده باید از همه چی مطلع باشن ... بدین وسیله غریبه به اطلاع میرساند که چند روز پیش ، یکی از اقوام عمه حیتایی (البته خدا رو شکر از فامیل های درجه اولشون نبودن) در اثر سانحۀ رانندگی ، به رحمت خدا میرن ... من از طرف خودم و نیمکتم به ایشون تسلیت عرض میکنم و بقیه هم خود دانند !
3- شهرام جان ... در جریان باش که من و نیمکت و همه نیمکت نشین هااا ، منتظر متن و در صورت نیاز ، عکس های شما هستیم ... میخوام نیمکت رو بترکونی هاااا ؛ ببینم چه میکنی داداشی .


یا حق


3:38 PM | غریبه | نظرات [53]

>>

Powered by BlogSky