به نام حضرت دوست
*** کسی که کردارش او را به جایی نرساند افتخارات خاندانش او را به جایی نخواهد رسانید . « مولا علی (ع) "حکمت 23" » ***
سلام و عرض ادب و احترام
خوب به سلامتی ، اولین پست رویائی نیمکت هم آماده شد ؛ ضمن تقدیر و تشکر از مرجان عزیز که زحمت نوشتن و تنظیم این پست رو کشیدن ، از همین جا اعلام میکنم که پست بعدی به عهدۀ صاحب این سبک جدید "داداش شهرامی" خواهد بود و من از هم اکنون آمادگی کامل جهت دریافت متن و عکس های ایشون رو دارم . داداشی ببینم چه میکنی هااا ... بدون هیچ گونه مقدمه و فوت وقت ، میریم به سراغ پست آبجی مرجان . این شما و این هم سفرنامۀ مرجان جان ...
________________________________________________________________
سلام به خونواده دوست داشتنیه خودم ! و همچنین سلام به مهمونامون که گاه و بیگاه به نیمکت کوچیک اما با صفامون سر میزنن و به جمع نقلیمون نور می پاشن . اول : لازم می بینم که یه تشکر جانانه بکنم از داداش کوچولوی نازنینم که اجازه داده پا روی فرشش بذارم . من خودمو لایق نمی دونستم و نمی دونم بنابراین اگه دیدین نوشتنم مثل نوشتن های داداش امینم خوندنی و با مزه نیست به بزرگی و خوش مزگی های خودتون ببخشین . دوم : از عمه حیتایی عزیز تشکر می کنم که توی مدت غیبت داداشیمون ، نیمکت رو اداره کرد و خیلی زحمتها رو کشید و سختی هایی تحمل کرد . دستتو میبوسم عمه جونم ! سوم : از داداش شهرامی گلم عذر میخوام که جسارت کردم . قشنگ تر این بود که اول داداش ارشد خونواده مطالبش رو برامون می نوشت . داداش شهرامی ! توی چشام نگاه نکن که بیشتر خجالت می کشم . چهارم : همه میدونین که توی ایام عید سفری به بندرعباس داشتم . خیلی دلم می خواست از این سفرم و ماجراهاش براتون می نوشتم که متاسفانه نه عکسی گرفتم و نه از جاهای دیدنیش بازدید کردم فقط تنها یه مورد به ذهنم خطور کرد که فکر کنم گفتنش براتون جالب باشه . بعد از اون میرم سراغ عکسها و مطالبی که در مورد سفر کیشم براتون تهیه کردم . این سفر من مربوط به دو ماه پیشه که فکر کنم کمی سرگرمتون میکنه . توی سفرم به بندرعباس ، یه شب به اتفاق خونواده رفتیم پارک دولت که یه محل تفریحی در کناره ساحله دریاست . میتونن دوچرخه و اسب کرایه کنین خودتون واسه خودتون ویراژ بدین ، غیغاژ بدین ، یورتمه برین ( جون خودم اینو گیگیلی گفت ) و همچنان از دریا و ساحلش لذت ببرین . اون شب از شانس خوش من یکی از پسرایی که کنار ساحل نشسته بود داشت واسه دل خودشو بقیه مسافرا گیتار میزد و میخوند . عجب صدایی داشت ، چه ترانه های قشنگی میخوند و چه ماهرانه گیتار میزد . منم رفتم توی عالمه دیگه ......... دلمو زدم به دریا........ توی ساحل قدم می زدمو از اون جو شاعرانه لذت میبردم . و اما سفرم به کیش که در اویل بهمن ماه ۱۳۸۵ بود . فقط من بودم و بابا . ببخشید اگه کیفیت عکسها خیلی بده آخه با موبایلم گرفتم . توی این چند روز علاوه بر رفتن به بازارهای خریدش مثل : پردیس ۱ ، پردیس ۲ ، مرجان ، ونوس ، مریم ، مروارید ، زیتون ، مرکز تجاری ، بال هایپر مارکت ، پانیذ و بازار عربها از جاهای دیدنی کیش مثل : صخره های مرجانی ، کشتی یونانی ، کلبه چوبی ، شهرک حریره ، کاخ شاه معدوم و اسکله تفریحی کنار هتل شایان دیدن کردیم . اگه خسته نمیشین ( که میدونم میشین ) توضیح مختصری راجع به بعضی هاشون میدم خب ؟ صخره های مرجانی : راهنمامون می گفت : کنار این صخره ها گاهی میتونیم بزرگترین لاک پشتهای دنیا رو ببینیم که وزنشون به چندین و چند تن میرسه . این لاک پشتها واسه استراحت میان کنار صخره و البته توی تابستون بیشتر میان . کشتی یونانی : این کشتی که تبدیل به یکی از آثارهای باستانی جزیره کیش شده ، حدود ۳۵ سال پیش توی ساحل به گل نشسته . در محلی که این کشتی غرق شده گسلی وجود داره و بعضی ها عقیده دارن یونانی ها عمدا کشتی رو به سمت این گسل هدایت کردن تا غرق بشه و بتونن به این بهونه از ایران غرامت بگیرن . چند سال پیش داخل این کشتی چایخونه بوده و توریست ها میتونستن برن اون بالا بالا ها چای بخورن . ولی در حال حاضر به خاطر پوسیدگی کشتی ، این اجازه رو نمیدن ( حالا هی گیگیلی به آقاهه اصرار می کرد که منو ببر اون بالا ، شنا بلدم ... آخ از دست این گیگیلی )

کلبه چوبی : این کلبه همونطور که از اسمش پیداست همه ی وسایل اون حتی لوستر هاش از چوب ساخته شده و خیلی هم ظاهر جالبی داره از دم در این کلبه یه مسیر چوبی با نرده های چوبی کشیده تا کنار جاده ......... وای خیلی با صفا بود گیگیلیه بی حیا اینقدر روی این چوبا بپر بپر کرد که آخرش یکیشو شکست و پاش گیر توی تخته ها ........ آخ که دلم خنک شد . این کلبه قبلا به عنوان رستوران ازش استفاده می کردن و شبها از توریست ها پذیرایی میکردن ولی حیف که حالا روی صندلیهاش دو وجب خاک بود........ !!!!!!!!!! کمی دور تر از این کلبه درختی بود که شاید بیشتر از ۳۰۰ یا ۴۰۰ سال عمر داشت و به درخت سبز معروف بود . جالب این بود که این درخت بر عکس بقیه درختها ریشه هاش مثل ساقه ها و برگهاش توی هوا روئیده میشه و بعد این ریشه ها دور هم پیچ میخورن میان توی زمین ریشه میکنن و هی به مرور زمان تنه درخت ضخیم تر و ضخیم تر میشه. به دلیل اینکه برگهاش ضخیمه و آب زیادی لازم داره .

جالب تر اینکه هندی ها ، چینی ها و فیلیپینی ها این درخت رو مقدس میدونن و عقیده دارن که اگه بهش دخیل ببندن حاجت آدم روا میشه . منو گیگیلی رفتیم جلو و دیدیم یه عالمه نخ و ریسمون و پارچه بهش گره دادن و روی تنه درخت رو با دقت نگاه کردیم با انگلیسی روش کنده کاری کرده بودن مثلا نوشته بودن : My visa ، My baby و ...........

شهرک حریره : جای که کلبه چوبی و درخت سبز بود ، اونور جاده مخروبه ای از دور دیده میشد که میگفتن اسمش شهرک حریره بوده . خیلی سالها یا شاید قرن ها پیش بر اثر زلزله خراب میشه که حالا از طرف میراث فرهنگی اونو از زیر خاک در آورده بودن . دیوارها ، راه پله ها و طاق هاش کاملا پدیدار شده بود . کاخ شاه معدوم و اسکله تفریحی شایان : هتلی بنام هتل شایان بود که می گفتن قبلا کاخ شاه معدوم بوده و در کنار اون مجتمع تفریحی بود که هم میتونستیم سوار قایق بشیم هم دوچرخه ، خوراکی ........ به به وای ! منو گیگیلی سوار قایق شدیم ۲۰ دقیقه رو دریا مارو چرخوندن و ماهی ها رو بهمون نشون دادن ، صخره های مرجانی رو دیدیم . تازه نایلون توی کیفمون داشتیم قایقرونه هم بهمون نون داد و ایستاد تا ماهی بگیریم اما میگفت فقط مسافرا اجازه دارن ، قایقرونها نه . گیگیلی نون ها رو ریز ریز می کرد میریخت روی آب دریا تا ماهی ها میومدن نونها رو بخورن منم با نایلون میزدم زیرشون و میگرفتمشون .......... وایییییییییییییی چقدر ناز بودن ولی حیف که توی فرودگاه ازمون گرفتن . البته در قسمت دیگری از کیش، در کنار ساحل با شکوه این جزیره ویلایی بود که می گفتن متعلق به شاه معدوم بوده . ساحل با صفایی داشت و با گیگیلی پاچمونو زدیم بالا رفتیم توی آب دریا .

***************************** خلاصه جای همتون خالی خیلی خوش گذشت . از این به بعد سعی می کنم هر سفری برم عکساشو حتما واسه شما بیارم . قول قول ......... خب ؟
حرف های یواشکی : 1- موسیقی جدید ، کاریست به نام «ممنونم» از آلبوم وایسا دنیای رضا صادقی که طبق درخواست آبجی مرجان تهیه ، تنظیم و تقدیم شد ... امیدوارم که خوشتون بیاد ! 2- شاید عمه حیتایی راضی نباشه که این رو بگم اما چون همه اعضای خانواده باید از همه چی مطلع باشن ... بدین وسیله غریبه به اطلاع میرساند که چند روز پیش ، یکی از اقوام عمه حیتایی (البته خدا رو شکر از فامیل های درجه اولشون نبودن) در اثر سانحۀ رانندگی ، به رحمت خدا میرن ... من از طرف خودم و نیمکتم به ایشون تسلیت عرض میکنم و بقیه هم خود دانند ! 3- شهرام جان ... در جریان باش که من و نیمکت و همه نیمکت نشین هااا ، منتظر متن و در صورت نیاز ، عکس های شما هستیم ... میخوام نیمکت رو بترکونی هاااا ؛ ببینم چه میکنی داداشی .
یا حق
|