افسانه جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 24 مهر ماه سال 1384
هوای حوا

به نام حضرت دوست

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودند
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشۀ فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامۀ فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت


شاعر : مشترک مورد نظر ، در دسترس نمی باشد !
خواننده : ناصر عبدالهی
نام اثر : به تیتراژ رجوع شود !
توضیحات : مشترک مورد نظر ، خاموش می باشد !!!

یا حق