نیمکت تنهائی من

 

   اعوذ با لله من نفسی

من خودمم نه خاطره
منظره ام نه پنجره
من یه هوای تازه ام
در انعکاس حنجره

شناسنامه کامل من...

     یادگاری ها

   «کیتارو»

شنبه 30 مهر ماه سال 1384
نکته ها

به نام حضرت دوست

ممنونم از شما دوستان عزیز و بزرگواری که همچنان برکت نگاه تون و لطف و صفای حضورتون رو از وبلاگ من دریغ نکردید و با کامنت های زیباتون ، غریبه رو بیش از پیش شرمنده خودتون می کنید ؛ خیلی متشکرم .

عذر میخوام از اینکه چند روزی به دلیل آپدیت نکردن متعمّدانه ی من ، راحت بودید (!) امیدوارم که از این فرصت کوتاه ، کمال استفاده رو برده باشید .

درسته ؛ من به علت اینکه متاسفانه نتونستم در آغاز ماه مبارک ، خدمت تون برسم و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات تون ، از شما عزیزان التماس دعا داشته باشم ؛ همچنین به دلیل نزدیک شدن به لیالی برپرکت قدر و ... آپدیتم رو به تعویق انداختم . ببخشید ...

راستش من هیچ وقت عادت ندارم که به کسی بگم : « به یاد من باش ! » چون این منم که باید لیاقت به خاطر بودن رو پیدا کنم نه اینکه دیگران رو به زور به یاد خودم بندازم ؛ برای همین ، با تمام وجود از خدای متعال میخوام ، به من این لیاقت رو بده که شما عزیزان در شب های قدر ، حتی اگر شده برای لحظه ای ، به یاد غریبه بیفتید و شفاش رو از خدا بخواهید . « آمین یا رب العالمین » 

دوستان خوبم ، چون در این هفته (( اگر خدا بخواد )) سرم شلوغه و نمیرسم آپدیت کنم ، لذا پیشاپیش شهادت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) رو به شما خوبان تسلیت عرض میکنم و البته طبق روال عادی برنامه ، چون غریبه ها عادت ندارن که به سادگی از کنار مسائل بگذرند (!) شعر ذیل رو هم خدمت تون تقدیم می نمایم . فقط قبل از اون ، عذر حقیر رو به دلیل اینکه نمیتونم در این هفته به الطاف تون ( = کامنت هاتون ) پاسخ بدم ، بپذیرید .


باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
تیرها زهر هَلاهِل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضاست
آهن تَف دیده ی مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است


دست ها را باز در شب های سرد
هااا کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خواب ها
میرسد ته مانده ی بشقاب ها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم ولیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها
...
نکته ها را مو به مو دیوارها ...
                                                                              «« علیرضا عصار »»

یا حق


06:54 AM | غریبه | نظرات [11]

یکشنبه 24 مهر ماه سال 1384
هوای حوا

به نام حضرت دوست

دل من یه روز به دریا زد و رفت
پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودند
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت

یه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شیشۀ فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد
نامۀ فرداها رو تا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت


شاعر : مشترک مورد نظر ، در دسترس نمی باشد !
خواننده : ناصر عبدالهی
نام اثر : به تیتراژ رجوع شود !
توضیحات : مشترک مورد نظر ، خاموش می باشد !!!

یا حق


06:09 AM | غریبه | نظرات [13]

>>

Powered by BlogSky