به نام حضرت دوست
( پسر خالم « میره اول راهنمایی » کنارم نشسته بود و بهم گفت ... ) + امین ! - چیه ؟ + تو اون فیلمه رو دیدی ؟ - کدوم ؟! + همون که یکی توش میگه : یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بر بخورد ( بی اختیار به یک نقطه خیره شدم و به این فکر میکردم که این مطلب رو در کدوم وبلاگ دیدم . بعد از چند لحظه گفتم ... ) - نه ... + چیه ؟ مثل اینکه این رو قبلا شنیده بودی ؟ - آره ... + خیلی قشنگه ، نهههههه ؟ - آره هانی جان ، خیلی قشنگه . خیلـــــــی ... حالا میفهمم که چرا ...
شیدا جان ، غریبه ی خود شیفته « لمپایی» ، نفیسه عزیز ، دوست خوبم هانا و همه کسانی که از دور و نزدیک با من آشنایید . حالا میفهمم که چرا علت بعضی از حکمت های الهی رو نمیفهمم . باید بیشتر فکر کنم ، فکری پویا ، فکری آزاد ، فکری رو به فردا و ... تنها صبر مشکل گشا نیست ؛ نه برای من و نه برای شما !!! صبر لازمه ، اما هیچگاه کافی نیست ...
این بخش هم به سبک « نور بهشتی » :
* خلق الانسان من عجل ، سأوریکم ءایتی فلا تستعجلون * « آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتاب کار است ، ای مردم ، ما آیات خود را بزودی به شما مینمایانیم ، تعجیل مدارید »
دوستان خوبم ، هر چند که میدونم تکرار مکررات کار سختیه اما بیایید این بار به خاطر خودمون ، مسائلی که برامون پیش آمده رو دوباره چک کنیم . شاید در جایی قوانین طبیعی رو نادیده گرفتیم ، شاید یادمون رفته بوده که ما هم جزئی از زمینیم و باید به قواعدش احترام بگذاریم ، شاید ... ؟؟؟ فقط بقول دختر عمو هدی ، جون هر کی دوست دارین نیاین بنویسین زشت بود یا قشنگ ! خواهش میکنم بخاطر خودتون هم که شده ، کمی نقدش کنید ...
یا حق |